سانتیمانتال غربی برای مهاجران
گاهی یک فیلم همهی ارکاناش ضعیف هستند و هیچ حرف جدیدی بهلحاظ درونمایهای برای زدن ندارد. این وضعیت زمانی بغرنجتر میشود که عدهای در یک کشور پیشرفته مانند استرالیا سعی در ساختن اثری در باب مهاجران این کشور داشته باشند. این نوع نگاههای لوس را در بسیاری از آثار هالیوودی شاهد بودهایم. شاید تنها اروپا باشد که در همکاری با کشورهایی چون چین و کرهی جنوبی یا اصلاً توسط فیلمسازان مهاجر در اروپا دست به ساخت آثاری قابل تأمل در این باب زده باشد. در هر حال این فیلم حاصل کار چند کارگردان است که سعی کردهاند در غرب سیدنی دست به ساخت یک اثر متقاطع و آنتالوژی بزنند.
اینکه کارگردان در روایت خود چیزی برای گفتن نداشته باشد و دائم دستبهدامان ملودرام شود تا مخاطب را وادار به ترحم و دلسوزی کند یکی از خامترین حربهها در سینماست. این فیلم در همهی اجزای خود، شاید با کمی ارفاق بهجز اپیزود زن فیلیپینی، این حربه را بهکار میبرد. از اپیزود بنگلادشیها تا اپیزود احمقانهی دختر بیروتی و حتی مادر و دختر چینی و دیگر تکههای نژادی، این فیلم حتی بهاندازهی یک نما حرفی برای گفتن ندارد. راستی باید از این کارگردانها پرسید حرف حساب شما در این اثر چه بوده؟ آیا میخواستید زندگی سخت مهاجران را تصویر کنید؟ آیا قصد داشتید چندنژادی بودن استرالیا را بهتصویر بکشید؟ آیا میخواستید دلتنگی برای سرزمین را در این چهرهها نشان دهید؟ آیا میخواستید چندزبانی و چندجهانی را تصویر کنید؟ بهراستی این فیلم سازان به دنبال چه بودند؟ شاید در اپیزود پرستار فیلپینی یک اثر کوتاه و تا حدودی معنادار را در باب زنی که از کشور خود مهاجرت کرده تا مخارج همسر و فرزندش در فیلیپین را تأمین کند قابل درک باشد. اما در مابقی این آثار چه؟ اینکه یک زن استرالیایی بههمراه یک دختر بیروتی به بیمارستان میروند و زن استرالیایی نوهی خود را میدزدد و در انتها در رستوران چینی مورد استقبال قرار میگیرند و سپس مقابل در بیمارستان دست یکدیگر را محکم فشار میدهند، باید ما را به چه فکری بیندازد؟ آیا اصلاً کارگردان خودش هم فهمیده چه میخواهد و قرار است چه چیزی را تصویر کند؟
این چنین آثاری در دنیایی غیر از سینما بهسر میبرند. سرمان را که در این جهان بچرخانیم با انواع و اقسام بازیهای کودکانهای مواجه میشویم که به هر بهانهای سعی دارند در اینسو و آنسو هر چیزی را ترند و وایرال کنند؛ حال این موضوع شاید احمقانهترین بحث ممکن باشد. این کار چه تبعاتی در پی دارد؟ گلآلود شدن آبی که تنها خاصیت آن غرق شدن مسئله و مشکل اصلی در آن است. مقولهی مهاجران، نژادپرستی و نحوهی زندگی مهاجران در کشورهای پیشرفته تا وقتی اینگونه دستآویز جشنوارهای باشد به جایی نخواهد رسید و در نهایت هر چند سال یکبار باید منتظر ورود یک فیلمساز خوشقریحه باشیم تا از زاویهدید خود بتواند به این مقوله بپردازد. این فیلم در پارهای از سکانسها به قدری خام و احمقانه تدوین شده که مخاطب در تعجب است که چگونه بهعنوان یکی از آثار برگزیدهی جشنوارهی سیدنی انتخاب شده است؟
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.