این زن استرالیایی خوشقریحه
در مرور فیلم «تیل» اشاره کردیم که سینماگران زن طی این چند سال همه را انگشتبهدهان گذاشتهاند. بسیاری از این فیلمسازان بدون اینکه تحت تأثیر جنبش یا سیاستی خاص قرار بگیرند مسیر فیلمسازی خود را از میان جامعهی زنان انتخاب میکنند. آنها در لنز خود رخدادهایی را میبینند که شاید طی سالهای بسیار از نگاه کارگردانهای مرد دور مانده بود؛ با اینکه برخی از این مردان علاقه داشتند معضلات جنس زن را بیپرده در برابر مخاطب قرار دهند. در مرور آثار سال ۲۰۲۰ در باب فیلمی با نام «دستیار» صحبت کردیم که اولین فیلم کارگردان زن خود، خانم «کیتی گرین»، بود. خانم گرین در آن درام اداری بهسراغ زنی رفته بود که در یک شرکت فیلمسازی دچار استرسی بیش از حد بود. او بهعنوان یکی از زنان معمولی جامعه سعی داشت بهترین خود را در محیط کار ارائه دهد، اما با جملهی «تو تیپ مورد علاقهی رئیس نیستی» مواجه میشد. خانم گرین این جنون پر از اضطراب را در این زن به زیبایی و از نگاه یک زن بهتصویر کشیده بود.
حال کیتی گرین در دومین اثر بلند داستانی خود به کشور زادگاهاش، استرالیا، رفته است و برعکس اثر قبلی، در محیطی کاملاً باز قرار است دوباره مشکلات و معضلات جنس زن را در جامعهای مردسالار بهتصویر بکشد. کاراکترهای اصلی او در این فیلم دو دختر جوان با نامهای «هانا» و «لیو» هستند که برای تعطیلات به استرالیا سفر کردهاند. سکانس افتتاحیهی فیلم همزمان است با خالی شدن کارت بانکی این دو کاراکتر. آنها در این هنگام چارهای ندارند جز سر زدن به یک ادارهی کاریابی و تنها موقعیت خالی گارسونی در میکدهای بسیار دور از سیدنی و میان بیابانهاست. خانم گرین در این اثر مخاطب را با ضربآهنگی ملایم مواجه نمیکند، بلکه برشهای او سیر رخدادها را بهسرعت تصویر میکنند. بطن روایت او در این میکدهی دور از هر محیط شهری بزرگ است و قرار است این دو دختر جوان در جایی مشغول به کار شوند که اغلب مشتریان آن کارگردان معدنی هستند که کمتر با جنس مخالف برخورد داشتهاند.
خانم گرین در روایت خود قرار است هانا و لیو را به دهان شیر بفرستد. در طول پردهی دوم دائم هیجان این را داریم که ممکن است قتل، تجاوز یا حادثهای ناگوار رخ دهد. اما اگر فیلم اول خانم گرین را مشاهده کرده باشید، از این مطمئن خواهید بود که قرار نیست رخدادی جز آن چیزی که در منطق روایی فیلم جای میگیرد تصویر شود. همینگونه هم میشود و این دو دختر جوان در میان اجتماعی از مردان تشنهی رابطهی جنسی قرار میگیرند که هر کدام در پس چهرهای که از خود نشان میدهند جز انسانی ضعیف و شکستخورده چیزی نیستند. بهسبب همین شخصیتپردازی نکتهبینانهی خانم گرین است که مخاطب در پردهی دوم تکتک این مردان را میشناسد و میداند که چشمهای پر از شهوت آنها قرار نیست منجر به خلق یک اثر اکشن یا جنایی شود. هانا و لیو در این اثر دو دختر جوانی هستند که تاکنون از نزدیک چنین اجتماعی را تجربه نکردهاند. خانم گرین برای درک بیشتر این محیط، دو گارسون قبلی را در شب آخر سکونتاشان در این میکده مقابل چشم ما قرار میدهد؛ دو دختر بریتانیایی که مانند هانا و لیو فقط برای خرج سفر خود به این مکان آمدهاند و حال در شب انتهایی خود همچون دو زندانی گویی آزاد شدهاند.
کیتی گرین در این فیلم سعی دارد از منظر یک زن بنبستی اخلاقی را تصویر کند. دوربین او در زاویههایی درست قابهایی میبندد که مخاطب بهخوبی این گذرگاههای اخلاقی را درک میکند و هانا جلوتر از لیو تبدیل به چشم مخاطب میشود. در این روایت هانا است که لحظهبهلحظه سعی میکند خود را با محیط سازگار کند و همچون خواهری بزرگتر مراقب لیو باشد. در پردهی سوم این مراقبت تبدیل به جنونی مالیخولیایی میشود که هانا در یک آن احساس میکند که لیو تقریباً در حال ورود به کالبد همان دو دختر بریتانیایی است. بازی خوب «جولیا گارنر» در نقش هانا نشان از این دارد که همکاری موفق این بازیگر و خانم گرین در اثر قبلی باعث شده تا کارگردان استرالیایی بدون هیچ تعللی دوباره از او بهعنوان نقش اول اثر دوم خود استفاده کند. فیلم «هتل رویال» برای مخاطب زن و مرد موقعیتی دراماتیک را طرح میکند تا برای لحظهای به درکی درست از تعاملات روزمرهی این دو جنس برسند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.