پوستر فیلم یکسره قاتل

تقابل نسل‌ها از زاویه‌دیدی کاملاً سطحی

یکسره قاتل
Totally Killer
محصول ۲۰۲۳ – ایالات متحده
ژانر دلهره، کمدی
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

در ایالات متحده فیلم‌ساز دورگه کم نداریم و در بین بسیاری از فیلم‌سازان معاصر تا چشم کار می‌کند تنوع نژادی را می‌توان مشاهده کرد. آنچه بیش از همه باعث حسرت ما فارسی‌زبانان می‌شود، حضور پررنگ فیلم‌سازانی است که با مهاجرت والدین به ایالات متحده دیگر بخشی از این کشور محسوب می‌شوند و اتفاقاً هر کدام در ژانرهای گوناگون سینمایی مشغول خلق اثر هستند. خانم «ناهناتچکا خان» یکی از این افراد است. این کارگردان زن در دومین اثر بلند خود به‌سراغ هالووین رفته و سعی دارد از طریق درون‌مایه‌ی فرنچایزهای معروف هالووینی به درون روایت خود رفته است.

این کارگردان زن در روایت‌اش سعی دارد از قاتل سریالی ماسک‌دار و رخدادهای روایی «بازگشت به آینده»‌ ترکیبی از دلهره و کمدی را مقابل مخاطب خود قرار دهد. کاراکتر اول فیلم دختری با نام «جیمی» است که همچون بسیاری از نوجوانان هالیوودی در ابتدا چهره‌ای عبوس از او می‌بینیم. البته کارگردان در ابتدا گزارشی از قتل‌های سال ۱۹۸۷ را به مخاطب می‌دهد که هر سه کشته‌ی آن سال دوستان صمیمی مادر جیمی بوده‌اند. این گزارش‌ها درکی از یک کمدی-دلهره‌ی تینیجری را می‌دهند و کارگردان هم چندان سعی ندارد خلاف این کلیشه عمل کند. در این روایت عملاً با یک مسیر روایی کاملاً تکراری مواجه هستیم که کارگردان در آن سعی دارد از ساختار مورد نظر عدول نکند. اینکه بخواهیم سفر در زمان و قاتل سریالی ماسک‌دار را با هم در یک روایت بگنجانیم شاید در هالیوود بسیار جذاب به‌نظر برسد، اما در اینگونه روایت‌ها با ساختارشکنی سینمایی خاصی مواجه نیستیم. کارگردان زن این روایت نیز با توجه به گروه جنسی‌ای که او حامی آن است سعی دارد در لابه‌لای سطور روایت خود این مقوله را هر چند کم‌رنگ به خورد مخاطب دهد. تکه‌های کلامی کارگردان در بین دیالوگ‌های جیمی و مردمان دهه‌ی ۱۹۸۰ آن‌قدری جذاب به‌نظر نمی‌رسند و بوی سانتیمانتالیسم می‌دهند. گویی خانم خان همه‌چیز را در ویدیوهای تیک‌تاکی می‌دیده و از طریق همین شوخی‌های سخیف قصد داشته تفاوت بین سال‌های ۱۹۸۷ و ۲۰۲۳ را نشان دهد. اینکه جیمی با دیدن مناسبات آن دهه فقط در حال پیف‌پیف کردن است نشان از این دارد که کارگردان از مناسبات انسانی در سال ۲۰۲۳ بسیار راضی است و نوجوان هزاره‌ی سومی را موجوداتی آگاه و همه‌چیزدان می‌داند؛‌ توجه داشته باشید که نوجوان آن دهه در حال لذت بردن از دیوید بویی، اریک کلپتون، کوئین، پینک‌فلوید و بسیاری بزرگان بلوز و جز و راک بود و نوجوان اکنون در حال شلنگ‌تخته‌انداختن با گومز و بیلی آیلیش و تیلور سوییفت است. زمانی که قیاس کارگردان را از این زاویه‌‌دید می‌نگریم، این فیلم آن‌قدرها هم نتوانسته از ماشین زمان خود به‌عنوان اهرم جذابیت استفاده کند.

فیلم جدید خانم خان نشان می‌دهد که جامعه‌ی مهاجر ایرانی که در ایالات متحده رو به سینما آورده‌اند، اگر بخواهند به‌خوبی می‌توانند به درکی درست از سینمای ژانری برسند؛ آن‌قدر که مترو گلدوین مایر به آن‌ها اعتماد کند و پروژه‌ای را در اختیارشان قرار دهد. اما خانم خان باید این نکته را در ذهن داشته باشد که به دام سانتیمانتالیسم جنسیتی و نژادی نیفتد و بذاند که گلدوین مایر در اختیار آمازون و شرکای معلوم‌الحال آن است. اثر جدید او برای مخاطب سینمای سرگمی پیرنگ جذابی دارد و به‌خوبی می‌تواند این مخاطب را تا انتها همراه خود بکشاند. اما در معنای سینمایی، این فیلم چندان چنگی به دل سینما نمی‌زند و در همان حباب‌های سطح شناور باقی می‌ماند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟