کمدیهای رانچی اینبار در دنیای سگها
اگر انیمیشن «سوسیسپارتی» را در سال ۲۰۱۶ بهیاد داشته باشید یا فیلم اول «تد» را از ذهن بگذرانید، به عنوان این مرور در باب کمدیهای رانچی خواهید رسید. در این نوع کمدیها معمولاً شاهد شوخیهای جنسی و استفاده از واژگانی هستیم که در دنیای بزرگسالان متداول است. این کمدیها از همان لحظهای که روی پرده میروند تا نیمهی راه کالت شدن را پیمودهاند و سالها و سالها مخاطبان از تکهکلامها و موقعیتهایی که در این آثار تماشا کردهاند میگویند و کمی هم لبخند روی لباناشان نقش میبندد. آقای «جاش گرینبام» در جدیدترین اثر خود سعی دارد از زاویهای دیگر وارد این کمدیها شود؛ چهار سگ که بهنوعی توسط صاحبان و مراکز نگهداری رها شدهاند یکدیگر را در میان خیابانها پیدا میکنند و ماجراجوییاشان تبدیل به کل داستان فیلم میشود.
یکی از نکاتی که باید در اینگونه آثار به آنها توجه کرد قدرت بیان بازیگران مشهور هالیوودی است. در سوسیسپارتی همهی بار فیلم روی صدای «سث روگن»، «جیمز فرانکو» و «جونا هیل» بود و مخاطب در کنار تصاویر انیمیشن نسبت به دیالوگهایی که بین این سه در جریان بود میخندید. در این فیلم نیز ما با تقابل «جیمی فاکس» و «ویل فرل» روبهرو هستیم که اتفاقاً همان نقشهای اصلی فیلم هستند. این زوج و طنازی آنها در دیالوگها باعث مفرحتر شدن بیشتر و بیشتر این فیلم میشوند.
اما داستان فیلم مانند بسیاری دیگر از آثاری که در این باب میبینیم تافتهای جدابافته نیست. چهار سگ وجود دارند که پس از عبور از سختیها در نهایت خود را به رستگاری میرسانند. کار خوب کارگردان در این فیلم در شخصیتپردازی «رجی» است که او را وارد یک خط روایی میکند و نتیجهای متناسب با منطق روایی خود از آن میگیرد. اما کاراکترهای دیگر فیلم سرنوشتی جز همان کلیشهها ندارند. آنچه این فیلم را از دام این کلیشهها رها میکند جز همان کمدی رانچی نیست. کارگردان همهی تلاش خود را کرده که این کمدی باعث شود مخاطب نوجوان محو نژادهای پرطرفدار سگ شود، اما نتواند کوچکترین ارتباطی با آن بگیرد و در نتیجه این بزرگسالان هستند که از موقعیتهای کمدی فیلم لذت بیشتری میبرند و میتوانند با توجه به رفتار سگها در دنیای واقعی بیشتر و بیشتر از تماشای فیلم سرگرم شوند.
فیلم «ولگردها» دارای فرم منحصربهفردی در قابهای خود نیست. همهی قابهای فیلم روی تمرینهای آموزشدهندهها استوار است و سگهایی که طبق این آموزشها در قاب دچار پرفورمنس میشوند. در نتیجه این فیلم بازیگر انسانی ندارد که بخواهد همچون فیلم «تد» در خلق موقعیتهای کمدی تأثیر بسزایی داشته باشد. یکی از نکاتی که باعث میشود این فیلم نتواند از حد یک اثر متوسط بالاتر رود، اتکای بیش از حد آن روی صداپیشگان است. بهطور مثال در انیمیشن «سوسیسپارتی» با کاراکترهای انیمیشنی مواجه بودیم که در کنار صداپیشگان میتوانستند مخاطب را در گیر خود کنند. اما در این فیلم فاصلهی بسیار زیادی بین بازیگران سگ و صداپیشگان وجود دارد. بهنوعی میتوان اینگونه گفت که پرفورمنسها در دنیایی متفاوتتر از صداپیشگی بازیگران قرار دارند. بههمین سبب است که لذت تماشا در دو بخش است و در این میان حفرههایی وجود دارند که هیچگاه پر نمیشوند. مخاطب گاه به دیالوگبازی بین فرل و فاکس میخندد و گاه به تکپرفورمنسهای رجی و باگ. در نهایت باید اینگونه گفت که چنین کمدیهایی در دنیای بزرگسالان طرفداران زیادی دارند و درصد ساختاشان نسبت به کمدیهای میانه بسیار کمتر است. این را باید در هنجارهای اجتماعی حاکم بر جامعه دانست که دائم از طریق آنها سعی میشود مردم را در حصار نوعی اخلاق تزریقی و نمایشی قرار دهند.
مرور فیلم در کانال یوتوب:
https://youtu.be/nHHu8AVt6l4?si=_tL_4lho91eYnVq0
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.