«آرکی» به همراه پدر اختاپوساش در گوشهای از جزیرهای سحرآمیز زندگی میکنند. پدر تلاش میکند به دختر نیمهانسان، نیمهاختاپوس خود یاد دهد که چگونه نیروی زندگی باشد و با تمرکز بتواند به گیاهان زندگی و شادابی را ببخشد، اما بهنظر میرسد آرکی هنوز این توانایی را ندارد. در گوشهای دیگر از این جزیره اما کسانی هستند که به دنبال در اختیار گرفتن نیروی زندگی بوده و میخواهند از آن برای مقاصد خودخواهانهاشان استفاده کنند.
با دیدن پوستر انیمیشن «دختر ترسناک» بدون شک هر سینمادوستی به یاد «تیم برتون» و انیمیشنهای خارقالعادهی دههی ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ او میافتد. انیمیشنهایی که هر یک از آنها دنیایی عجیب و خلاقانه را در برابر مخاطب خود قرار میدادند و زیبایی بصری و داستانی آنها هر مخاطبی را به وجد میآورد. مخاطب با دیدن انیمیشنهای برتون خود را درون دنیایی بیانتها متصور میشد که هر زمان باید منتظر شخصیتهایی جذاب و اتفاقاتی هیجانانگیز میبود. انیمیشن «دخترترسناک» هم شاید با همین تصور ساخته شده است. انیمیشنی که در ابتدا کتابهایی مصور و بازیهایی جذاب بوده و سپس در سال جدید تبدیل به روایتی سینمایی شده است. اما آیا این روایت سینمایی توانسته است مخاطبان قدیمی و جدید خود را راضی کند؟ باید گفت: هرگز.
این انیمیشن مملو از داستانهای بیسروته، شخصیتهای بیهویت و اتفاقاتی بیمعنی است که در کنار هم قرار گرفتهاند و میخواهند مخاطب را جذب خود کنند. در این انیمیشن همه چیز مبهم است. از دنیایی که معلوم نیست چگونه دنیایی است، تا شخصیتهایی که برای آنها هیچ هدف و گذشته و حتی آیندهای وجود ندارد. گذشتهی آرکی چه بوده و چرا دقیقا اختاپوس و پدر واقعی آرکی با هم دشمن هستند؟ چه اتفاقی رخ داده که آرکی یک بار مرده است و بار دیگر در کنار اختاپوس در حال زندگی است؟ چرا پدر واقعی آرکی تلاش دارد بدون هیچ فکری دختر خود را بار دیگر زنده کند؟ نگهبانی که در کنار پدر آرکی کار میکند یا دو فردی که در ابتدا خواهان دستگیری اختاپوس برای پول هستند چگونه افرادی بوده و چرا به سرعت و در یک چشم به هم زدن تغییر رفتار میدهند؟ اصلا این شخصیتها چه میخواهند و به دنبال چه چیزی هستند. جدا از شخصیتها مشخص نیست سازوکار این دنیا چگونه است. کسانی که در آن زندگی میکنند چگونه افرادی هستند و چه میخورند و چرا شمایلی عجیب و غریب دارند. هیچ کنش و واکنش، هیچ داستان و هیچ شخصیتی، هیچ چیز در این انیمیشن معنایی ندارد و مخاطب چه مخاطب کودکی که مخاطب هدف این انیمیشن است و چه مخاطب بزرگسالی میخواهد در کنار کودکاش این روایت را ببیند هیچکدام نمیتوانند منطق رواییای را در آن پیدا کنند و تا انتها گیج و منگ در تلاشی بیهوده میمانند.
این انیمیشن اما صداپیشگانی خوب را برای شخصیتهای خود انتخاب کرده است و اما با شنیدن صدای آنها مخاطب به حیف شدن این المان مهم در این انیمیشن آشفته میرسد. تصاویر هم زیباییهای خاص خود را دارند. رنگها و شکلهایی که اگر برای آنها مفهوم و هدفی وجود داشت میتوانست مخاطب را جذب دنیای خود کند و باعث دقت هر چه بیشتر مخاطب به آنم شود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.