وستورلدی برای سیاهپوستان
اینکه جامعهی سیاهپوستان آمریکایی و به خصوص جشنوارهی فیلم سیاهپوستان آمریکایی تصمیم جدی گرفتهاند که آثار ژانربندیشده و حقیقتاً باکیفیتی را در باب زیست سیاهپوستان آمریکایی در جغرافیای وسیع این کشور تولید کنند جای خوشحالی بسیار دارد. طی یک دههی گذشته هالیوود این موضوع و در پی آن بحث آزار جنسی را تبدیل به زردترین درونمایههای سینمایی کرد. حال و در طی این چند سال با کارگردانهای جوان سیاهپوستی روبهرو میشویم که مخاطب سینما را ترغیب میکنند بار دیگر پای درد و دلهای آنها بنشیند؛ گاه بهصورت یک کمدی سیاه، گاه در یک اثر دلهره و گاه همانند این فیلم در یک ساختار علمی-تخیلی. «جوئل تیلور» در اولین گام خود در سینمای بلند داستانی سعی دارد از طریق دنیای وستورلد جهان خود را خلق کند.
این فیلم هم مانند وستورلد با یک روتین از زندگی یک کاراکتر خاص در میان مردمانی که میشناسد آغاز میشود. «فانتین» یک موادفروش در شهری کوچک است و در رقابت با دیگران سعی میکند خردهفروشان را تحت نظر خود درآورد. سکانسبهسکانس این رخدادها تا زمانی که فانتین برای اولین بار کشته میشود طبق سناریوی وستورلد جاناتان نولان پیش میرود. اما آقای تیلور در ادامه درونمایه را از صرفاً یک شهربازی برای ثروتمندان تبدیل به یک پروژهی اصلاح نژادی میکند تا مخاطب را بیشتر و بیشتر درگیر روایت کند.
آنچه این فیلم را نسبت به بسیاری از آثار با درونمایهی جامعهی سیاهپوستان آمریکایی برتری میدهد، نقطهگذاری کارگردان در روایت و وصل کردن این نقاط به یکدیگر توسط سه کاراکتر است. یک قواد، یک مواد فروش و در نهایت یک کارگر جنسی تبدیل به نقاط پررنگ روایت میشوند و همهی رخدادها در کنشها و واکنشهای این سه کاراکتر شکل میگیرند. کارگردان بیآنکه دست به دامان شعارهای کلیشه و بهقولی مظلومنماییهای رایج در آثار مشابه شود مخاطب را درگیر زندگی روزمرهی سیاهپوستان میکند. اثر او مانند فیلم «هزار و یک» یک درام شهری نیست، اما سعی دارد از طریق درونمایهی علمی-تخیلی به واقعیت دهشتناک جامعهی سیاهپوستان آمریکایی بپردازد. بهطور مثال فانتین برادری از دست رفته را در ذهن مرور میکند که توسط شلیک اشتباهی یک نیروی پلیس کشته شده است، اما این خاطره بدون توسل به ملودرام و اشک و آه یکی از موتیفهای تصویری فیلم میشود؛ آن هم با یک عکس روی در ورودی.
جوئل تیلور در فیلم خود سعی کرده به سرعت از درون لوپ زمانی این آثار و دروازههایی که به درون هزارتویی بیانتها باز میشوند خلاص شود. شاید تنها نقطهی چالشی اثر او در همین گذر پر از عجله از درون آن لوپ مرموز بهسوی یک روایت هیجانانگیز با ضربآهنگی بالا باشد. در هر حال روایت او هر مخاطب علاقهمند به ژانر علمی-تخیلی را درگیر خود میکند و باعث میشود این مخاطب از دریچهای دیگر زیست سیاهپوستان را در ایالات متحده مرور کند. در پایان باید به این نکته اشاره کنم که چنین آثاری ما را به آیندهی فیلمسازی در حوزهی مقابله با نژادپرستی امیدوار میکنند، چرا که حداقل باعث میشوند مخاطب از درون درامهای لوس و بیمزه و آبکی هالیوودی به درون تنوع ژانری گام بردارد و هر بار از طریق یک ساختار زیست این جامعه را مشاهده کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.