وقتی بوگاتی نتوانست او را نجات دهد، جکی چان هم کاری از دستاش برنمیآید
مخاطبان ژانر اکشن بدون شک طرفدار پر و پا قرص اکشن-کمدیهایی هستند که بتوانند آنها را برای ساعاتی سرگرم کنند و در عین حال بخندانند. «جکی چان» یکی از آن بازیگرانی است که در کل سینمای اکشن با ترکیب موقعیتهای کمدی و حرکات رزمی توانست چنین موقعیتهایی را در برابر مخاطب این ژانر پرطرفدار قرار دهد. از سویی دیگر خلق چنین موقعیتهایی به بازیگر وابسته نیست و این کارگردان است که باعث میشود این موقعیتها در نظر مخاطب دیدنی و قابل تماشا بهنظر برسند. «اسکات ووآ» یکی از آن کارگردانهایی است که در سینمای اکشن تا دلاتان بخواهد موقعیت و فرصت داشته و هر بار فقطوفقط با ضعف خودش نتوانسته آن اثر را تبدیل به یک بلاکباستر یا کالت کند. بهطور مثال فیلم «جنون سرعت» محصول ۲۰۱۴ را در نظر بگیرید. در این فیلم نهتنها هزینهی هنگفتی برای استفاده از خودروهای روز دنیا شده بود، بلکه انبوهی از بازیگران قابل اعتنای سینمای سرگرمی هم در آن حضور داشتند و بهنوعی در و تخته جور بود تا آقای ووآ بتواند هم با بازی کامپیوتری معروف جنون سرعت دل مخاطب را بهدست آورد و هم در سینمای هیجانانگیز جایگاه محکمی بهدست آورد. اما در نهایت بوگاتی، آرون پل، رامی مالک و داکوتا جانسون هم نتوانستند ووآ را تبدیل به کارگردانی کاربلد کنند. در هر حال او در جدیدترین پروژهی خود بهسراغ یکی از همان آثار چینی-آمریکایی رفته و سعی دارد اینبار با استفاده از جان سینا و جکی چان راهی برای خروج از این مخمصهی متوسط پیدا کند.
اولین چیزی که در باب این فیلم ذهن را درگیر میکند جلوههای ویژهای است که کاملاً باعث ناامیدی مخاطب از تماشای اثر میشوند. گویا هر بار پای چینیها به یکی از این پروژههای پر دردسر باز میشود خروجی آن چیزی جز این افتضاحات تصویری نیست. از این خرابهی جلوههای ویژه که بگذریم به درون روایت میرویم. اگر آقای ووآ سعی داشته این را به مخاطب نشان دهد که هر جا که دلاش بخواهد میتواند کمدی-اکشن را ارائه دهد، باید گفت سخت در اشتباه است. ووآ در پردهی اول فیلم سعی دارد با حضور چان و سینا نوعی اکشن انتقامی و میهنپرستانه ارائه دهد و کمدی را از پردهی دوم وارد روایت میکند. این کار بدان معنا نیست که ووآ از دید یک فیلمساز صاحب سبک در سینمای اکشن دست به این کار زده است، بلکه بدان معناست که ووآ پس از این همه پروژهی پر زرق و برق کارش به جایی رسیده که چارهای جز این حربهها ندارد. جان سینا از آن دست بازیگران ناييوی است که باید بازیگردان خوبی بالای سرش باشد تا بتواند تمام توان خود را ارائه دهد. ووآ در کنترل جان سینا ناموفق است و اجازه داده این تازهبازیگر در این فیلم تبدیل به یک دلقک بیدستوپا شود. از آنسو چان هم گویی دیگر پیر شده و توان و حوصلهی این نوع اکشنها را ندارد. او حتی دیگر قادر نیست مخاطب را همچون گذشته در گیر و دار یک سکانس اکشن به لذت و خنده وادارد. من مشکل را از سوی سینا یا چان نمیبینم، بلکه این آقای ووآی فرصتسوز است که بار دیگر نشان میدهد تا چه حد کارگردان نامطمئنیست.
ووآ همچون ستاهلسکی-کارگردان سری جان ویک- قبل از کارگردانی یک بدلکار بوده است. اما گویا او در طول دوران بدلکاری نتوانسته همچون ستاهلسکی مشاهده کند و به ذهن بسپارد و با این خیال که بازیگرانی چون چان، استیتم و دیگران خودشان از عهدهی همهچیز برمیآیند وارد کارگردانی سینمای اکشن شده است. یک لحظه در ذهن تصور کنید که اگر ووآ کارگردان جان ویک بود چه اتفاقی برای این فرنچایز میافتاد. فکرش را هم نکنید و از سینما لذت ببرید. حال باید دید ووآ در پروژهی جدید خود که در ادامهی فرنچایز «بیمصرفها»ست چه گلی به سر سینمای اکشن میزند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.