پوستر فیلم بیکرانی

مادر، من محافظ تو هستم

بیکرانی
The Immensity
L'immensità
محصول ۲۰۲۳ – ایتالیا، فرانسه
ژانر درام
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

گاهی برای محافظت از همه‌ی آن چیزی که در اختیار داری لاجرم حتی هویت خود را نیز تغییر می‌دهی تا حداقل این پیام را به متجاوز برسانی که نگهبان و محافظ اینجاست. فیلم جدید آقای «امانوئله کریالسه» در دهه‌ی ۱۹۷۰ و در شهر رم جریان دارد و قرار است ما را به درون خانواده‌ای ۵نفره ببرد. کریالسه در سه اثر مهم قبلی خود سعی داشت مهاجرت ایتالیایی‌ها به ایالات متحده، بحران پذیرش مهاجران غیر قانونی از سوی ایتالیا و در نهایت افسردگی درونی یک زن را به‌تصویر بکشد. او در این سه اثر هیچ‌گاه از مرزهای زبانی و فرهنگی ایتالیا خارج نشد و همه‌ی سعی خود را برای پرداخت به مسائل درگیر در زندگی ایتالیایی‌ها به‌کار بست؛ حال این مسائل می‌تواند هجرت ایتالیایی‌ها در قرن بیستم به ایالات متحده یا نقطه‌ی مقابل آن مسئله‌ی مهاجران غیر قانونی در قرن بیست‌و‌یک باشد. او در اثر جدید خود به‌نوعی سعی دارد برای اولین‌بار زندگی آپارتمانی و شهری را در رم دهه‌ی ۱۹۷۰ به‌تصویر بکشد.

کاراکتر مرکزی این فیلم دختری تازه‌نوجوان با نام «آدری» است که همراه مادر و خواهر و برادر کوچک‌تر خودش زندگی می‌کند. افتتاحیه‌ی فیلم از رابطه‌ی به‌شدت صمیمی این چهار نفر می‌گوید و به‌نوعی با اولین لب‌خوانی موزیک و رقص‌اشان این صمیمیت به‌راحتی به مخاطب ارائه می‌شود. اما پدر کجاست؟ پدر در این روایت همان کاراکتری‌ست که باعث شده «آدری» نوجوان تبدیل به «آندره‌آ» شود. کریساله در طول فیلم تلاش می‌کند این رفت‌و‌برگشت‌ها را از طریق آدری، مادرش و تقابل این دو با پدر تصویر کند. آدری مادر را همچون الهه‌‌ی زیبایی می‌پندارد و سعی دارد با تمام توان از او مراقبت کند. اما راه مبارزه‌ی این نوجوان ظریف با دنیای خشن بیرون چیست؟ او خود را همچون پسری نوجوان و خشن و عصیان‌گر به دیگران معرفی می‌کند. به یکی از سکانس‌های ابتدایی فیلم توجه کنید؛ زمانی که پدر قرار است با مادر رابطه‌ی جنسی برقرار کند، اما آدری از زیر تخت با صدای بلند پدر را تهدید می‌کند. این فاصله‌ی معنادار بین پدر سلطه‌گر و چهار عضو دیگر خانواده همان چیزی است که در پرده‌ی دوم به‌تفصیل شاهد خواهیم بود.

آدری و مادر به‌خوبی می‌دانند که این مرد در حال خیانت است و به‌نوعی دچار هرزگی جنسی‌ست. مادر به‌شیوه‌ی خود با این مرد تقابل می‌کند و آدری با تمام وجود خود را حامی مادر نشان می‌دهد. اگر به‌دنبال این هستید که کریساله رابطه‌ی بین آدری و مادر را دچار چالش کند باید بگویم که او رابطه‌ی این دو را در همان پرده‌ی اول چیزی فراتر از رابطه‌ی یک مادر و دختر تصویر می‌کند. کریساله آدری را به مدرسه‌ی کاتولیک می‌فرستد و از این طریق سعی دارد ذهنیت شکل‌گرفته‌ی این دختر نوجوان را به مخاطب نشان دهد و بگوید که آدری بی‌آنکه تأثیری از دنیای بیرون بپذیرد، فقط‌و‌فقط برای حفاظت از مادری که در نظر او ونوس خانه است حتی هویت جنسی خود را نیز به فراموشی می‌سپارد. طنازی دیگر کریساله تقابل آدری و آن دختر زاغه‌نشین پشت نیزارهاست که گویی این دختر نوجوان آدری را از ابتدا «آندره‌آ» پذیرفته است و همین باعث شکل‌گیری اولین و تنها رابطه‌ی خارج از مرزهای خانه‌ی آدری می‌شود.

کریساله در فیلم خود تلاش می‌کند مقوله‌ی آشفتگی جنسی آدری را محدود به زندگی یک نوجوان کنجکاو نکند. آدری در فیلم او مشاهده‌گر وضع موجود در خانه است و به‌همین سبب شاید تنها راه مقابله‌ی او با پدر سلطه‌گر و هرزه جز این تغییر جنسیتی نباشد. شاید به‌زعم بسیاری از فمینیست‌های افراطی حتی این تعریف نیز جنسیت‌زده است، اما باید به ایشان توصیه کرد که کمی چشم‌ها را باز کنید و آثاری از این دست را در سینما ببینید؛ آثاری که هر کدام بخشی از روابط انسانی و مواجهه‌ی انسان با جهان پیرامون را به‌تصویر می‌کشند. شاید کریساله این دنیای متناقض و زیبا را در چند کلیپ سوررئالیستی که مادر و آدری در کلیسا و تلویزیون همچون خواننده‌های مشهور به اجرا می‌پردازند تصویر کرده است؛ دنیایی که هر کدام از ما در اوج فشارهای عصبی، روحی و در نهایت عصبانیت و میل به انتقام و برای رها شدن دست‌به‌دامان آن می‌شویم. در این دنیا همه‌چیز زیباست و ما با صدای خواننده‌ی مشهور همه‌ی مخاطبان جهان را به وجد می‌آوریم.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟