پوستر فیلم واکاوی یک سقوط

گزاره‌ی سقوط برای بنای زندگی جدید

واکاوی یک سقوط
Anatomy of a Fall
محصول ۲۰۲۳ – فرانسه
ژانر جنایی، درام
امتیاز ۴
نویسنده مصطفی ملکی

چند کاراکتر زن را در سینما می‌شناسیم که از زاویه‌دید کارگردان و بدون اینکه بحران‌های زندگی او را از پا در بیاورند تبدیل به کاراکتری قدرتمند در سرتاسر روایت می‌شود و فقط‌و‌فقط از درون دالان‌های منطق خود را با این بحران‌ها مواجه می‌کند. شاید اگر کمی به ذهن خود فشار بیاوریم با تعداد کمی از این کاراکترها روبه‌رو شویم. خانم «ژوستین تریه» در سال ۲۰۲۳ روی قله‌ی کارنامه‌ی فیلم‌سازی خود گام نهاده و از طریق گذرگاه‌هایی چون «در تختخواب با ویکتوریا» و «سیبیل» پا به درون «واکاوی یک سقوط» گذاشته است.

روایت خانم تریه با لایه‌ی ضخیمی از فاکتورهای یک اثر جنایی پوشانده شده است، اما کیست که پس از تماشای فیلم لحظه‌ای به هیجان‌های حاصل از یک اثر جنایی بپردازد. خانم تریه در اثر خود از همان مسیری می‌گذرد که کارگردانی چون «پارک چان ووک» در فیلم «تصمیم به ترک» گام در آن نهاده بود. اما باز هم مسیر تریه با پارک متفاوت است و به‌جای عبور از دالان‌های رئالیسم شاعرانه وارد دنیای خشک منطق می‌شود.

کاراکتر اصلی تریه در این فیلم زنی با نام «ساندرا»ست. تریه فیلم را از طریق مصاحبه‌ی ساندرا با یک دانشجوی دکترا آغاز می‌کند که برای کندوکاو یکی از رمان‌های او به خانه‌ی کوهستانی آن‌ها آمده است. در برش‌های موازی فرزند ساندرا، «دنیل»، که کم‌بیناست آماده‌ی بیرون رفتن با سگ محافظ خود می‌شود و در سویی دیگر با بلند شدن صدای موسیقی صحبت‌های بین ساندرا و دانشجوی دختر کم‌و‌کم‌تر به گوش می‌رسند. همسر ساندرا، «ساموئل»، گویی با صدای بلند در حال انجام کاری‌ست و همین امر باعث می‌شود مکالمه‌ی این دو به پایان برسد. دوربین با بالا رفتن ساندرا از پله‌ها که گویی در حال رفتن به‌سمت اتاق ساموئل است، با یک برش خود را به دنیل می‌رساند و او را در میان برف‌ها دنبال می‌کند. تریه در این پیاده‌روی چند تعلیق نفس‌گیر را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند و به‌نوعی حواس او را از آنچه که قرار است در خانه رخ دهد پرت می‌کند؛ دنیل را در چند مسیر و کوره‌راه تا نزدیکی سقوطی که مخاطب از عنوان فیلم انتظارش را می‌کشد تصویر می‌کند و همین چند نما کافی‌ست تا در سکانس بعدی همه‌امان متعجب شویم. ساموئل غرق در خون روی برف‌های سفید مقابل در ورودی خانه سقوط کرده و این شروع ماجرایی‌ست که تریه قرار است از طریق آن ما را درگیر روایت خود کند.

بگذارید تکلیف خود را با عنوان فیلم مشخص کنیم. خانم تریه در این عنوان با ذکاوتی مثال‌زدنی ما را در برابر دو رخداد قرار می‌دهد؛ ابتدا آنچه که در دادگاه و جریان خودکشی یا قتل ساموئل می‌گذرد و دیگری زندگی از هم پاشیده‌ی ساموئل و ساندرا که پس از تصادف دنیل دچار نوعی فروپاشی اخلاقی و عاطفی شده بود. تریه جلسات دادرسی را تبدیل به اتاقی می‌کند برای شکل دادن به مکالماتی که تک‌تک واژه‌ها، اصطلاحات و جملات آن‌ها ساختار روایت را شکل می‌دهند. در این جلسات با مقوله‌ی زن، مرد، جنسیت، تعاریف عرفی و اجتماعی از آنچه که بین یک زوج می‌گذرد، فروپاشی یک انسان پس از یک رخداد غم‌انگیز، احساس گناه و مهم‌تر از همه گذر انسان از دالان منطق یا احساس در مواجهه با مشکلات رو‌به‌رو می‌شویم. ساندرا در این اثر همان زن قدرتمندی‌ست که مواجهه‌ی احساسی خود با مشکلات را در گذشته بسته‌بندی کرده، همه‌اشان را از طریق رمان‌هایی که نگاشته به گوشه‌ای از ذهن خود فرستاده و حال همچون انسانی که می‌داند در این هیاهو چگونه نفس بکشد در برابر دادستان، فرزند، رسانه، قاضی و همه‌ی افکار عمومی کمر خم نمی‌کند. فیلم واکاوی یک سقوط در باب فروپاشی زندگی یک زوج است که قرار است از طریق سقوط یکی از این دو- چه فیزیکی و چه احساسی- پایه‌های بنایی جدید را در زندگی آن‌ها ایجاد کند. پرده‌ی سوم فیلم و زمان تصمیم‌گیری دنیل برای آخرین حضور در دادگاه درست همان گام قبل از رسیدن به قله ا‌‌ست که با هر انتخاب دنیل در تحلیل تجربه‌ی زیسته‌ی خود پس از تصادف می‌تواند منجر به آخرین سقوط یا تماشای یک منظره‌ی جدید روی قله شود. فیلم خانم ژوستین تریه بدون اینکه بخواهد خود را در دامان هر سانتیمانتالیسمی بیندازد، یکه‌و‌تنها و بدون روتوش از زندگی می‌گوید.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟