سقوط نه شاخ دارد و نه دم؛ سقوط اینجاست
عنوان این مرور خود گویای همهچیز است. فیلمسازی چون «بن ویتلی» با یک جین آثاری که طی یک دههی اخیر قابل احترام بودهاند و ما را به ظهور کارگردانی تأثیرگذار در سینمای بریتانیا امیدوار میکردند، بهیکباره دچار چه نوع حملهای میشود که پشت دوربین اثری چنین مبتذل قرار میگیرد. شاید آقای ویتلی باید پاسخی به این شبهه بدهد و هیچکس جز او نمیتواند آن ریسمان نامرئیای را که بین «برج» محصول ۲۰۱۵ و «مگ ۲» محصول ۲۰۲۳ کشیده شده به ما نشان دهد. آقای ویتلی گویی یکی از ساکنان همان برجی است که در سال ۲۰۱۵ ساخته و سقوطی آزاد از بالاترین طبقهی برج روی زمین دارد.
این فیلم در معنای کامل یک اثر مبتذل و خالی از هر فاکتور سینمایی است. در مورد سینمای تجاری پردهای و مبتذل چین بارها گفتهایم و در مرورهای مختلف به آن اشاره کردهایم. بن ویتلی در این اثر از بازیگری چون «وو جینگ» که نماد این آثار مبتذل است استفاده کرده است. واقعاً مثل «سیب کرمو همهی سیبهای دیگر را کرمو میکند» در باب این بازیگر و جیسون استیتم کاملاً بهجاست. مگر میشود یک بازیگر با این همه حضور در آثار اکشن و هیجانانگیز اینقدر بیهنر باشد و حتی توانایی ارائهی ذرهای تکنیک بازیگری نداشته باشد. مگر سینمای اکشن چین بازیگر خوب ندارد؟ برخی معادلات این فیلم غیرقابلحل هستند و ما را جز به همان مسیری که منجر به رخدادهای اسکار امسال شد نمیبرند؛ پروژههای متوسط و در برخی اوقات مبتذل آمریکایی-چینی که بوی پولهای نقد استودیوهای چینی در آن به مشام میرسد. اینها همهاشان حدس و گمان هستند و باور کنید دلیل حاشیهای دیگری برای ساخت چنین اثر مبتذلی به ذهنام خطور نمیکند.
اما در باب روایت؛ بهطور حتم زمانی که دو نشانه را در یک اثر اکشن یا هیجانانگیز هالیوودی مشاهده کردید، با حفظ فاصله از آن به سراغ اثری دیگر در این ژانر بروید. این دو نشانه به این ترتیب هستند: درجهی سنی ۱۳ سال که در هالیوود این را به ذهن میرساند که استودیو سر ذات خشن روایت کارگردان را بریده است و گیشه مهمتر از خود اثر بوده است. دومین نشانه حضور یک نوجوان نقنقو و لوس در اثر که در همان ۵ دقیقهی ابتدایی باید حدس بزنید که در ادامه چه حوادثی حول او رخ خواهد داد. اگر تاکنون در این آثار توجه نکردهاید، بگذارید برایاتان این سیاهه را ردیف کنم؛ این نوجوان در مأموریت بسیار خطرناک پیش رو مخفیانه درگیر میشود و با لیستی از کارهای احمقانه اوضاع را برای دیگر کاراکترها وخیم میکند. چون در آثار با درجهی سنی ۱۳ سال شما خون نمیبینید، در نتیجه این نوجوان حتی در دهان گودزیلا هم دچار آسیب نخواهد شد و همانند تام و جری با یک نگاه متعجب میان غولهایی که دیگر مردمان را میبلعند قدم میزند. در این فیلم نیز کاراکتر نوجوان چیزی ورای فاجعهای که توضیح داده شد عمل میکند. او در آبی که هشتپای غولپیکر و کوسهی عظیمالجثه در حال قورت دادن دیگران هستند، با یک تختهی موجسواری بهراحتی شنا میکند و با آسودگی کامل یک زن و یک سگ را به ساحل میرساند. در ادامه هشتپا نیز برای اینکه بگوید من این دختر را دیدهام، کمی او را به آسمان میبرد و سپس طی یک معجزه که دایی چینی مرتکب آن میشود، این بار هشتپا که یکی از بازوهایاش آسیب دیده این دختر را به آرامی روی اسکله میگذارد و در نهایت همهچیز بهخوبی و خوشی تمام میشود. پردهی سوم این فیلم شاید حتی برای سینمای گروه ب نیز غیر قابل هضم باشد. ظاهراً چینیها دیدند که در سینمای خود حتی با یک میلیارد دلار هزینه هم نمیتوانند مخاطب جهانی به دست آورند و در نتیجه با تزریق پول به پولپرستترین استودیوی هالیوودی، برادران وارنر، و تزریق دو نابازیگر چینی موفق شدند چنین فاجعهای را در سیاههی آثار یک کارگردان صاحبسبک وارد کنند.
-فردا شب ساعت ۱۰:۰۰ در کانال یوتوب بیشتر در باب این ابتذال تصویری صحبت خواهیم کرد-
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.