پردههای سبز و آبی بلای جان سینما؟
«یانگ لی» و خدمهی کشتیاش توسط اژدهای دریا مورد هجوم قرار میگیرند، اما یک پری دریایی با نام «شی یین» آنها را از دست این اژدها نجات میدهد. رفتهرفته یانگ لی عاشق این پری دریایی میشود و میخواهد تمام عمر را با او زندگی کند. اما شی یین علیرغم عشق خود به لی به دریا بازمیگردد و سعی میکند او را فراموش کند.(قسمت اول). دست سرنوشت اما یانگ لی را بار دیگر به جزیرهی پریهای دریایی میبرد تا این بار یک مروارید گرانبها این دو را به هم نزدیک کند.(قسمت دوم)
پیشرفت تکنولوژی و استفاده از انواع و اقسام وسایل الکترونیکی و دارای هوش مصنوعی یک انقلاب بزرگ در زندگی مردم زمین ایجاد کرده که راحتی و آسایش را به آنها ارمغان داده است. اما این پیشرفت تکنولوژی همانقدر که میتواند مفید باشد میتواند زیانبار هم باشد، مهم آن است که کسی که میخواهد از آن استفاده کند قرار است چگونه از آن بهره ببرد. پردههای سبز و آبی در صنعت سینما نیز از آن انقلابهای بزرگی هستند که صنعت فیلمسازی را دچار تحولی عظیم کردند. با ورود این پردهها آنقدر همهچیز راحت شد که بسیاری از کسانی که میخواهند دستی در فیلمسازی داشته باشند به صورت بیرویه از آن استفاده کرده و میخواهند کار خود را هر چه راحتتر و کمخرجتر بسازند. آنها گاه حتی زحمت انتخاب یک داستان منسجم را نمیکشند و میخواهند تنها با این پردهها و شخصیتهایی که هیچکدام هویتی ندارند یک داستان بهاصطلاح جذاب را روایت کنند. آنها پردههای سبز و آبی و سولههای بزرگی که با این پردهها پوشیده میشوند و چند سیاهی لشکر را دور هم جمع میکنند تا یک داستان را روایت کنند. اما چه داستانی؟
فیلم «افسانهی پری دریایی» یکی دیگر از شاهکارهای مضحک سینمای چین است که با این پردهها درون سولههایی بزرگ و با بازیگرانی که لااقل از لحاظ تصویری جذابیت دارند و کمی زیبا هستند میخواهد داستان پریهای دریایی و عشقی ناب را روایت کند. داستانی که جز همان بازیگران زیبا، آن هم تعدادی از دختران جوان پریمانند، هیچ چیز زیبایی در درون خود ندارد و مخاطب سینمابین بعد از چند دقیقه ابتدایی آن را به امان خود رها میکند تا شاید کسی پیدا شود و او را نظاره کند. در این فیلم ما نه شاهد داستان هستیم، نه بازیگرانی میبینیم که بتوانند مخاطب را مجاب به دیدن خودشان کنند، حتی آن دختران زیبای اشاره شده به عنوان پری دریایی، نه تصاویر واقعی و قابل لمس هستند و نه حتی موسیقی حرفی برای گفتن دارد. در این فیلم هیچچیز درست نیست و باید دید چرا سینمای چین اصرار به ساختن اینگونه فیلمهای حماقتبار آن هم با پردههای سبز و آبی و به صورت مکرر دارد؟
با تمام این فیلمهای تجاری و غیرتجاری بیکیفیت چین اما به نظر میرسد در سال ۲۰۲۳ این کشور تلاش کرده است تا کمی از سینماهای کشورهایی چون کره و تایوان و ژاپن درس بگیرد و داستانهایی جذاب را ارائه کند. البته باز هم باید دید آیا این تلاش تنها از سوی یک کارگردان تازهکار صورت گرفته یا تمام بدنهی سینمای چین را شامل میشود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.