پوستر فیلم روزی، جنایتی در روزگاری

ترکیب عزیزدردانه‌های دیزنی و پوآرو

روزی، جنایتی در روزگاری
Once Upon a Crime
محصول ۲۰۲۳ – ژاپن
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

سیاست‌های غلط دیزنی طی یک دهه‌ی گذشته آن‌قدر پررنگ بوده که حتی آثار پرفروش این کمپانی در انیمیشن‌های سینمایی هم نتوانسته‌اند مقابل این سقوط آزاد ایستادگی کنند. دیزنی مشت نمونه‌ی خروار حزب باد هالیوود است و هر بار با اثری جدید و تغییر رویه‌ی روایت‌های قبلی خود این نکته بیشتر و بهتر به مخاطب یادآوری می‌کند. حال سینمای ژاپن در اقدامی جالب دست روی دو کاراکتر محبوب و قدیمی که بوی دهه‌های ابتدایی دیزنی را می‌دهند گذاشته است؛ شنل قرمزی و سیندرلا. آقای «یویچی فوکودا» سعی دارد این کاراکترها را در فضایی همچون آثار پلیسی آگاتا کریستی به مخاطب نشان دهد.

شاید اگر فوکودا از ورود به دنیای تصنعی و فانتزی‌ای که برای جلوه‌های ویژه‌اش توان مالی بسیار بالایی نیاز است خودداری می‌کرد، اکنون می‌توانستیم در باب یک اثر پست‌مدرن صحبت کنیم. اما آقای فوکودا تصمیم گرفته که در دل همان جنگل و کاخ و لباس‌های سنتی و رنگی به این داستان ورود کند. او عملاً دو داستان شنل‌قرمزی و سیندرلا را با یکدیگر ترکیب کرده است؛ از جنگل شنل قرمزی و قصر و شاهزاده‌ی سیندرلا استفاده می‌کند تا به هدف خود برسد. آنچه در این اثر بسیار قابل توجه به‌نظر می‌رسد، عدم شخصیت‌پردازی کارگردان ژاپنی است. او به خیال اینکه همه شنل قرمزی و سیندرلا را می‌شناسند، گویا به بازیگران خود در این دو نقش فقط لباس‌هایی مشخص را پوشانده و گفته که طبق همین خطوط دیالوگ بگویید. آن چیزی که در این تصاویر می‌بینیم نه نشانی از کارگردانی مشخص دارند و نه حتی منطق روایی یک اثر جنایی را به ما نشان می‌دهند. کارگردان ژاپنی باید این را می‌دانست که در آثار جنایی به‌سبک آگاتا کریستی باید در پرده‌ی اول فضایی را در اختیار مخاطب قرار دهد که بتواند نگاهی ابتدایی به کاراکترها داشته باشد و به‌عمد برخی پلان‌ها را حذف کند تا مخاطب را دچار یک بازی ذهنی کند. اما در این فیلم عملاً کل روایت خود را از همان ابتدا فریاد می‌زند. کارگردان ژاپنی به‌جای استفاده از سبک مرسوم در آثار درجه چند ژاپنی و مونولوگ‌های توضیحی کاراکترها که در این آثار یکی از موتیف‌های آزاردهنده است سعی نکرده اثر خود را دچار منطق روایی آثار جنایی کند.

آنچه در این اثر می‌بینیم تلاش خوب کارگردان برای بر هم زدن تعادل دو روایت از داستان‌های معروف جن و پری است، اما پرداخت به‌شدت ضعیف او و به‌نوعی تنبلی فرمی‌اش باعث شده این درون‌مایه اثرش را تبدیل به یک فیلم مضحک و ضعیف کند. این فیلم یکی از آثار بسیار ضعیف آقای فوکودا در کارنامه‌ی به‌شدت متوسط اوست. این کارگردان ژاپنی در کارنامه‌ی فیلم‌سازی خود نشان داده که در نهایت می‌تواند در دنیای برآمده از مانگاها و انیمه‌ها سیر کند تا بلکه اثری سینمایی و متوسط را روی پرده ببرد. چنین درون‌مایه‌ای نیاز به کمی قریحه دارد که آقای فوکودا حداقل دارای آن نیست. فیلم جدید این کارگردان ژاپنی فقط درون‌مایه و پیرنگ جذابی دارد، اما تمام فاکتورهایی که پس از این پیرنگ به دنیای تکنیکی و فرمی و سینمایی این کارگردان مربوط می‌شود حتی یک نمای قابل اعتماد هم ندارد. آقای فوکودا هنوز مسیر طولانی‌ای در پیش دارد تا بتواند داستان‌های جن و پری را به دنیای کمدی-جنایی کریستی مرتبط کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟