فریب مخاطب زیر سایه موفقیت اثر پیشین
در سالهای نخست دوران جوانی مواجهه با تردیدهایی دربارهی انتخاب شغل آینده و برنامههای پیشرو دغدغهای سیریناپذیر در میان تازه بهبلوغ رسیدهها است. محک زدن رشتههای تحصیلی و برخی مشاغل شاید بتواند راهکاری مناسب برای یافتن استعداد ذاتی برای فرد باشد؛ هرچند باید عنصر زمان را در یافتن آیندهی خود مدنظر داشت. پیداکردن علاقهی فردی برای انجام کاری که سالهای آینده را قرار است معطوف به خود کند و از وی فردی موفق بسازد امری بس دشوار است؛ حال اگر در میان اعضای خانواده فردی مشهور و در عینحال کامیاب وجود داشته باشد این عمل را برای شخص دشوارتر میسازد.
ماجرا برای دختری بانام «یوکو» اتفاق میافتد. دختری که در دامان مادری معروف رشد کرده و اکنون میخواهد بهدور از محبوبیت و موفقیت وی آینده خود را بهطور مستقل رقم بزند. سایهی شهرت مادر بهقدری برای او سنگین است که او را ترغیب به دوری از وی طی تعطیلات تابستانی میکند. او در در دورهای هنری شرکت میکند تا استعداد و علاقهی شغلی خویشرا پیدا کند. یوکو با ناخنک زدن به برخی هنرها، مشاغل و علایق در جستوجوی آتیهی خویش است. خانهای که درآنجا سکنا میگزیند دارای یک زوج و مادر و پسر است. محیط صمیمی خانواده او را بهتدریج در مسیر مدنظر قرار میدهد و از سوی دیگر وجود هنرجوهایی که در دورهی طراحی هستند یوکو را برای نیل به هدف یاری میرساند.
مادر او، تومویو، از دوستان قدیمی زن صاحبخانهایست که وی بهطور موقت در طول تابستان در آنجا اقامت دارد که سالهاست ارتباطی باهم ندارند و گذشتهای نهچندان خوشایند را با یکدیگر از سر گذراندهاند. تومویو زنی قدرتمند و تأثیرگذار در حرفهی آشپزیست که برای خود برنامهی تلویزیونی اختصاصی داشته و مخاطبانی را جذب خود کردهاست. تأثیر رسانه بر پررنگ کردن شخصیت پشت دوربین و غافل شدن از فراز و نشیبهای طی شده توسط مشاهیر ایشان را به فردی دستنیافتنی تبدیل میکند. در این روایت نیز همین امر برای مادر یوکو صدق میکند و وقتی نقاب از چهره نمایشی برمیافتد یوکو درمیابد که افراد موفق نیز شکستها و مصائب خودشان را پشت سر گذاشتهاند و در بدو قضیه چهبسا ناشیانهتر با یافتن شغل آینده خود دستوپنجه نرم کردهاند کما اینکه شخصیت هاروکو، دوست قدیمی نادر و صاحبخانه نیز در گفتوگویی به این امر اذعان میدارد که تومویو شخصیتی دیگر را در قاب جادویی تلویزیون از خود به نمایش گذاشته که در واقعیت اینگونه نیست. نگاه اینچنینی به ماجرا، بازی بعضی از کاراکترها و نورپردازی از عناصر دلچسب فیلم است. استفاده از نماهایی با پالت رنگی متفاوت در دکور و طراحی لباس شخصیتها از دیگر موارد چشمنواز فیلم به شمار میرود. روایت موازی با تلاش یوکو در برگزیدن شغل مناسب و فلاشبک و خاطره بازی دو مادر نماهای جذابی را به معرض نمایش میگذارد هرچند توقع مخاطب را برآورده نمیکند.
«دور میز» قرار است سفر شخصیت اصلی اثر را در این مسیر در کنار مخاطب به نمایش بگذارد که متأسفانه ناکام میماند. «سوشی ماتسوموتو» در دومین اثر سینمایی خود، برخلاف اثر قبلی، «فیلم تابستانی!» که همینجا مرور شدهاست و با پردازش نسبتاً خوب به نوجوانان توانست توفیقهایی را در پی داشته باشد، اینبار قاصر از جلب رضایت بینندگان است. فیلمی که میتوانست اثری انگیزشی برای سنین ۱۸ الی ۲۱ باشد. جوانهایی که مستأصل و درمانده بهدنبال آیندهی ایدهآل خود هستند و تماشای این دست آثار کورسوی امیدی برای یافتن آتیهاشان باشد و همچون چراغی روشنگرانه و بهدور از اغراق یا ناامیدی راهنمای مناسب بهشمار رود.
یکی از ضعفهای عمدهی این فیلم را باید وجود سکانسهای اضافی در فیلم دانست؛ این اثر گویی مستندی در باب معرفی غذاهای گوناگون بود و از طرف دیگر تناول وعدههای غذایی و نمایش آن که مدتزمان زیادی را بهخود اختصاص داد! از سوی دیگر وجود برخی کاراکترهای بیمورد و بیاساس در فیلم و نماهایی که میشد بهراحتی از آنها گذشت و با گذر کردن و حتی نادیده انگاشتناشان به پیام اصلی فیلم تمرکز کرد؛ عدم استفاده از موسیقی متن، که شاید در برخی نماها، میتوانست به القای حس به بیننده کمک کند این فیلم را از هدف اصلی خود بازنگاهداشت. فیلمنامهی ضعیف فیلم را میتوان از عمده نقطهضعفها دانست؛ روایتی شلخته و کممایه که موضوع اصلی را به حاشیه راند. صحنههایی که قرار بود بار دراماتیک اثر را بردوش بکشند بهقدری ابتر و خام بودند که لذت را از دیدگان و خاطر بیننده سلب میکرد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.