قصههای وحشی این بار در شرق اروپا
پلیس مسن راهنمایی رانندگی از سرعت بالای ماشینها در جادهی بارانی گلایه میکند، اما درواقع از اتفاقی دیگر عصبانی است. پسر جوانی که بهتازگی با آزادی مشروط از زندان بیرون آمده بعد از اینکه نوزادش توسط فردی در یک سوپرمارکت دزدیده میشود خشمگین به دنبال یافتن فرزند است. یک خانواده برای فرار مالیاتی دست به انجام کاری میزنند که نتیجهای غیرقابل باور برایاشان دارد. رئیس جدید یک زن هنرمند مشغول به کار در یک گالری همان عشق اولین او است که سالها پیش رهایاش کرده و زن با دیدن این مرد تمام خاطرات تلخ گذشته بهیادش میآید. آپارتمان یک زوج به دست زنی زیبا و جوان اجاره شده که مدتهاست اجارهی آن را پرداخت نمیکند و از آنجا بیرون هم نمیآید. این زوج تصمیم میگیرند این زن را بدون دخالت پلیس از خانهاشان بیرون کنند. دو همسایه بعد از اینکه متوجه میشوند همسراناشان به آنها خیانت کردهاند خشم حاصل از این اتفاق را بهگونهای عجیب بروز میدهند.
درونمایه فیلم «سرزمین» محصول کشور لهستان شباهت زیادی به درونمایه فیلم «قصههای وحشی»، محصول ۲۰۱۴ کشور آرژانتین، دارد. در هر دو فیلم کاراکترهای داستان در شرایط و موقعیتهایی قرار میگیرند که گاهی باعث میشود آنها دست به انتقام از طرف مقابل خود بزنند و گاه با خشم و خشونت واکنشی غیرقابل پیشبینی نسبت به اتفاق رخ داده داشته باشند. هر دو فیلم از شش اپیزود و داستان کوتاه تشکیل شده که روایت شخصیتهای متفاوتی را در برابر دید ما قرار میدهد. در فیلم آرژانتینی اما هر شش اپیزود حاصل کار یک کارگردان است و در فیلم لهستانی اپیزود اول، سوم و ششم توسط یک کارگردان کهنهکار ساخته شده و سه اپیزود دیگر توسط سه کارگردان تازهکار که تا کنون فیلمهای کوتاه مستقل میساختند، روایت میشود. تمام کارگردانان در هر دو فیلم اما میدانند قرار است مخاطب خود را در چه شرایطی قرار دهند. شرایطی که در آن گاه پوچی روابط انسانی و حتی زندگی روزمره هدف اصلی روایت است و گاه خشم نهفته در درون آدمها و ناراحتیهایی که جمع میشوند تا به یکباره بروز پیدا کنند، مدنظر داستان است.
در فیلم «سرزمین» مردمانی عصبانی، خسته و بریده از ناملایمات و ناعدالتیها در زمانی اندک واکنشهایی بیحد و اندازه از خود بروز میدهند که دهان ما را از آن باز نگه میدارد و پیشبینی هر اتفاقی در آینده را ناممکن میکند. ناممکنی رویدادهای پیشرو، طنز تلخ نهفته در اتفاقات و شباهت مردمان عادی که به ناگاه عکسالعملهایی دور از ذهن از خود بروز میدهند، به خود ما جذابیت روایتهای این فیلم هستند. ما نمیدانیم مثلاً در مقابل جوانی که حاضر است برای رسیدن به فرزندش تمام مردمان در برابرش را بکشد چه واکنشی داشته باشیم؟ احساس ما نسبت به این جوان باید چه باشد؟ این فیلم تمام مرزهای اخلاقی را به چالش میکشد. هم عصبانی بودن مردمان را در شرایطی عصبیکننده حق طبیعی آنها میداند و هم با پوزخندی به واکنشهای این مردم وحشی نگاه میکند.
این فیلم در واقع در حال تصویر کردن فانتزیهای ذهنی ما است. گاه خشم درونی ما از شخصی باعث میشود در ذهنامان آن شخص را با شدیدترین حالت ممکن از خود دور کنیم یا حتی بکشیم. فیلم «سرزمین» این فانتزیها را تصویر کرده است و بدون قضاوت و نشان دادن نتیجهی اتفاقات بعدی فقط عمل رخ داده را به ما نشان میدهد. بعد از رخ دادن اتفاق ما نه میدانیم چه بلایی سر مرد جوان داخل سوپرمارکت میافتد، نه میدانیم بازماندگان افرادی که مردهاند قرار است چه واکنشی نسبت به مرگ عزیزاناشان داشته باشند. اتفاق رخ داده است و این بار اثرات این فانتزیها در ذهن ما باید شکل پیدا کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.