قبل از آنکه به فیلم ورود کنیم، اجازه دهید تا کمی پیشینهی کارگردان را بررسی کنیم. «اکتاویا رِپِد» دو اثر را در سالهای ۲۰۱۶ و ۲۰۱۸ تولید کرده است؛ «آخرین رویا برای ماه» در سال ۲۰۱۶ و «۱۴۱ سال پس از میلاد مسیح در داکیه» در سال ۲۰۱۸. نقطه اشتراک این دو اثر با هم همان آسمان و کیهان بود که در اثر سال ۲۰۱۶ به تقابل فضایی ایالات متحده و جماهیر شوروی میپردازد و در فیلم سال ۲۰۱۸ نیز ساکنان داکیه، علت بدبختیهای شهر را همان جرم کیهانی میدانند که در آسمان دیدهاند. حال در فیلم جدید او، فضانوردی بهنام «ویلیام فلورسکو» به مأموریتی پنهانی میرود تا در ۸۸ دقیقهای که درون کپسول فضایی و بالای جو زمین به دور آن میچرخد، به ضبط اتفاقات آن بپردازد و ببیند آیا بهشت عدن یا خدا را میتواند ببیند یا خیر.
این فیلم سینما نیست و دقیقاً شبیه ریویوهای ضبط شده در یوتوب میماند که قرار است حادثهای متافیزیکی را توضیح دهند. این فیلم تماماً مونولوگها و گاه ارتباطهای فضانورد با پایگاه فضایی است. اما هیچ کنشوواکنش سینمایی را در آن شاهد نیستیم. نمیتوان هیچ برچسبی از سینما را به فیلم زد. اکتاویا رپد در این فیلم نشان میدهد که ارادت ویژهای به فیلسوف و اخترشناس ایتالیایی – جوردانو برونو – دراد و دائم در مونولوگهای کاراکتر خود کلام او را تکرار میکند. جوردانو برونو که بهسبب نظریاتاش در ایتالیا زندهزنده سوزانده شد، نشردهندهی فلسفهی وحدت وجود بود و تأثیرات بهسزایی روی فیلسوفان همهخداییِ بعد از خود بالاخص اسپینوزا گذاشت. اما این فیلم نمیتواند آن وحدت وجودی که برونو در پیاش بوده را در قاب خود تصویر کند. تمام فیلم در یک اتاقک کوچک در یک استودیو فیلمبرداری شده و تمام تصاویر بیرونی، ویدیوهای ضبطشدهی ناسا است و این یعنی ما با خلق یک اثر سینمایی مواجه نیستیم. تقابل انسان با کیهان را نمیبینیم. ما خداییم و خدا ماست را جز در جملات کاراکتر اصلی نمیبینیم. حتی جلوههای بصری اندک فیلم نیز بسیار ابتدایی و کودکانه هستند. فیلم قرار است ما را با یک انتزاع در رابطهی انسان و خدا و جهان بالایی روبهرو کند. اما ذرهای به این هدف نزدیک نمیشود. جملات یک فیلسوف بزرگ را تکرار کردن زیباست، اما باید ترنس مالیک باشی تا بتوانی با زبان سینما آنها را به تصویر بکشی.
کارگردان این اثر نشان میدهد که دغدغهی وجودی او بسیار است و نگاهی به رابطهی انسان و متافیزیک دارد. اما باید بتواند آن را دچار زبان سینما کند. اگر مالیک به هایدگر علاقه دارد، و خود دغدغههای وجودی دارد، با امضای سینمایی خودش آن را مقابل مخاطب قرار میدهد و از فیلم ابتدایی تا آثار متأخر او نوعی وحدت را میان کاراکترهای او شاهد هستیم. اما قابهای اکتاویا رپد هنوز خام هستند و راه زیادی تا رسیدن به امضای سینمایی خود دارد. این فیلم همانطور که گفته شد، فاصلهی زیادی تا سینما شدن دارد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.