نیروی ماوراءلطبیعی مضحکهی یک فیلم
«جاشوآ» خواهر خود -اِما- را در یک مکان مخفی نگهداری میکند. اِما دارای قدرتهای ماورالطبیعیست و نمیتواند این قدرتها را کنترل کند. از سویی دیگر جاشوآ او را مخفی کرده تا کسی متوجه وجود او نشود و از او سوءاستفاده نکنند. اما یک موتورسوارِ غریبه جاشوآ را یافته و سعی در یافتن خواهر او دارد.
داستان فیلم «جابهجایی: فرار از تاریکی» پر است از ایراد و حفرهی داستانی. در یک سکانس ما جاشوآ را میبینیم که برای حفاظت از یک دختر به ناگاه عصبانی میشود ( که بعدا دوستدخترش میشود، همینقدر کلیشهای) و این عصبانیت با خاموش و روشن شدن برقها و کنترل برق نشان داده میشود و آنها که قصد آزار دختر را دارند، ترسیده و فرار میکنند. از سوی دیگر خواهر دوقلویاش هم برای نشان دادن قدرتهای خود دقیقاً همین عمل را در اتاقاش انجام میدهد: وقتی عصبانیست چراغها خاموش و روشن میشوند و این نشاندهندهی قدرت ماوراءلطبیعی آنها میشود و فیلم هیچ خلاقیت دیگری برای نشان دادن قدرتهای آنها ندارد. اما چرا جاشوآ میتواند این قدرت را کنترل کند ولی خواهرش نه؟ یا اینکه چرا جاشوآ میترسد کسی بهدنبال خواهرش باشد؟ موتورسوار چگونه جاشوآ را یافته و در همه جا دنبال اوست اما نمیتواند جای خواهرش را پیدا کند و در کل قصدش از یافتن آنها چیست؟ دکتری که برای کمک به اِما میآید قصدش از کمک چیست؟ در سکانسی که دکتر با اِما حرف میزند چرا باید شروع کند به زدن اِما؟ مشکل دکتر چیست؟ مگر جاشوآ او را تهدید به مرگ نکرده بود اگر خواهرش را مورد آزار قرار میداد. چرا باید اینقدر راحت دکتر، اِما را بزند؟ آیا نمیدانست با آمدن جاشوآ و دیدن صورت کبود خواهرش متوجه میشود و تهدید خود را عملی میکند؟ اگر دوست دختر جاشوآ اینقدر راحت توانسته مخفیگاه آنها را بیابد، چرا آن موتورسوار که او هم دارای نیروهای عجیب بود نتوانسته بود این مخفیگاه را پیدا کند؟ وجود همسایهی جاشوآ برای چیست؟ این سؤالات و بسیاری از سؤالات دیگر در مدت زمان فیلم ما را نسبت به اصل داستان دچار شک کرده و بدون اینکه به آنها پاسخی داده شود روایت فیلم نیز تمام میشود. برشهای نابجا و نادرست هم این ابهامات را بیشتر میکنند. حتی سعی شده با تصاویری تاریک و تیره و افتادن بیشتر اتفاقات در شب به بیننده حس ترس و اضطراب نیز القا شود اما این حس با بازی بازیگران و داستان بیهدف غیرقابل القاست. بازی بازیگران غیرقابل بخشش است و نه تنها به فیلم کمک نمیکند بلکه فیلم را در سراشیبی بیشتری قرار میدهد. مهمترین سؤال بیننده این خواهد بود که هدف از چنین فیلمی چه بوده است و داستان فیلم چه میخواسته بگوید.
«متیو نینابر» کارگردان این اثر در سال ۲۰۱۵ یک فیلم کوتاه را به همین نام ساخته است که در آن فیلم جاشوآ و اِما نوجوان هستند و پدر خود را از دست میدهند. پدر در هنگام مرگ از جاشوآ میخواهد مواظب خواهر خود باشد. فیلم پیش رو در ادامهی آن فیلم ساخته شده است.