پوستر فیلم تیل

درون‌مایه تلخ این درام فدای نگاه بی‌مایه‌ی کارگردان شد

تیل
Till
محصول ۲۰۲۳ – ایالات متحده، بریتانیا
ژانر تاریخی، درام
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

به‌راحتی می‌توان لیست بلندبالایی از کارگردان‌های زن در سینما تهیه کرد. در طی این چند سال با زنان فیلم‌سازی مواجه شده‌ایم که در ژانرهای مختلف سینمایی هنر خود را به رخ مخاطب می‌کشیدند. اما در مقابل کم نیستند کارگردان‌هایی (که بخش اعظمی از آن‌ها در هالیوود نفس می‌کشند) که اسیر سانتیمانتالیسم و احساسات می‌شوند و آثاری به‌شدت ضعیف را در برابر مخاطب قرار می‌دهند. خانم «چینونیه چوکوو» که اصالتی نیجریه‌ای دارد در اثر جدید خود سعی کرده به قرن بیستم و رخدادی تلخ در جامعه‌ی سیاه‌پوستان وارد شود.

«میمی نیل»‌ زنی‌‌ست که به‌همراه دوست‌پسر و پسر نوجوان‌اش در شیکاگو زندگی می‌کند. کارگردان در نگاهی خلاصه و به سبک درام‌هایی که قرار است ما را با فقدانی دردآور مواجه کنند، روی رابطه‌ی احساسی تیل و این پسر نوجوان متمرکز می‌شود. اما این تمرکز آن‌قدر بودار است که مخاطب از همان ابتدا با خمیازه‌ای کشیده منتظر می‌ماند تا در جایی این پسر از دست برود. ماجرای فیلم به دهه‌ی ۱۹۵۰ بازمی‌گردد؛ دهه‌ای که در آن سیاه‌پوستان هنوز دارای شأن اجتماعی آن‌چنانی نبودند؛ به‌خصوص در جغرافیایی چون می‌سی‌سی‌پی. پسر نوجوان که مادر او را «بو» می‌خواند، همراه عمو و پسرعموهای خود به می‌سی‌سی‌پی می‌رود. «بو» در آنجا اسیر سفیدپوستان تشنه‌به‌خون سیاه‌پوستان و به‌طرز فجیعی کشته می‌شود. در پرده‌ی دوم روایت شاهد دادخواهی مادری هستیم که همه‌چیزش را از دست داده و با اینکه می‌داند قرار نیست قاتلان به سزای اعمال خود برسند، اما حرکت خود را تبدیل به جنبشی در جامعه‌ی سیاه‌پوستان آمریکایی می‌کند.

کارگردان نیجریه‌ای همه‌ی آن مواد لازم برای پرداخت یک روایت خوب و تأثیر‌گذار را در اختیار دارد. اما تنها کاری که از این کارگردان شاهد هستیم بی‌ذوقی در تصویر کردن این رویداد تاریخی است. خانم چوکوو ردپایی از خود در این فیلم به‌جای نگذاشته که مخاطب از طریق آن بتواند حضور پررنگ یک کارگردان را حس کند. شاید برای درک این موضوع بهتر است به تمرکز کارگردان روی دو سوی این ماجرای تلخ نگاهی بیندازیم. برخی فیلم‌سازان سعی می‌کنند در پرداخت به چنین موضوعی زاویه‌دید هر دو سوی ماجرا را داشته باشند تا مخاطب را ابتدا از گزارش‌گویی صرف یک رخداد تاریخی دور کنند و سپس داستان خود را با حرارت بیشتری تبدیل به یک درام تأثیرگذار کنند. برخی دیگر اما فقط‌و‌فقط روی طرف مظلوم این ماجرا متمرکز می‌شوند و با فرم روایی خاص خود روایت را وارد دالان‌های سوررئالیسم و فانتزی می‌کنند. اما خانم چوکوو متعلق به هیچکدام از این دو دسته نیست. او حتی نمی‌داند چگونه از بازیگران خود بازی بگیرد و موقعیت دراماتیک ایجاد کند. به لحظه‌ی برخورد «بو» با زن فروشنده توجه کنید. مخاطب در آن لحظه باید فقط با اخطارهای شفاهی مادر و پسرعموها متوجه شود که در این مکان هر حرکتی از سوی سیاه‌پوستان مساوی با مرگ است. یک کارگردان متوسط در چنین نقاطی ابتدا مخاطب را با چند سکانس از وحشی‌گری طرف مقابل روبه‌رو می‌کند و سپس وارد این ماجرا می‌شود. این نگاه خلاصه و شفاهی کارگردان را می‌توان در جای‌جای فیلم مشاهده کرد. مخاطبی که از رخدادهای این دهه در جامعه‌ی آمریکایی آگاهی ندارد نمی‌تواند با این اثر و تلخی درون‌مایه‌اش ارتباط برقرار کند. در هر حال باید گفت که خانم چوکوو کارگردان خوبی نیست و شاید هر درام دیگری در دستان او تبدیل به چنین تصویر ضعیفی شود، در صورتی که همان درام در دست کارگردان دیگری پتانسیل تبدیل شدن به یک اثر سینمایی خوب را خواهد داشت.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟