اسلشر سوئدی کاملاً در خدمت کلیشهها
سینمای اسکاندیناوی را به ضربآهنگ ملایم و صبر بیشازحد کارگردانهایاش میشناسیم. اینکه اثر در چه ژانری باشد فرقی نمیکند، هر کارگردانی در این منطقهی جغرافیایی میداند که باید طبق یک قاعدهی فرمی اثر خود را روی پرده ببرد. آقای «یوهانس پرسون» اما یکی از آن دست کارگردانهایی است که تصمیم گرفته خط مشی هالیوود را در آثار دلهرهی خود پی بگیرد و بهنوعی نظم ناپیدای موجود در آثار منطقهی جغرافیاییاش را بشکند. باید گفت چنین تصمیمی زمانی اتخاذ میشود که بدانی فرم بصری پیشینیان تو دچار اشکالات ساختاری است و برای بهبود وضعیت بهسراغ فرمی دیگر میروی. در این نقطه آقای پرسون ساختارشکنی اشتباه را برای خود برگزیده و نتیجهی آن هم فیلمی با نام «خوراک» شده است.
زمانی که وارد فیلم میشویم همچنان امید داریم که فیلمی قدرتمند را در سینمای سوئد شاهد باشیم؛ بهخصوص با درونمایهای که آقای پرسون انتخاب کرده است. او ابتدا با یک افتتاحیهی خلاصه و کشتهشدن یک اینفلوئنسر موضوع را از طریق اخبار و شبکههای اجتماعی برای مخاطب روشن میکند. بهنظر میرسد در یک منطقهی تفریحی و در کنار یک دریاچه جادوگری وجود دارد که از بستر دریاچه به بیرون میآید و انسانها را همچون یک طعمه شکار میکند و آنها را به ته دریاچه میبرد. طبق معمول گروهی از اینفلوئنسرها برای تحقیق و به دعوت از زوجی که در آن منطقه کلبه اجاره میدهند به این منطقه میآیند تا بهصورت آنلاین با این موجود عجیب مواجه شوند. آنچه بیشتر از هر چیزی باعث دوری مخاطب از این اثر میشود شخصیتپردازیهای نیمهکارهی کارگردان و صد البته هالیوودی اوست. بهطور مثال کاراکتر اصلی داستان، «الین»، همان دختر توپر و کاملاً معمولی و کیوتی است که برعکس دیگران به محیط زیست علاقهی خاصی دارد و بهجای گوشت از سویا استفاده میکند. هر مخاطبی که در ژانر دلهره تجربهی تماشای اثری را داشته باشد، بهراحتی متوجه میشود که الین همانیست که باید خونآلود از درون این آشوب خارج شود.
آقای پرسون خیلی دیر به فکر استفاده از کلیشههای هالیوودی افتاده است؛ بهخصوص اسلشرهای آخر هفتهای و کنار دریاچهای. او شاید آخرین فیلم فرنچایز «پیچ اشتباه» را تماشا نکرده است. آقای پرسون باید بداند که هالیوود هم در چند سال اخیر سعی دارد فرصت را به کارگردانهایی بدهد که ژانر پرطرفدار دلهره را دچار پوستاندازی کنند. اما این کارگردان سوئدی هم از ساختار فرمی سینمای سوئد خود را رهانیده و هم در ظرفی اشتباه از فرم هالیوودی تخممرغهای خود را گذاشته است. فیلم «خوراک» اثری با درونمایهی گیراست که اتفاقاً مخاطب بهدلیل تعدد کاراکترها آن را تا پایان پردهی اول دنبال میکند، اما مشکل آنجاست که در پردهی دوم دیگر قرار نیست این تنوع کاراکتر روی او تأثیر بگذارد و بیشتر شاهد افههای مضحک در شخصیتپردازی الین است که هیچ نشانی از یک شخصیت اول باهوش و با ذکاوت ندارد.
اینکه در سینمای سوئد چنین آثاری در حال گسترش هستند نشان از آن دارد که سوئدیها هم بدشان نمیآید نگاهی دیگر و بهنوعی سادهتر به سینما داشته باشند و کمی هم گیشهها و پلتفرمها را بهسوی خود روانه کنند. اما انتخاب چنین آثاری با نگاه کارگردانهایی چون پرسون چیزی جز آب در هاون کوبیدن نیست.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.