آقای چاوز مسیر رواییات را عوض کن
سینمای هالیوود در مسیرهایی کاملاً شبیه سینمای تجاری ژاپن است. در بین تجاریسازها ژاپنی و بهخصوص تجاریسازهایی که کار خود را از درون مانگاها آغاز میکنند رسم بر این است که یکبار بهطور کامل از طریق سریالهای انیمه مانگا را به انتها برسانند و پس از آنکه مخاطب پر و پا قرص جمع کردند، همان انیمه را تبدیل به یک انیمهی سینمایی و این اثر سینمایی را تبدیل به یک فرنچایز میکنند. حال اگر مشاهده کنند هنوز مخاطبان پای طعمه ماندهاند این انیمههای سینمایی را تبدیل به یک لایواکشن میکنند. باز هم اگر دیدند مخاطب بختبرگشته همچنان در این آثار غور میکند، این اثر سینمایی را تا جایی که دیگر مخاطب ملتمسانه خواهان پایان آن شود ادامه میدهند. در هالیوود و فرنچایزهایاش وضع به همین گونه است. از زمانی که «احضار» در میان مخاطبان سینمای دلهرهی هالیوود گل کرد، هر سال شاهد ظهور یک اسپینآف از درون روایتهای آن بودیم؛ از آنابل تا راهبه و هر کدام از آن یکی بدتر. «مایکل چاوز» بهمحض اینکه مشاهده کرد کاراکترهای حضور در حال گل کردن هستند، ظاهراً در توافقی با کمپانی سازنده شروع به ساخت مسیرهای روایی جدید در اثر خود کرد. افتضاحات چند سال اخیر در باب این اسپینآف بیشازپیش ثابت میکنند که چاوز در این مسیر شکست خورده است. حال این روایتساز شکستخورده در حال قد علم کردن دوباره از طریق راهبهاش است.
در این مسیر روایی باز هم قرار است «ایرنه» یا همان «آیرین» خود را به درون ماجرایی پرتاب کند و از طریق بازی قدیس و قدیسه و شیطان وارد دنیای خطرناک راهبهی شیطانی شود. اما روایت آقای چاوز حتی یک نقطهی امیدبخش برای اتکا ندارد. او پس از همهی این آثار در فرنچایز «حضور» گویی دیگر نقطهگذاری هیجانی و دلهره را برای تکنیکهایی چون جامپاسکر فراموش کرده است. این نکته را بهوضوح میتوان در راهبهی ۲ مشاهده کرد. به حضور این شیطان در اینسو و آنسو دقت کنید که هر زمانی که کارگردان بخواهد نخود هر آشی میشود. گویی شیطان چاوز غلام حلقهبه گوش اوست و هر زمان که چاوز بخواهد میبیند. این آن چیزی نیست که مخاطب ژانر دلهره از این کارگردان بپذیرد. ترسیدن یکسوی ماجراست و منطق آن ترس سوی دیگر. زمانی که شیطان چهارپا در حال تعقیب دختران مدرسهی شبانهروزی است، گویی زمانی که آنها در اتاق خود را پنهان میکنند تبدیل به کاراکترهای فیلم «خنگ و خنگتر» میشود و دیگر نمیتواند بو بکشد.
آقای چاوز در فیلم جدید راهبه در حال اتکا به نزدیکی مخاطب با فرنچایز حضور است و گویی منتظر معجزهای است که مخاطب این اثر از او دفاع کند. اما ضعف روایی او در این اثر حتی جای دفاعی برای این مخاطب باقی نمیگذارد. شاید راهبه هنوز در حال اتکا به همان کاراکتر کالتی است که بهسرعت در میان کاربران شبکههای اجتماعی تبدیل به شخصیت اصلی شوخیهای پرانک شد. مایکل چاوز در هیچکدام از روایتهایی که از راهبهاش به مخاطب ارائه میدهد نتوانسته کاراکتری ماندگار را جز همان خردهروایت در فیلم حضور ۲ ارائه دهد. گویی راهبهی او بدون کاراکترهای اصلی روایت چیزی کم دارد و در انتهای این اثر شاهد هستیم که چاوز قرار است به دنیای قبلی بازگردد. باید دید او بالاخره از این بیروایتی خود را رها خواهد کرد یا خیر.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.