کارگردان جوانی که آیندهی روشنی در پیش دارد
فردی را تصور کنید که بیرون از یک مجلس مهمانی ایستاده و به تمامی حاضران خیره شده است. او بهیکباره به تمامی میزها حمله میکند و با لگد همهی بشقابها و تزئینات را به اینسو و آنسو پرتاب میکند. در این میان کسی هم مقابل او نمیایستد و از دل این آشوب نظمی دیگر شکل میگیرد. خانم «اما سلیگمن» که در فیلم «عزیز دل در مراسم شیوا» به آرامی و در درامی تقریباً تکلوکیشنی به درون ذهن دختری جوان رفته و از طریق او تناقضهای جامعه را نسبت به دو جنس مرد و زن تصویر کرده بود، حال در اثری متهورانه همچون همان فرد بیرون از مهمانی بزرگ بهیکباره به نظم پر زرق و برق تینیجریهای هالیوودی حملهور میشود تا درونمایهی خود را تصویر کند.
فیلم «بازندهها» ضربآهنگی بهمراتب بالاتر از همان تینیجریهای هالیوودی دارد و با جسارت خاص کارگردان خود به درون مدرسهای میرود که همهی کاراکترهای کلیشهی این آثار را در خود جای داده است؛ از پسر خوشهیکل تیم فوتبال تا دختران باربیشکل گروه رقصندهها و تعدادی دختر و پسر معمولی که در این دوقطبی میلولند. تقریباً در ابتدای فیلم همهی این کلیشهها را شاهد هستیم و بهنوعی انتظار همهچیز را داریم جز کاری که خانم سلیگمن قرار است انجام دهد. او از طریق دو کاراکتر «پی.جی» و «جوزی» وارد روایت میشود. این دو بعد از تعطیلات تابستان قصد دارند بهعنوان دو دانشآموز دگرباش با دخترانی که در نظر دارند وارد رابطه شوند که اتفاقاً هر دو دختر مد نظر آنها در میان دختران رقصنده هستند. خانم سلیگمن بیآنکه ترسی داشته باشد بهخوبی همهی نظم موجود را در کلیشه میشکند و با ساختار روایی خود وارد داستان میشود.
این فیلم در باب فمینیسم و تعاریف مختلف از آن است. کارگردان حتی در پارههایی از فیلم و از طریق تختهسیاه کلاس به تاریخشناسی این جنبش و شکلگیری آن میپردازد، اما هیچگاه سعی نمیکند شعاری را در میان دیالوگ کاراکترهایاش جای دهد. همهچیز طبق داستانی که او در ذهن دارد پیش میرود. سلیگمن در فیلم شیوا سعی کرد از طریق درامی نرم وارد تناقضهای اخلاقی یک دختر جوان شود. اما در این اثر او سعی دارد در همهمهای بسیار همهی زنان آسیبدیده در جامعهی مردسالار را مقابل مخاطب خود قرار دهد و اتفاقاً هر بخشی از جامعهی زن میتواند خود را از طریق یک کاراکتر وارد داستان کند؛ زنانی که مورد تعرض جنسی قرار میگیرند، زنانی که میخواهند جز جاذبههای جنسیاشان حرفی برای گفتن داشته باشند یا زنانی که درگیر بحرانهای جنسی و افسردگی حاصل از میانسالی هستند و انبوهی دیگر از زنان یک جامعه که هر کدام بهنوعی سعی دارند در جامعه نفس بکشند.
فیلم «بازندهها» نشان از گام محکم و بزرگ کارگردان زن خود در ارائهی تصویری دیگر از جامعهی زن دارد. سلیگمن آنقدر خوب با کلیشهها بازی میکند که مخاطب سینمای سرگرمی هم غرق اثر او میشود. در این فیلم شاهد هستیم که او چگونه استفاده و بهرهی خود را از «باشگاه مشتزنی» فینچر میبرد و از این طریق کاراکترهای مد نظر خود را در این دبیرستان گلچین میکند. سینمای ایالات متحده برای ارائهی درک درستی از جامعهی زن توسط زنان به چنین آثاری نیاز مبرم دارد که بتوانند مخاطب را از درون حبابی که فمینیسم مزدبگیر رسانهای و جریان اصلی دور او باد کرده خارج کنند تا این مخاطب کمی در دنیای خشن واقعی تنفس کند. بهنظر میرسد جامعهی زنان نیاز به چنین کارگردانهایی دارد که بتواند از درون قابهای آنها واقعیت جامعه و همهی آن چیزهایی را که حول او رخ میدهد درک کند. اما زمان نیاز است که مخاطب سینمای سرگرمی که به برشها و کلیشههای مرسوم عادت کرده قادر باشد از درون روایتهایی چون فیلم «بازندهها» به روایتی از جنس زن برسد. سلیگمن یکی از زنانی است که بدون تأثیرپذیری از جریان اصلی فمینیسم ایالات متحده زن را در قابهایی زنانه تصویر میکند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.