جزئیاتی که مورد توجه قرار نگرفتند
«ریچارد» گنجشکی جسور است که در کودکی توسط گروه لکلکها به فرزندی پذیرفته شده است. او با اعتماد بهنفس بالا و تلاشاش برای برتر بودن از دیگران تصمیم دارد رئیس گروه شود و همه را به سمت شمال هدایت کند. اما هنگام انتخاب رهبر بزرگان گروه او را انتخاب نمیکنند و این امر باعث عصبانیتاش میشود. ریچارد گروه را ترک کرده و به سمت اعماق بیابان میرود.
در سال ۲۰۱۷ انیمیشن «ریچارد لکلک» داستان گنجشکی را روایت میکرد که توسط گروهی لکلک پذیرفته میشد و با بزرگ شدن با آنها یاد میگرفت چگونه پرواز کند و چطور زندگی کند. حال در سال ۲۰۲۳ این گنجشک بزرگتر شده و امید رهبر شدن را دارد. روایتی که در آن ریچارد با یک اتفاق ساده از دست گروه و خانوادهاش ناراحت شده و سر به بیابان میگذارد. او بعد از گذر از بیابان با گروهی گنجشک مواجه میشود که اسیر یک طاووس بدجنس هستند و اگر بتوانند یک معما را حل کنند میتوانند از دست این حیوان آزاد شوند. ریچارد با دیدن این گروه تلاش میکند به آنها کمک کند و آن احترامی که نتوانسته در گروه خود به دست آورد در اینجا بدست آورد.
مشکل اصلی روایت کارگردانان تازهکار انیمیشن «ریچارد لکلک و رمز و راز جواهر بزرگ» در آن است که به تصور شناختی که مخاطبان از کاراکترهای آن دارند دیگر تلاش نکردند حتی رفتارهای کنونی آنها را هم شرح دهند. تعریف درستی از ریچارد و رفتار او که منتهی به فرارش از خانه میشود وجود ندارد. دیگر شخصیتها هم سطحی هستند و دلیل قهرمان یا ضدقهرمان بودن آنها بدون شرح بیشتر به ذات خود آنها برمیگردد و شرحی ندارد. طاووس چرا اینقدر بدجنس است در صورتی که در تصور تمام کودکان او به دلیل زیباییاش باید حیوانی مهربان باشد. توضیح ندادن علت ضدقهرمان بودن این کاراکتر باعث میشود مخاطب کودک نتواند آن را درک کند. در صورتی که کارگردانان با همین شخصیت میتوانستند نشان دهند که زیبایی ظاهری تفاوت زیادی با زیبایی باطنی دارد. دیگر ایراد داستان منطق روایی آن است. مثلا ریچارد آنقدر راحت از بیابانی که همه میگویند گذشتن از آن سخت است، میگذرد که کودک نمیتواند سختی مسیر و کاری که او انجام داده را درک کنند. درواقع کارگردانان این انیمیشن نه به شخصیتها و نه به جزئیات داستانی توجه نکردند و تمام روایت خود را با یک داستان ساده و سطحی پیش میبرند.
تصاویر این انیمیشن دارای زیبایی بصری هستند. همین که کارگردانان تلاش نکردند با ایجاد مناظر عجیبوغریب داستان خود را روایت کنند اتفاقی است که باعث شده کودک بتواند راحتتر با آن ارتباط برقرار کند. آنها داستانی خطی و بدون بالا و پایین زیاد روایت میکنند و برای آن هم نیاز به تصاویری خطی با رنگهای طبیعی و آرام دارند. این دو کارگردان جوان اما باید بدانند سادگی و خطی بودن با عدم توجه به روایت فرق میکند. تصاویر ساده با داستان ساده متفاوت هستند. اگر تصاویر ساده و طبیعی مزیت هستند، داستان ساده و خطی که به جزئیات آن توجه چندانی نشده ایراد محسوب میشود و میتواند حوصلهی مخاطب خود را سر ببرد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.