پوستر فیلم چیزهای بد

انتزاعی که دم‌بریده باقی ماند

چیزهای بد
Bad Things
محصول ۲۰۲۳ – ایالات متحده
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

در باب آثاری که فیلم‌سازان دگرباش روی پرده می‌برند همیشه باید کمی دست‌به‌عصا عمل کرد. این دسته از فیلم‌سازان معمولاً سعی دارند از طریق ژانرهای پرطرفدار آنچه را که بر سر این اقلیت جنسی در جوامع گوناگون می‌آید تصویر کنند و گاه این بازنمایی کمی غلوگونه و در نهایت یک‌سویه است. «استوآرت ثورنکاید» در اثر اول خود سعی کرد با نگاهی به «بچه‌ی رزماری» فیلمی پست‌مدرن را در ژانر دلهره روی پرده ببرد. در همان اثر اول، «لایل»، می‌شد این را دید که این کارگردان کم‌کم در حال خیز برداشتن برای ورود به دنیای زنانه و در ادامه دگرباشان است. حال او در اثر جدید خود با نام «چیزهای بد» تمام تلاش خود را کرده که انتزاع ذهن یک زن تنها را درون راهروهای یک هتل در برابر ما قرار دهد.

داستان از این قرار است که «روث» ‌به‌تازگی هتل مادربزرگ خود را به ارث برده و به‌همراه دوستان خود وارد آن می‌شود. در نگاه اول به‌راحتی می‌توان تشخیص داد که کل کاراکترها از جامعه‌ی دگرباشان هستند. اما این داستان ابتدایی در پرده‌ی اول همان خامه‌ی روی کیک است و کارگردان سعی دارد همه‌ی این رخدادها را در نهایت به ذهن روث ختم کند. این هتل نمایی فیزیکی از انتزاع ذهنی روث است و هر بار که یکی از کاراکترها با رخدادی غیرمعمول روبه‌رو می‌شود گویی هیچ‌کدام واقعی نیستند؛ نه آن کاراکتر و نه آن رخداد. در پرده‌ی دوم این مالیخولیا بیشتر و بیشتر می‌شود و طبق آن چیزی که کارگردان در ذهن دارد یک سوی این اتفاقات روث است. کارگردان در کل پرده‌ی دوم سعی دارد مخاطب را در برابر این واقعیت هولناک قرار دهد که این رخدادها همه در ذهن روث هستند و شاید جنایتی از سر روان‌پریشی تمام ذهن این کاراکتر را درگیر خود کرده است و آنچه در فیلم می‌بینیم فقط مرور‌ آن‌هاست. این بازنمایی از ذهن فقط در این‌همانی هتل و انتزاع ذهنی روث جان می‌گیرد، اما کل روایت چیز دیگری را به ما نشان می‌دهد. کارگردان قادر نیست شکل‌دهی به انتزاع ذهنی روث و رخدادهایی را که در برابر مخاطب قرار می‌گیرد تبدیل به کلی واحد کند. در نتیجه روایت او دچار انفصال می‌شود. این از هم گسستگی را در کل پرده‌ی دوم و در نهایت پرده‌ی سوم شاهد هستیم.

ثورندایک در این فیلم نمی‌تواند آنچه را در پس ذهن دارد بیان کند. او در برش‌ها، تعلیق‌ها و در نهایت جامپ‌اسکرها هم بسیار عقب‌تر از اثر قبلی خود به‌سر می‌برد. این کارگردان بسیار بهتر می‌توانست از این لوکیشن تودرتو استفاده کند. هر چند در برخی نماهای باز و لانگ‌شات از بیرون هتل با تغییر ظاهر بیرونی آن مواجه می‌شویم، اما این تکنیک‌ها برای درگیر کردن مخاطب کافی نیستند. کارگردان باید آن اتفاقات زیر سقف هتل را دچار این تناقض می‌کرد تا مخاطب به‌راحتی درون انتزاع آشفته‌ی روث رها شود. ثورندایک در فیلم لایل نشان داد که می‌تواند کارگردانی قابل‌اعتنا در دلهره‌های انتزاعی باشد، اما مسیری که او انتخاب کرده نیاز به چینش جزئیات بسیاری دارد و صرفاً با رها کردن چند کاراکتر در یک هتل نمی‌توان به این مهم دست پیدا کرد. فیلم «چیزهای بد» رویه‌ی بسیار خوبی دارد که می‌تواند مخاطب را کنجکاو کند، اما لایه‌های زیرین آن همچون اسفنج پر از درزهایی هستند که منطق روایی‌اش را به چالش می‌کشانند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟