پوستر فیلم گرن توریسمو

هیجانی که به‌یک‌باره فروکش کرد

گرن توریسمو
Gran Turismo
محصول ۲۰۲۳ – ایالات متحده
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

بازی‌های ویدیویی طی یک دهه‌ی اخیر آن‌قدر دچار تحول شده‌اند که بخش داستانی آن‌ها چیزی شبیه یک سناریوی سینمایی شده است. اما فیلم جدید شرکت سونی در باب یک بازی ویدیویی نیست، بلکه داستانی واقعی در کنار یکی از بازی‌های ماندگار شبیه‌سازی در این شرکت است؛ ‌گرن توریسمو. آقای «نیل بلوم‌کمپ» در جدیدترین اثر خود سعی دارد از طریق یکی از رانندگان شرکت نیسان با نام «یان ماردن‌بورو» به درون هیجان حاصل از یک اثر ورزشی برود. یان ماردن‌بورو یکی از بازیکنان مجازی بازی گرن‌توریسمو بود که توانست از طریق شرکت نیسان تبدیل به یک راننده‌ی حرفه‌ای شود.

همه‌ی آنچه در این فیلم می‌بینید بازنمایی یک رخداد واقعی است و شرکت سونی حتی برای جلوه‌گر شدن بیشتر واقعیت از یان ماردن‌بورو واقعی به‌عنوان بدلکار کاراکتر اصلی خود استفاده کرده است. بلوم‌کمپ را با آثاری چون «منطقه‌ی ۹» می‌شناسیم که به‌عنوان یک اثر علمی‌تخیلی در سینمای سرگرمی شناخته‌شده است. او در همین سینما به کار خود ادامه می‌داد که در سال ۲۰۲۱ رو به یک اثر در سینمای دلهره آورد؛ اثری با نام «اهریمنی» که مرور آن در کانال موجود است. بلوم‌کمپ سینمای سرگرمی و نقاط عطف آن را به‌خوبی می‌شناسد. به‌همین سبب است که نیمه‌ی ابتدایی این فیلم همان‌گونه پیش می‌رود که انتظار داریم؛ ابتدا گوشه‌ای کوتاه از زندگی کاراکترهای درگیر در روایت و سپس بالاتر رفتن ضربآهنگ و جلوه‌های ویژه‌ی تصویری که به مخاطب حسی از جنس خود بازی گرن‌توریسمو را می‌دهد.

اما گویا روایت آقای بلوم‌کمپ سوخت‌اش تمام می‌شود و در نیمه‌ی دوم روایت با یک سقوط آزاد به دام همان کلیشه‌ها می‌افتد. بگذارید اینگونه بگویم که در پاره‌ی دوم کارگردان بیشتر در پیست می‌چرخد و حضور خانواده و آن تعاملات بین کاراکتر اصلی و اطرافیان‌اش به پائین‌ترین حد خود و حتی به صفر می‌رسد. از آنجایی که فیلم نقطه‌ی اوج خود را در پیست معروف و مسابقه‌ی ۲۴ساعته‌ی «لو مانز» می‌گذراند، بگذارید قیاسی را بین این اثر و فیلم «فورد در برابر فراری» انجام دهیم. آقای من‌گولد در آن اثر به‌راحتی مخاطب را درگیر زندگی دو کاراکتر اصلی می‌کند و همه‌ی این مسابقه‌ی ۲۴ساعته را قلب روایت خود قرار می‌دهد. اما آقای بلوم‌کمپ در صورتی که می‌داند و آگاه است که این مسابقه آینده‌ی کاراکتر اصلی را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد، به‌راحتی از کنار آن می‌گذرد و با چند برش پیاپی و فشرده کردن این بخش از روایت سر و ته آن را هم می‌آورد. این کار در چنین روایتی یعنی سقوطی از جنس سقوط‌های آزاد کسی که می‌خواهد خودکشی کند. روایت بلوم‌کمپ در بخش دوم خود نا ندارد و گویی به هر زحمتی که شده قصد دارد به پایان مسیر برسد. او نیمه‌‌ی اول هیجان‌انگیز خود را با نیمه‌ی دوم بی‌جان روایت‌اش می‌کشد و همه‌ی این تقصیرها به گردن خود اوست و نه سونی و نیسان. مخاطب اثر او بیشتر نوجوان‌هایی هستند که از چنین اثری نماهایی تازه‌تر می‌خواهند، اما کارگردان همه‌چیز را طبق همان کلیشه‌های داستانی بی‌رمق و رنگ ‌و‌ رو رفته طراحی می‌کند و از فیلم‌اش جز چند ابتکار (که آن‌ها هم به همت تکنولوژی‌های سونی است) تصویری در پاره‌ی اول چیزی باقی نمی‌ماند. در هر حال این اثر جز یک فیلم متوسط نیست که پاره‌ی ابتدایی‌اش همه‌ی داستان را می‌گوید و در پاره‌ی دوم گویی بریده‌هایی از تک‌تک آثار ورزشی سینمای گروه ب در حوزه‌ی ماشین است. شاید برای درک ضعف ساختاری این اثر بهتر آن است که فیلم محصول ۲۰۱۹ آقای من‌گولد با نام «فورد در برابر فراری» را مشاهده کنید.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟