پوستر فیلم نفوذ پنهانی: در قرمز

باید قبول کنیم که دوره‌ی این دلهره‌ها به‌سر آمده است

نفوذ پنهانی: در قرمز
Insidious: The Red Door
محصول ۲۰۲۳ – ایالات متحده
ژانر دلهره
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

برون‌فکنی، فرافکنی اثیری یا اصطلاح انگلیسی آن «Astral Projection» در باب آن حالتی از خلسه‌ است که جسم و روح به‌صورت خودآگاه از یکدیگر جدا می‌شوند و فرد از طریق روح خود می‌تواند طی‌الارض کند. از شرق تا غرب این کره‌ی خاکی هر باور و مذهبی در باب این اصطلاحات داستان‌های عرفانی و ماورائی زیادی نقل کرده‌ است. این نوع خلسه اصلاً بیماری نیست و قرار هم نیست برای فرد ضرری داشته باشد، اما مشکل اصلی انسانی است که دوست دارد این خودآگاهی بیرون از جسم را تجربه کند. به‌همین سبب است که مواد توهم‌زایی چون قارچ و ال‌اس‌دی این قدرت را به فرد می‌دهند تا به روشی دیگر دچار این خروج از کالبد شود. اما در باب عنوان این سری فیلم‌ها نیز بد نیست توضیح مختصری داده شود. واژه‌ی Insidious در برابر وا‌ژه‌ی Invidious قرار دارد. این واژه به معنای آن چیزی‌ست که بی هیچ علامتی و نشانه‌ای کم‌کم سوژه را در برمی‌گیرد. در پزشکی به بیماری‌های پنهان که بدون نشانه شخص را در برمی‌گیرند گفته می‌شود و در این فیلم می‌توان آن را در مورد ذهن کاراکترهای «جاش» و «دالتون» به‌کار برد که این خودآگاهی همچون ناخودآگاهی اجباری آن‌ها را در بر گرفته است؛ همین‌قدر پوچ و بی‌معنا، در صورتی که این خلسه‌ی ذهنی بارها توانسته مخاطب را در اثر فیلم‌سازان صاحب سبک محو تماشای یک روایت کند. پس بهتر آن است که برابرنهاد فارسی فیلم کمی نزدیک‌تر به این موضوع باشد و از اصطلاحاتی چون «توطئه‌آمیز» و غیره برای آن استفاده نکرد. شاید بتوان از برابرنهاد «نفوذ پنهانی» استفاده کرد تا راحت‌تر مخاطب را در برابر درون‌مایه‌ی اثر قرار داد.

هالیوود باید بداند و درک کند که دوره‌ی این دلهره‌های کاغذی تمام شده است؛ دلهره‌هایی که همه‌چیز را رها می‌کنند و فقط دست‌به‌دامان انبوه تعلیق‌‌ها و جامپ‌اسکرهای لحظه‌ای می‌شوند. همان‌طور که اکشن‌های میانه‌ی هالیوودی با انتخاب درجه‌ی سنی غلط تبدیل به اکشن‌های تینیجری و کودکانه شده‌اند، اوضاع در مورد دلهره‌های جریان اصلی نیز به‌همین صورت است. نفوذ پنهانی زمانی که در سال ۲۰۱۰ روی پرده رفت باعث شد مخاطب بار دیگر کمی بترسد و به‌سرعت میان مخاطبان سینمای سرگرمی محبوب شد. برای هالیوود چه هدیه‌ای از این بالاتر که بخواهد فرنچایزهای اجباری خود را به خورد مخاطب بدهد. اما از سال ۲۰۱۰ تا کنون سینمای دلهره و اکشن دائم در حال پوست‌اندازی بوده‌اند تا جایی که حتی مخاطب دلهره‌های سرگرم‌کننده هم به‌ نوعی دیگر از ترشح آدرنالین با این جامپ‌اسکرها و سکون‌هایی که از قبل می‌داند در چه نقطه‌ای از فیلم رخ می‌دهند خسته شده است. فیلم نفوذ پنهانی به‌راحتی می‌توانست تبدیل به یک اثر دلهره‌ی انتزاعی شود و مخاطب را در معرض کاوش ذهنی و روانکاوانه قرار دهد. از سال ۲۰۱۰ تا کنون هیچ پیشرفتی در فرم این اثر صورت نگرفته است و همین باعث شده که نتوان آن را دیگر یک دلهره‌ی قابل اعتنا دانست؛ همان‌ دردی که اثری چون «جیغ» گرفتارش شده است. در برابر این اثر می‌توان از فرنچایز «احضار» نام برد که کمی خط خود را به‌سوی یک اثر هیجان‌انگیز و ماجراجویی تغییر داده و حداقل دسته‌ی جدیدی از مخاطبان دیگر ژانرها را نیز به‌سوی خود می‌کشاند.

آنچه مشخص است بازی در نقش اول دو فرنچایز یک دهه‌ای به کام آقای «پاتریک ویلسون» خوش آمده و علاوه بر سری پنجم نفوذ پنهانی قرار است فیلم ششم را نیز به‌عنوان کارگردان روی پرده ببرد. باید دید آیا در فیلم ششم تغییر رویه‌ای را در این فرم و محتوای پیدا و آشکار خواهیم دید که بار دیگر بتوانیم معنای عنوان فیلم را در بطن آن نیز شاهد باشیم یا باز هم با همین بازی‌های روشده‌ی جامپ‌اسکری و تعلیق مواجه خواهیم شد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟