پوستر فیلم مامان، اجازه هست؟

عدم تعادل بین درون‌مایه و فرم فیلم

مامان، اجازه هست؟
Mother, May I
محصول ۲۰۲۳ – ایالات متحده
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

زمانی پیش می‌آید که کارگردان هم سخت‌افزار تکنیکی را در اختیار دارد، هم گروه بازیگری قابل قبولی را دور هم گرد آورده است و در نهایت لوکیشنی بکر را برای قاب‌بندی اثر خود برگزیده است. این شرایط برای آقای «لورنس وانیچلی»، مهیا بوده تا اثری روانکاوانه و رازآلود را در برار ما قرار دهد. وانیچلی افتتاحیه‌ی خود را قدرتمند آغاز می‌کند و در ادامه با لایه‌ای از کمدی-ابزورد ما را به‌یاد افتتاحیه‌ی داستان بیگانه‌ی آلبر کامو می‌اندازد. اما اثر او مانند یک تی‌شرت طرح برند که بعد از اولین شست‌و‌شو شروع به وارفتن می‌کند کم‌کم تحلیل می‌رود و در ادامه اجزای فیلم آن‌قدر دور از هم قرار می‌گیرند که در پرده‌ی دوم نمی‌دانیم قرار است با چه اثری روبه‌رو شویم.

ابتدا باید به موسیقی متن فیلم ایراد اساسی گرفت که چرا در چنین اثر روانکاوانه‌ای کارگردان دائم سعی دارد موسیقی متن دلهره‌آور و مملو از تعلیق را به خورد مخاطب دهد. این نوع بازی با موسیقی متن و تصاویر جز تلاش کارگردان برای جذب مخاطب سینمای دلهره نیست. داستان او قرار است در باب «امت» باشد که مادرش را از دست داده و به‌همراه دوست‌دخترش، «آنیا»، به خانه‌‌‌‌‌ای که مادر برای او به ارث گذاشته می‌روند. ماجرا در این خانه قرار است همان چیزی باشد که کارگردان در نظر دارد؛ حلول روح مادر در کالبد آنیا و نوعی مسخ‌شدگی روانی. در باب بازی خوب بازیگران و هنری که به خرج داده‌اند تا کاراکترهای این اثر در برابر مخاطب زنده باشند شکی نیست. اما تنها تلاش بازیگران کافی نیست. مشکل جای دیگری است. کارگردان در روایت خود قرار است از یک‌سو ما را در برابر عقده‌ی ادیپ بین فرزند پسر و مادر قرار دهد و از سوی دیگر کاراکترها را با نوعی مسخ‌شدگی روانی مواجه کند. آنیا عاشق این است که فرزند داشته باشد، اما توانایی بارداری ندارد و از آن‌سو امت با بحران خلأ مادر در زندگی‌اش روبه‌روست. کارگردان قصد داشته این دو عقده‌ی روانی را در زندگی این کاراکترها در برابر ما قرار دهد. اما اینکه در این میان ما دچار رفت‌و‌برگشت‌های روح و کالبدی و در نهایت مسخ‌شدگی‌های بگیر و نگیر در فیلم می‌شویم از شدت این درون‌مایه می‌کاهد.

فیم آقای وانیچلی درون‌مایه، سخت‌افزار، گروه بازیگری و لوکیشن بسیار قدرتمندی دارد. اما مشکل آنجاست که فرم تصویری این کارگردان ایتالیایی-آمریکایی نمی‌تواند آن نقاط قوت را تبدیل به یک کل واحد تأثیرگذار کند. او در این فیلم تمام سعی خود را کرده که درون‌مایه آن‌قدری سخت نباشد که مخاطب سینمای سرگرمی نتواند با آن ارتباط برقرار کند. به‌همین سبب است که موسیقی متن دلهره‌آور و چند جامپ‌اسکر و سکوت همچون وصله‌های ناجور این اثر را در بر گرفته‌اند. شاید کمی جسارت از سوی وانیچلی می‌توانست ما را در برابر اثری به مراتب قدرتمندتر قرار دهد. اما اینگونه نشده و صرفاً با یک فیلم معمولی و شاید حتی نسبتاً ضعیف روبه‌رو هستیم که در جای‌جای خود فریاد می‌زند که کارگردان من ترسو است. وانیچلی می‌تواند در سینمای رازآلود و روانکاوانه و حتی سینمای هنجارشکن قدم‌های قدرتمندتری بردارد. باید دید این کارگردان می‌تواند در مسیر فیلم‌سازانی چون تای وست قدم بردارد یا مسیرش را به کلی تغییر می‌دهد و وارد سینمای صرفاً سرگرمی خواهد شد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟