وس اندرسون و دنیاهای شگفتانگیز آقای دال
«رولد دال» در این هفته و با هجوم ۴ اثر کوتاه اقتباسی وس اندرسون در نتفلیکس گویی برای مخاطب فارسیزبان نامی عجیب است. اما این مخاطب مانند بسیاری دیگر از مخاطبان سینما در طول سه دههی گذشته آثار سینمایی زیادی را از روی داستانهای دال تماشا کرده است؛ از «ماتیلدا» تا چارلی و کارخانهی شکلاتسازی. اما در اینجا صحبت از وس اندرسون است. بهتازگی لذت تماشای اثر جدید اندرسون را در ذهن حس کردیم و حال با خبری خوشتر به استقبال چهار اثر کوتاه از او میرویم. اندرسون در سال ۲۰۰۹ اولین اقتباس خود را از روی نویسندهی قهرمان دوران کودکیاش روی پرده برد؛ «آقای فاکس شگفتانگیز». اما اندرسون در همان سال عنوان کرد که هنوز کار خود را با این نویسنده تمام نکرده است و دائم زمزمه میکرد که بالاخره از داستانهای کوتاه او نیز اقتباس خواهم کرد. همینگونه شد و حال در سال ۲۰۲۳ و پس از وقفهای ۱۳ ساله با این چهار اثر کوتاه اقتباسی مواجه هستیم.
آنچه در این آثار بهوضوح مشخص است خروج اندرسون آثار بلند بهلحاظ فرم روایی و پهن کردن فرش قرمز برای دال است. اندرسون در این چهار داستان کوتاه حتی برای لحظهای سعی ندارد از میان سطور دال خارج شود. بههمین سبب است که حتی توضیحات و توصیفات دال را در اثر خود و از طریق کاراکترها تصویر میکند. در این چهار داستان کتاب میخوانیم و همراه با اندرسون هر صفحه را با دست عوض میکنیم. جادوی سینمایی وس اندرسون در این چهار اثر کوتاه در خدمت واژگان و فضای توصیفی دال قرار گرفته است؛ از یک معتاد به قمار به درون زندگی یک پسربچه و رخداد تلخی که برای او افتاده میرویم و سپس داستانی کاملاً ابزورد را مطابق با دنیای همهی فیلمهای اندرسون شاهد هستیم و در انتها در یک روایت کمدی سیاه با ماری خیالی روبهرو میشویم. اندرسون در هیچکدام از این روایتها گویی قرار نیست مخاطب را به درون دنیای ساخت خودش ببرد، و در عوض مخاطب را دعوت میکند تا بخشی از خاطرات دوران کودکیاش را با این داستانها تورق کند.
این چهار فیلم حتی برای مخاطبان سینمای اندرسون نیز سرسامآور هستند، چرا که این مخاطب با ترکیبی از دیالوگها و توصیفات همزمان در ضربآهنگی بالا از سوی کاراکترها مواجه است. اقتباس ادبی اندرسون در این چهار اثر رنگوبویی کاملاً متفاوت با دیگر اقتباسها و حتی اقتباس خودش در سال ۲۰۰۹ دارد. در این چهار فیلم با اندرسونی کودک مواجه هستیم که در حال کتاب خواندن است و گویی آنقدر این چهار داستان را خوانده که با همان زبان کودکانه و سریع برای مخاطب خود از آنها میگوید. میزانسنها در این چهار اثر در خدمت تصوری هستند که اندرسون از لابهلای خطوط دال درک کرده است و بهسبب قابهای آکادمیک او تمرکز مخاطب روی داستانها و کاراکترها بیشتر و بیشتر میشود. اندرسون مانند آثار اخیر خود در این اثر هم دیوار چهارم را میشکند و این کار را در اثر اول، دوم و چهارم بیشتر از «شکارچی موش» انجام میدهد. او سعی دارد مخاطب در تجربهای بیواسطه هم کتاب بخواند و هم فیلم ببیند و باید گفت مانند همیشه در انتقال این تجربه به مخاطب موفق میشود.
چهار داستان کوتاه اقتباسی وس اندرسون خیلی سریع روایت میشوند، اما هر کدام اثری از جنس ماندگاری را در ذهن مخاطب دارند؛ رستگاری هنری باریبههرجهت، پرواز خونین پیتر، دنیای ابزورد موشگیری که مسخ شده بود و در نهایت داستان تلخ نژادپرستی مردی که توهم گزیدگی مار داشت. در هر کدام از این روایتها اندرسون قابهای خود را بهگونهای متواضعانه در خدمت سطور دال قرار داده است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.