او تا کنون در ژانر درام و عاشقانه یک کارگردان متوسط باقی مانده است
«مائوری» از خواب بیدار میشود و نوشتهی چسبیده شده به دیوار روبهرویاش را میبیند: «من طی یک تصادف دچار اختلال حافظه شدهام. خاطرات توی لپتاپ رو بخون». مائوری بعد از خواندن قسمتی از خاطراتاش دیگر متوجه میشود که او هر زمان بخوابد و بیدار شود حافظهی خود را از دست میدهد. او تنها چیزهایی را به یاد میآورد که پیش از تصادف برایاش اتفاق افتاده است. در این میان تنها مادر و پدر و صمیمیترین دوستاش یعنی «ایزومی-چان» از این اتفاق خبر دارند.
مخاطبان سینما بسیاری از فیلمهای سینمایی را با نام کارگرداناهاشان میشناسند. در موارد زیادی تنها نام یک کارگردان کافیست تا مخاطب ترغیب به دیدن یک فیلم شود. این کارگردانان هم با انتخاب سبک و مسیر خود این مخاطبان را انتخاب کردهاند. در واقع کارگردان از یک سو مخاطب را انتخاب میکند و مخاطب از سوی دیگر کارگردان را. «تاکاهیرو میکی» کاگردان چهلوهشت سالهی ژاپنی هم از سال ۲۰۱۰ کار خود را با انتخاب سبک مورد علاقهاش در سینما شروع کرده است. او در این مسیر تا کنون نوزده فیلم را ساخته و در تمام آنها سعی کرده از مانگاها و کتابهای معروف و مشهور استفاده کند. نام این کارگردان برای مخاطبان کانال ما با دو فیلم «چشمانات میگویند» و «دوستم داشته باش، دوستم نداشته باش» که آنها را در سال ۲۰۲۰ مرور کردیم آشناست. ما در هر دوی این فیلمها با عاشقانههایی روبهرو بودیم که میکی سعی کرده بود در آنها چند نوجوان تازه به بلوغ رسیده یا جوانان ابتدای راه جوانی را تصویر کند و عشق و زندگی را از دیدگاه آنها برای ما نشان دهد. او در فیلمهای گذشتهی خود نیز به همین قشر پرداخته و درواقع مخاطبان خود را انتخاب کرده بود. میکی از آن کارگردانهایی است که از ابتدا راه خود را برگزیده و میداند چگونه داستانهایی را انتخاب کند که مخاطبان برای دیدن آنها مشتاق شوند. مخاطبان او هم شاید بیشتر جوانان و نوجوانانی هستند که به اندازهی یک سینمادوست حرفهای و قدیمی فیلم ندیدهاند و شاید بیشتر برای تجربه کردن به آثار او روی میآورند. به همین دلیل هم آثار او از سوی این افراد بیشتر مورد ستایش قرار میگیرند. اما آنچه مشخص است آن است که درنهایت میکی در آثار درام و عاشقانهای که تا کنون ساخته یک کارگردان متوسط دیده میشود و نتوانسته یک روایت خاص و جذاب را که گوشههایی تکراری و ملالانگیز در خود ندارند تصویر کند.
میکی در فیلم «حتی اگر این عشق امشب از جهان محو شود» نیز به مخاطب نوجوان و جوان خود نگاه کرده است. او دست بر روی روایتی تکراری گذاشته و آن را با عشق و فقدان ادغام کرده تا مخاطب خود را تحت تأثیر قرار دهد و البته که در این راه موفق هم بوده است. میکی در مسیر داستاناش نسبت به فیلمهای دیگری که این پیرنگ را داشتهاند کمی تفاوت ایجاد کرده، اما این تفاوت کافی نبوده و درنهایت اتفاق خاصی را منجر نمیشود. شاید یکی از دلایلی که باعث شده اثر داستان این فیلم بر مخاطب کم شود و اتفاقهای رخداده در آن خاص دیده نشود، بازیگران او باشند که نمیتوانند باعث ایجاد ارتباط بین خود و مخاطب شوند. این بازیگران در ابراز احساسات شخصیتهای خود ناتوان بوده و مصنوعی دیده میشوند. میکی در سال ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ سه اثر دیگر را هم ساخته که در روزهای آتی به مرور آنها خواهیم پرداخت. آثاری که با فیلمهایی که در سالهای گذشته ساخته و ما هم تعدادی از آنها را مرور کردهایم متفاوت هستند. باید دید آیا میکی در ژانر جدید انتخابی خود مانند ژانرهای درام و عاشقانه در حد متوسط است یا توانسته اتفاقی جدید و اثرگذار را در کارنامهی خود جای دهد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.