نام این افتضاح فیلم نبود
بعد از فیلم کاملاً متوسط «اره» که بسیاری از طرفداران دلهرههای هالیوودی را ناامید کرد، حال نوبت به جنگیر رسیده است. اولین نکتهای که قبل از تماشای این فیلم باعث تعجب میشود، نام آقای «دیوید گوردن گرین» بهعنوان کارگردان است. در مرور سری فیلمهای فرنچایز «هالووین» اشاره کردیم که این کارگردان بهخوبی توانست این فرنچایز را زنده کند و در همان مرورها منتظر این بودیم که آقای گوردون بتواند همین کار را با سری فیلم های «جنگیر» انجام دهد. بسیاری از مخاطبانی که تجربهی آثار آقای گرین را داشتند، امیدوارانه منتظر رسیدن سال ۲۰۲۳ و اکران جنگیر بودند. اما آن چیزی که مقابل همهی آنها قرار گرفت نهتنها فرسنگها، بلکه دنیاها با جنگیری که میشناختند فاصله داشت.
آقای گوردن از همان ابتدا مسیر را اشتباه میرود. او در دنیایی قرار است روایت خود را خلق کند که دنیای جنگیر نیست. در این دنیا تقابل انسان و شیطان را میبینیم و همانطور که جنگیر سال ۱۹۷۳ نشان داد چیزی بیشتر از رابطهی صلیبها و نالههای شیطانی است. اما کارگردان این فیلم از همان ابتدا همهچیز را فراموش کرده و سعی دارد از طریق رخدادی که برای کاراکتر «ویکتور» میافتد وارد عنوان خود شود. اما اینکه عنوان فیلم شما «معتقد» نام داشته باشد و نتوانید آن را در قابی درست به مخاطب ارائه دهید نشان از ضعف شماست. شاید برای درک این فیلم رجوع به اثر «جنگیری در ایستفیلد» بد نباشد. در آن اثر کارگردان استرالیایی بهخوبی توانست از درون یک رخداد ماورائی در ذهن مخاطب به درون جنایتی هولناک وارد شود. در فرنچایز جنگیر مسلماً خبری از این نگاه عمیق نبود، اما در هر حال انتظار داشتیم کارگردان به آنچه که کل این سری فیلمها به آن وفادار بودند پایبند بماند.
آیا کارگردان این فیلم قصد دارد همهچیز را از زاویهدید خود روایت کند؟ اگر اینگونه است، آقای گوردن به چه علتی حتی قادر نیست منطق روایی خود را به مخاطب ارائه دهد؟ آیا حضور «کریس»، کاراکتر مادر در اثر اصلی جنگیر، فقط برای کور شدن بود؟ مسیر این روایت به بیراهه است. آقای گوردون حتی نتوانسته یکدرصد از توان خود را در عرصهی فیلمسازی نشان دهد. کاراکترهای او در این فیلم بهقدری کاغذی و ناپخته هستند که مخاطب نمیتواند با آنها ارتباط برقرار کند. فیلم جدید جنگیر نه کاراکتر دارد و نه منطق روایی. آقای گوردن در کنار این ضعفها حتی نتوانسته بهلحاظ تکنیکی نیز مخاطب را راضی نگاه دارد. در هر حال همه در سال ۲۰۲۳ به سر میبریم و انتظار میرود اثری که قرار است بهصورت فولفریم در مقابل مخاطب قرار بگیرد، کمی بهلحاظ تکنیک جلوههای ویژه و چهرهپردازی او را راضی نگاه دارد. اما این اتفاق نمیافتد. شاید شاهد این ادعا همان سکانس مضحک کلیسا باشد که حتی دیگر در آثار سینمای گروه ب نیز نمیتوانیم چنین استفادهی مضحکی از جلوههای ویژه را پیدا کنیم. آقای گوردن ضعف خود در بازیگردانی بازیگران نوجوان را پشت استفاده از جلوههای ویژه پنهان کرده است.
فیلم جدید جنگیر که شروعی بر چندگانهی آقای گوردن در این دنیاست ناامیدکننده بود. آقای گوردن در سال ۲۰۲۵ قرار است فیلم دوم خود را در دنیای جنگیر روی پرده ببرد و اگر قرار باشد روی همین ضعفها پافشاری و لجاجت کند، شاید با سقوط سختی مواجه شود. اما نکتهی امیدوارکننده در خانوادهی گوردنها این است که آنها همیشه از ضعفهای خود در جهت بهبود آثارشان استفادهی بهینه میکنند. باید منتظر بود و دید.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.