پوستر فیلم حُکم

تسویه حساب یا بخشش؟!

حُکم
The Warrant
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰
نویسنده اردیبهشت

ژانر معرفی‌شده‌ی این اثر، یعنی وسترن، بی برو و برگرد در ذهن مخاطبان آشنا به این سبک، تداعی‌کننده‌ی نام‌های جان وِین و کلینت ایستوود، هاوکس و فورد خواهد بود. آیا این اثر با به همراه داشتن چاشنی جنگ‌های داخلی و روابط دوستانه صمیمی قادر به ارائه‌ی قابی مناسب به بیننده شده یا خیر؟ ماجرای دو رفیق قدیمی‌ست که طی جنگ‌های داخلی در سال‌ ۱۸۶۴ در میسوری، جان برِیکر و ویرجیل-سِینت- با نیروی مقابل وارد درگیری شده که طی آن سِینت پسر خود را از دست می‌دهد. در طول جنگ به تصویرکشده شده آنچنان محیطی مطابق با وقایع سال‌های یادشده را شاهد نیستیم؛ از البسه‌‌ی مندرس ناشی از شرکت در نزاع و نبرد خبری نیست؛ بازیگران تر و تمیز و مرتب به بازی شسته‌‌ورُفته‌ی خود ادامه می‌دهند. جان بریکر-نیل مک‌دانا- یک بار جانِ سِینت- کَسپِر وَن دین- را نجات داده است؛ ماجرای بعدی از دست دادن پسر سِینت است که عاملی برای انتقام او از نیروی مقابل می‌شود. دار‌و‌دسته‌ای را آماده کرده و شروع به طغیانگری و قتل و غارت می‌کند؛ گنگسترهایی غیر واقعی. فیلم ما را با فلش‌بکی چهارسال از آن ماجرا عبور داده و پسر جان بریکر- استیو.آر مک‌کوئین- که اکنون مارشال شده است، وظیفه‌ی دستگیری سِینت را از جانب دولت به خاطر تخطّی از قانون عهده‌دار است. وجود فلش‌بک‌های فراوان در فیلم و یادآور شدن زمان حال و آن سال‌ها بیش از اندازه آزار دهنده بود و سردرگمی بیننده را به همراه داشت؛ طراحی گریم نه چندان موفق در اثر؛ کاراکترهایی که پس از ۴ سال چه در حین نبرد و چه گذر از جنگ تغییر چندانی نمی‌کنند. از سوی دیگر بریکر ترجیح می‌دهد ویرجیل را زنده دستگیر کرده و تا حدودی به‌خاطر مرگ پسرش به وی حق می‌دهد. مستحق دانستن وی از زعم معاونش- جورجی کروز- نیز غیر قابل باور است؛ بیوگل-جورجی کروز- کاراکتری است که نقش‌آفرینی وی را از اهمّ عناصر و تحسین‌شده باید دانست؛ با‌وجود‌اینکه دیالوگ‌های زیادی برایش تعبیه نشده بود، اما با احساسات بروز داده شده از خود توانست به آنچه باید خلق می‌کرد بپردازد؛ معاونی وفادار و که دستِ راست کلانتر بریکر است و به‌خوبی از پس وظایف و جنبه‌ی حمایتی خود برآمده است. در فیلم باید دید این تعقیب و گریزها و خلق نماهای اکشن به خوبی از کار درآمده است یا نه! مطمئنا یکی از ضعف‌های عمده را باید فیلمنامه دانست و شخصیت‌پردازی ضعیف؛ مک‌دانا نشان داده که می‌تواند بازی‌های درخوری را نمایش دهد که متاسفانه برِنت کریستی-کارگردان- نتوانسته به طرز مناسبی از وی بازی بگیرد. کاراکترهای زن موجود در فیلم یا آنقدر کم‌رنگ بودند مثل همسر کلانتر، بانی-آنابِث گیش- و یا لوس و بی‌مزه مانند اتیسی اسنایدر- رکسانا دانلوپ- و یا اینکه غیر ضروری- زنی که توسط ویرجیل به گروگان گرفته شد- که وجودش و عدم آن نفعی برای اثر نداشت.
نقطه‌ضعف عمده‌ی فیلم را باید عدم تطابق بازه‌های زمانی به‌نمایش‌درآمده در فیلم و واقعیت آن دانست؛ بیننده را نمی‌تواند به قرن نوزدهم ببرد و حتی وارد نزاع‌های داخلی کند. از جلوه‌های ویژه خبری نیست و یک سری حرکات اکشن و تیراندازی‌های ساده را شاهدیم که گاملاً ابتدایی و ناییو ارائه شد. در کل این اثر جنبه‌ی سرگرم‌کنندگی اندکی را داراست و قطعاً آثاری را می‌توان در این قالب جست‌و‌جو کرد که ارزش تماشا را داشته باشند.