پوستر فیلم جیرجیرک و آنتوانت

کودکان تشنه‌ی این نوع داستان‌ها هستند

جیرجیرک و آنتوانت
Cricket & Antoinette
محصول ۲۰۲۳ - کرواسی
امتیاز ۱.۵
نویسنده سارا

«آنتوانت» مورچه‌ای است که به تازگی مدرسه‌ی خود را تمام کرده و قرار است مانند دیگر مورچه‌های هم‌سن خود در ساخت عمارت بزرگ مورچه‌ها کمک کند. این دختر اما اتفاقی با یک گروه موسیقی آشنا می‌شود. گروهی که تمام آنها را جیرجیرک‌هایی شاد و سرخوش تشکیل می‌دهند که هیچ کاری جز آواز خواندن و گذراندن روزهای خود ندارند. آنها به فکر آینده نیستند و به زمستان اعتقادی ندارند. آنتوانت با یکی از این جیرجیرک‌ها با نام «کت» دوست شده و خیلی زود عاشق می‌شود.

یکی از به‌یادماندنی‌ترین انیمیشن‌هایی که در یاد و خاطره‌ی کودکان دهه‌ی ۱۳۵۰ و ۱۳۶۰ در ایران وجود دارد انیمیشن «پروفسور بالتازار» است. پروفسوری که با اختراعات و خلاقیت زیاد خود هر بار مخاطب کودک آن زمان را بیشتر مجذوب خود می‌کرد. شاید کمتر کسی بداند که سازنده‌ی این انیمیشن از کشور کرواسی است که در اواخر دهه‌ی ۱۹۶۰ این سریال را ساخته است. شنیدن نام کرواسی برای بسیاری از مخاطبان تعجب‌برانگیز است، زیرا شاید تصور شود این کشور پیشینه‌ی انیمیشن‌سازی ندارد، اما همین یک نام هم کافی است که نشان دهد توانایی انیمیشن‌سازی در هر کشوری که بستر مناسبی برای آن وجود داشته باشد امکان‌پذیر است. حال در سال ۲۰۲۳ کارگردانی نوپا از همین کشور تلاش کرده است با قدم گذاشتن در این راه بار دیگر نام کشورش را بر سر زبان‌ها بیندازد. کاری که اگر شهامت بیشتری داشت می‌توانست بهتر از این نیز از پس‌اش برآید.

«لوکا روکاوینا»، کارگردان این انیمیشن، در تجربه‌ی ساخت اولین انیمیشن بلند خود کار جذابی انجام داده است و وارد زندگی حیواناتی شده که کودکان از همان سنین پایین با آنها مواجه می‌شوند و می‌توانند به خوبی آنها را درک کنند. شاید مورچه‌ها اولین حیواناتی باشند که یک کودک با آن مواجه می‌شود. او با دنبال کردن مورچه‌‌ها به نوعی وارد زندگی آنها شده و کنجکاو است سر از چگونگی زندگی و جمع‌آوری غذا و حتی خانه‌ای که در آن زندگی می‌کنند درآورد. روکاوینا با این انیمیشن این کار را انجام می‌دهد و کودک را در برابر گروهی مورچه قرار می‌دهد که همگی معمار بوده و تلاش می‌کنند برای زمستان خود خانه‌ای هرچه محکم‌تر بسازند. شاید اگر این کارگردان به همین روایت خود بیشتر می‌پرداخت و نحوه‌ی انجام کار و چگونگی زندگی آنها را بیشتر در برابر مخاطب کودک خود قرار می‌داد می‌توانست روایتی جذاب‌تر و البته معنادارتر را هم ایجاد کند. او اما ترجیح داده روایت خود را از طریق یک داستان عاشقانه یا بهتر بگوییم داستانی که از صمیمیت و دوستی حرف می‌زند پیش ببرد. او در این کار نیز تا حدودی موفق بوده است. او توانسته منطق داستان خود را به‌خوبی شکل دهد و کودک را در برابر خود بنشاند.

روکاوینا اما با تمرکز زیاد بر روی خود شخصیت‌ها فضای پیرامونی آنها و آن جذابیتی را که مخاطب کودک بیشتر به آن علاقه‌مند است نادیده گرفته است. کودک شخصیت‌ها را درک می‌کند و روابط میان آنها را دوست دارد، اما تشنه‌ی دانستن بیشتر از محیط و چگونگی زندگی آنها است. همین تشنگی هم در نهایت او را شاید کمی ناراضی نگه دارد. با این حال تلاش روکاوینا برای ایجاد داستانی در میان حشراتی که کودکان به آنها علاقه‌مند هستند کاری هوشمندانه است و با شهامت بیشتر او در همین ژانر می‌تواند آینده‌ای درخشان را در برابرش قرار دهد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟