پوستر فیلم لامذهب: جن‌گیری در ایستفیلد

زمانی که کارگردان زیرک مرز باریک بین جنایت و دلهره را پیدا می‌کند

لامذهب: جن‌گیری در ایستفیلد
Godless: The Eastfield Exorcism
محصول ۲۰۲۳ – استرالیا
ژانر جنایی، دلهره
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

روایت این فیلم از همان عنوان خود مخاطب را در تنگنای حصاری قرار می‌دهد که گویی قرار است آماده‌ی نوع دیگری از قصه‌های دلهره‌ی ماورائی باشد. آقای «نیک کوزاکیس»، کارگردان استرالیایی، را اگر از سال‌ها قبل دنبال کرده باشید، می‌دانید که در هیاهوی ویدیوکلیپ‌های دلهره سرآمد است و به‌نوعی با المان‌های این ژانر بازی‌های ظریف و زیبایی می‌کند. او در اثر جدید خود به‌سراغ روایتی واقعی و البته فرقه‌ای رفته است.

پرده‌ی اول فیلم یقه‌ی مخاطب را می‌گیرد و او را به درون دنیایی می‌برد که در جای‌جای آن نشانه‌هایی از یک زن تسخیرشده را می‌بیند. رهایی از این دنیا و کمی تفکر در باب آنچه ممکن است در لایه‌ای زیرین قرار داشته باشد از دل مکالمات زوج جوان با دکتر روانشناس هویدا می‌شود. کارگردان استرالیایی سعی دارد ابتدا در نماها و برش‌هایی متقاطع مخاطب را درگیر فضای حاکم بر این شهر کوچک کند؛ از کلیسا و نشئگی مذهبی ساکنان آن تا مردی که تحت این تعالیم دائم نگران همسر بیمارش است. از سویی دیگر با «لارا» مواجه هستیم که به‌عنوان کاراکتر نشان‌دار این روایت در کابوس‌هایی مدام به سر می‌برد.

اینکه چگونه باید یک درون‌مایه‌ی جنایی را در پس انبوهی از نشانه‌های دلهره پنهان کرد، همان نکته‌ی مهمی است که کارگردان جوان استرالیایی به‌خوبی از عهده‌اش برآمده است. آقای کوزاکیس زاویه‌دید خود را عوض کرده است. او به‌جای اینکه وارد دنیای روانشناس، جن‌گیر فرقه‌ای، لارا یا همسرش شود، همه‌ی این دنیاها را در کنار هم و البته به‌صورت مجزا مقابل چشم مخاطب خود قرار می‌دهد؛ دنیایی که در آن مشخص نیست کدام‌یک از این کاراکترها احساسی واقعی نسبت به عمل‌اش دارد. مخاطب گاه گمان می‌برد که در برابر دلهره‌ای قرار دارد که قرار است روانشناس، به‌عنوان نماینده‌ی علم و منطق، در برابر عوامل ماورائی سر خم کند و در جایی دیگر حس می‌کند همه‌ی این رخدادها بازی شیطان است و به‌نوعی با فرقه‌ای مواجه هستیم که با شیطان معامله کرده است و هر کسی بخشی از این بازی است. کارگردان استرالیایی در پرده‌ی دوم روایت این گمان‌ها را در آبی کاملاً گل‌آلود در معرض مخاطب قرار می‌دهد و در ادامه به‌مرور فضا را به‌سوی ژانر جنایی هدایت می‌کند. در این فضا دیگر قرار است فلش‌بک‌ها خود را نشان دهند و هر کاراکتری همانی که هست را مقابل مخاطب قرار دهد. یکی از نقاط قوت فیلم در همین شخصیت‌پردازی و ماسک‌دار کردن کاراکترهای درگیر در روایت است.

شاید در ابتدا که فیلم را مشاهده می‌کنید با جلوه‌های ویژه‌ای مواجه شوید که به‌نظر چندان قدرتمند نمی‌آیند و حتی با خود بگویید که این شیطان‌های انسان‌نمای نیم‌سوخته چقدر با روایت ناهمگون هستند. این فرم و تکنیک نوعی دیگر از ظرافت کار آقای کوزاکیس است و باید او را تحسین کرد. او در روایت خود مخاطب را در دنیای یک فرد دارای تروما که اسکیزوفرنی دارد قرار می‌دهد. لارا چنان تحت تأثیر رخداد تلخ گذشته قرار دارد که بازنمایی آن گذشته همانی است که به‌صورت جلوه‌های ویژه‌ی بصری مشاهده می‌کنیم. یعنی در اصل قرار نیست جهنم در برابر لارا قرار بگیرد، چرا که او جهنم را به چشم دیده است. لارا در دنیای سورئالی که کارگردان برای او می‌سازد، همه‌ی تلقین‌های دنیای پیرامون به نمایندگی همسرش و آثار رخداد تلخ گذشته را در ترکیب با هم به‌صورت کالبدهای کج‌ومعوج می‌بیند و همین شناخت دنیای فرد دچار رنج فقدان و اسیرشده در رخدادی تلخ باعث می‌شود آثای کوزاکیس یکی از آثار دلهره-جنایی خوب سال ۲۰۲۳ را روی پرده ببرد.

مرور فیلم در کانال یوتوب:
https://youtu.be/fskyiCu8KsI?si=yLdK4kOrahqujH4R

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟