تلاش صامت چارلی دی برای هجو هالیوود و تئوریهای توطئه
خاصیت آثاری که فرآیند ستارهسازی و بلاکباسترسازی هالیوود را به سخره میگیرند چیست؟ از بابیلون که به دل سینمای صامت هالیوود زد تا اولین فیلم بلند «چارلی دی» توانستهاند تغییری در نظام ساختارمند پولسازی و ستارهسازی هالیوود ایجاد کنند؟ باید گفت نه. اما این آثار شاید حتی بهاندازهی سوزنی هم نتوانند هستهی ابراستودیوهای هالیوودی و بلاکباسترهای بی سر و تهاشان را دچار تغییر نگرش کنند، اما یک هدف مهم دارند و آن هم مخاطبی است که در برابر این آثار قرار میگیرد. شاید باز هم بگویید که هجمهی منتقدان مزدبگیر هالیوود همین خاصیت تأثیرگذاری این آثار را نیز زیر سوال میبرد. بهطور مثال در خصوص همین فیلم که آن را مرور میکنیم به هجمه و تمسخر انواع و اقسام سایتهایی که میشناسید میرسید، بهطوری که شاید مخاطبی که این سایتها را فیلتر انتخاب خود برای تماشای آثار سینمایی در نظر میگیرد، اصلاً تمایلی به دیدن این فیلم نداشته باشد. در پاسخ باید گفت که این آثار مخاطب خود را دارند و همان مخاطبان میتوانند گسترهی تماشای دیگر مخاطبان را وسیعتر کنند.
فیلم جدید آقای چارلی دی اولین گام بلند او در ساخت یک اثر بلند سینمایی است. عنوان فیلم یکی از بهترین عنوانهای آثار هجو در باب ساختار هالیوود است؛ بهشت احمقها. دی که خودش نقش اول فیلم را بازی میکند از همان ابتدا ضربآهنگ را بالا میبرد و از طریق دو کاراکتر وارد دنیای بی سر و ته هالیوود میشود. او در این سفر دو نفره تقریباً همهی آنچه را که در سطح هالیوود در جریان است به سخره میگیرد؛ از نحوهی ستارهسازی تا تبلیغات پر از هیاهو و فرش قرمز و در نهایت پائین کشیده شدن ستارههای دیروز و در نهایت توهم تئوری توطئه در همهی این دنیای جعلی.
این فیلم یک کمدی هجو ساده است که کاراکتر اصلی آن یک نظارهگر صرف است و کاملاً صامت فقط تماشا میکند و بدون حتی ذرهای برآشفتگی در مسیر این رودخانه به راه خود ادامه میدهد. این کمدی هجو همانطور که انتظار داریم مخاطب را با طنزی تلخ مواجه میکند و باید گفت خاصیت هجوها همین است. اما آقای دی بهراحتی میتوانست شخصیتپردازی خوب خود در باب کاراکتر اول را در ساختار روایت هم نشر دهد. این روایت با همین انتخاب و شخصیتپردازی خوب کارگردان پتانسیل وسیعتر شدن هم داشت و نیازی نبود این روند خطی را از یک نقطه در شهر لسآنجلس تا نقطهای دیگر ادامه دهد.
جای این نوع کمدیهای در دنیای سینمای آمریکا بسیار خالی است و نمیتوان به یک یا دو اثر در سال بسنده کرد. زمانی که این کمدیهای هجو به بیش از ۱۰ اثر در سال برسند نه هستهی اصلی هالیوود و نه حتی مزدبگیران نمرهگذارشان در ابرسایتها، توانایی کنترل ذهن مخاطب را نخواهند داشت. مخاطب امروزی سینما و بهخصوص نوجوانهای دیروز و امروز که این دو دهه توسط بمباران فرنچایزهای ابرقهرمانی مسموم شدهاند نیاز دارند کمی سینما هم تماشا کنند و از آن دنیای وهمآلودی که رابطهاشان را با هویت یک اثر سینمایی قطع کرده خارج شوند. گاهی این خروج با مقاومت ابتدایی همراه است، اما باید آنقدر او را در برابر قیاس سینما و آثار مورد نظرشان قرار داد تا به مرور آنها را جز یک سرگرمی دو ساعتی چیزی نبینند و حتی شاید در آینده نیازی هم نبینند که برای تماشایاشان بیرون سالن سینما صف بکشند. البته هالیوود طی این چند سال هر چه تلاش کرده آن ذوق ابتدایی نوجوانها به ابرقهرمانها را حفظ کند ناموفق بوده و دائم در حال بازسازی دنیای زرد آنهاست، اما در نهایت فضا را برای خلق آثاری که در همان ژانرها سینما را معنا میکنند باز کرده است و باید گفت این یعنی انعطاف بیشتر در دنیای بستهی بولوار پر از زرق و برق هالیوودی که کمکم در حال بسیطتر شدن است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.