"شَگی" در حال گوش دادن به آهنگ است؛ آهنگهایی که همه یک وجه اشتراک دارند و آن هم واژهی تنهاییست. به اطراف خود نگاه میکند و همه را درحالیکه با دوست و رفیقان خود درحال شادی و بازی هستند، میبیند. تصمیم میگیرد همین امروز برای خود دوستی بیابد. سرنوشت، سگ ولگردی را که درحال فرار از دست پلیس است در برابر او قرار میدهد. شگی که سگ را میبیند، برای اینکه او را از دست پلیس نجات دهد، به این سگ نامِ "اسکوبیدوبیدو" را میدهد و او را سگِ خودش مینامد. این اولین دوست شگیست. روزهای بعد شگی و اسکوبی باز هم کاملا اتفاقی با "فِرِد و دوستانش" آشنا میشوند و اولین تجربهی ماجراجویانه را با هم طی میکنند. آنها تا مدتها با هم دوست هستند تا اینکه ورود اسکوبی و شگی به سفینهی شاهین، و آشنایی با "داینومات" سگ شگفتانگیزِ شاهین آبی، آنها را با اتفاقاتی جدید روبهرو میکند.
رفتهرفته این اتفاقات به آنها نشان میدهد که اسکوبی یک سگِ عادی نیست، بلکه او میتواند کلیدی باشد برای ورود به دروازههای جهانِ زیرین.
انیمیشینی با رنگهای زیبا و ماجراهای جالب و گاهاً دارای خلاقیت که در ستایش دوستیست و میتواند بچههای تازه ورودکرده به دنیای نوجوانی را تحت تاثیر خودش قرار دهد. اگرچه با وجودِ ابرقهرمانهایی که این روزها دنیا را در دست گرفتهاند، نگاه به دوستیِ یک سگ و یک انسان شاید زیاد مورد توجه قرار نگیرد، اما میتواند راهی باز کند برایِ دیده شدنِ دوبارهی انسان؛ انسانِ عادی که میتواند خود ابرقهرمان باشد. وجودِ رباتها و در نهایت پیروزیِ انسان عادی و البته که دوستیاش با سگ به عنوانِ نمادی از طبیعت، شاید تنها مزیتِ این انیمیشن است برای دیدهشدن.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.