پوستر فیلم حریقی در فصل سرد

شلیک به فصل سرد

حریقی در فصل سرد
A Fire in the Cold Season
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

سینمای مستقل فرق بسیار زیادی با سینمای ژانری ارزان دارد. در سینمای مستقل، به‌خصوص در آمریکای شمالی، فیلم‌سازان با فیلم‌های کوتاه خود در جشنواره‌هایی مانند ساندنس شناخته می‌شوند و در نتیجه مرحله‌به‌مرحله وارد فضای فیلم بلند داستانی می‌شوند. «جاستین اوکای» هم از این دسته فیلم‌سازهاست و از سال ۲۰۱۴ و با ساخت آثاری در حوزه‌ی فیلم کوتاه باعث شد تا مخاطبان جشنواره‌های فیلم مستقل و منتقدین منتظر آثار بلند داستانی او شوند. اوکای در سال ۲۰۱۶ و با فیلم «سرچشمه‌‌ی رودخانه» وارد فضایی سرد و خاکستری از سینمای جنایی شد و ترکیب‌بندی قاب‌ها در فیلم نشان از این داشتند که قرار است تصاویری درست را از او شاهد باشیم. حال و در سال ۲۰۲۰، او یک بار دیگر یک درام جنایی در سینمای مستقل را مقابل دوربین برده است.
نام فیلم همچون بند یک شعر می‌ماند؛ حریقی در فصل سرد. این عنوان به‌صورت کنایی درون‌مایه‌ی اصلی اثر را هویدا می‌کند و می‌گوید که این فیلم قرار است در باب روزنه‌های امید در میان سیاهی و سردی سخن بگوید. تقریباً سه‌چهارم فیلم در شب می‌گذرد. کارگردان گویا بازی با نور چراغ‌ها و تاریکی مطلق را دوست دارد و آنها را در بخشی از وجود شخصیت‌های‌اش قرار داده است. گویا این کاراکترها در طول فیلم، از در معرض دید بودن عذاب می‌کشند؛ چه در فروشگاه‌ها، چه در بارها، و چه در هنگام صحبت با شخصیت‌های مقابل‌شان.
یکی از محترمانه‌ترین تقابل‌های دوربین و کاراکترها، ورود نکردن دوربین به فضای درونی محل زندگی آنها تا اواسط فیلم است. همین دوری از آن فضا باعث می‌شود تا فاصله‌ی بین شخصیت‌های اول فیلم را درک کنیم و به‌نوعی برای‌مان باورپذیر باشند. دوربین روی دست و تعقیب کاراکترها یکی دیگر از باورپذیرترین فاکتورهای فیلم است و ادای دینی به سینمای برادران داردن است. سینماتوگرافی هوشمندانه‌ی فیلم باعث خلق نماهایی شده که علی‌رغم ضعف‌های موجود در روایت، به دل می‌نشینند و مخاطب را به کاراکترها نزدیک و نزدیک‌تر می‌کند. تسلط کارگردان بر گفتار محلی و استفاده از دیالوگ‌هایی که بر شیوه‌ی زیست کاراکتر می‌نشینند، دلیل دیگری‌ست که باعث می‌شود فیلم در مسیر درستی حرکت کند.
اما با تمام این توصیف‌ها در باب تکنیک فیلم و مقدمات شکل‌گیری فرم مناسب در اثر، نمی‌توان از آن حلقه‌ی گمشده در روایت چشم‌پوشی کرد و این حلقه‌ی مفقود چیزی نیست جز منطق روایی داستان که باعث می‌شود در جاهایی از فیلم کاراکترها سرگردان شوند. اگر زوایای درست دوربین در هر کدام از این صحنه‌ها نبود، فیلم در همان میانه از هم می‌پاشید و تا‌به‌انتها چیزی برای عرضه نداشت.
فیلم حریقی در آتش در کادر یک فیلم مستقل از کارگردانی که در ابتدای مسیر فیلم‌سازی خود قرار دارد، اثری قابل احترام و قابل تماشاست.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟