کمدی اثر اکشن را کمرنگ کرده بود
گویا سینمای فرانسه به دورانی بازگشته که دوست دارد اکشن-کمدیهای خود را تبدیل به فرنچایز کند. بعد از دو فیلم «گلولهی گمشده»، حال نوبت به ادامهی اکشن-کمدی دیگری با نام «جوخه» رسیده که فیلم اول آن در سال ۲۰۱۵ روی پرده رفته است. در همان فیلم اول هم به وضوح میتوانستیم سنگینی بار کمدی را در یک اکشن شاهد باشیم. این سنگینی وزنهی کمدی بهحدی بود که آقای «بنجامین روشه» بهکلی اکشن روایت را فراموش کرده بود. حال او و همان تیم سابق بازیگری فیلم دوم را روی پرده بردهاند.
افتتاحیهی فیلم خبر از کلیت ماجرایی میدهد که در آن قرار نیست باز هم اکشن خوبی ببینیم. اما انتظار داریم باز هم کمدی اثر حلاوت فیلم اول را داشته باشد. کارگردان فرانسوی بهخوبی این نیاز را برآورده میکند و به ما فیلمی مملو از موقعیتهای کمدی نشان میدهد. او از بازیگری چون «آلبان لئونار» استفاده میکند و مخاطب سینمای اکشن فرانسه به خوبی از تواناییهای این بازیگر در آثار اکشن آگاه است. اما باید قبول کرد که روشه قادر به بارور کردن سکانسهای اکشن در اثر خود نیست. به سکانسهایی توجه کنید که قرار است با برشهای مستقیم و پیدرپی درگیری چند نفر را شاهد باشیم. اما کارگردان در همهی نماها نه زاویهی خوبی انتخاب کرده و نه حتی توانسته تدوین خوبی را در اتاق تدوین انجام دهد. در نتیجه درونمایهی اکشن این فیلم دمبریده باقی میماند.
اینکه در یک اثر اکشن-کمدی تعادل بین دو سوی ژانری آن برقرار نباشد، کاملاً نشانهی ضعف فیلمساز است. آقای روشه در این دو اثر کاملاً ضعف شناختی در درک ساختار اکشن دارد و با وجود استفاده از تیمی که خود را در آثار اکشن دیگر ثابت کردهاند باز هم قادر به ارائهی متوسطی از ساختار اکشن نیست. او همهی امید خود را به موقعیتهای کمدی فیلم میبندد و در ادامه سعی دارد با پررنگ کردن کمدی میان تعاملات کاراکترها با یکدیگر مخاطب را سرگرم کند. باید اعتراف کرد که تلاش او در پرورش این کمدی به ثمر نشسته و با اثری مواجه هستیم که قادر است مخاطب سینمای سرگرمی را بخنداند.
یکی دیگر از نقاط قابل تأمل در فیلم آقای روشه شخصیتپردازی خوب بازیگر نوجوان است. او بهخوبی آن کاراکتر نوجوان لوس و دردرسرساز را در هالیوود ۱۳ ساله حذف کرده و بهجای آن نوجوانی کاملاً فرانسوی را متناسب با ساختار اثر خود پردازش کرده است. این را فراموش نکنیم که با اینحال شخصیتپردازی این نوجوان مانند دیگر کاراکترهای فیلم، بهدلیل باز نبودن عرض روایت بسیار کوتاه و مختصر و در همراهی با کاراکتر اصلی فیلم است. روشه اگر قصد دارد در سینمای اکشن-کمدی مسیر خود را ادامه دهد، باید به این نکته توجه داشته باشد که مخاطب اکشن از او واقعاً اکشن میطلبد و بهمحض درک ضعفی ساختاری در اثر او بهسراغ فیلمی دیگر خواهد رفت؛ مخاطبی که از طریق چشماناش و بهصورت کاملاً تجربی میتواند ضعف در ساختار یک اثر اکشن را تشخیص دهد. به این مخاطب سینمای سرگرمی باید احترام گذاشت تا او هم با اثر شما رابطه برقرار کند. اگر غیر از این رخ دهد در نهایت مقصدی جز شکست پیش روی فیلمساز نیست.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.