پوستر فیلم پیشرفتی در کار نیست

ساده مانند دنیای سینمای تجربی و مستقل

پیشرفتی در کار نیست
Going Nowhere
محصول ۲۰۲۲ – ایالات متحده
ژانر درام، کمدی
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

سینما درست از درون آثاری شکل می‌گیرد که در گوشه‌و‌کنار دنیا در دل سینمای تجربی و مستقل سر برمی‌آورند و نوید درخشش فیلم‌سازان بزرگ آینده را می‌دهند. اینکه هر کدام از فیلم‌سازان در مسیر پیش رو به کدام‌سو خواهند رفت همه‌و‌همه به خودشان بستگی دارد. یکی از این فیلم‌سازان جوان خانم «ایزابل شیل» است که در اولین اثر بلند داستانی خود به‌ درون روند ساخت یک اثر سینمایی توسط یک گروه فیلم‌سازی جوان رفته است.

شیل سعی دارد فیلم را به‌صورت یک مستند-نما در برابر مخاطب قرار دهد؛ به این صورت که فیلمبردار پشت‌صحنه همه‌ی اتفاقات را تصویربرداری می‌کند. کاراکترها در این فیلم اسامی اصلی خود را یدک می‌کشند. شیل سعی دارد از رنگ‌های محیط و اشباع رنگ دیوارها و مناظر نهایت استفاده را ببرد. به‌همین سبب است که هنگام تماشای این فیلم نوعی حس سرزندگی به مخاطب منتقل می‌شود.

زمان فیلم به دوران قرنطینه‌ی همه‌گیری کووید-۱۹ بازمی‌گردد. شیل از همین نکته نهایت بهره را می‌برد تا کمدی-ابزورد فیلم را معنادارتر کند. کاراکترها هم بر اساس همین دوران شخصیت‌پردازی شده‌اند و مخاطب به‌راحتی می‌تواند وسواس‌ها و انگیزه‌های هر کدام از آن‌ها را درک کند. شیل سعی دارد در فیلم خود گذری هم به روند ساخت بسیاری از آثاری داشته باشد که در یک سوله و به‌امید مورد توجه قرار گرفتن از سوی استودیوهای بزرگ ساخته می‌شوند. کارگردان این فیلم که شیل خودش نقش آن را بازی می‌کند دختری است که هیجان ساخت اولین فیلم بلند داستانی‌اش او را به کنتاکی کشانده تا بتواند یک اثر آخرالزمانی را به‌همراه دوستان‌اش بسازد.

آنچه در این فیلم بسیار خودنمایی می‌کند بازی خوب تک‌تک بازیگران است. هر کدام از این بازیگران واقعاً کاراکترها را زندگی می‌کنند و به‌همین سبب است که اتفاقات بین آن‌ها زنده و پر از طراوت است. به بازی روان و پر از تسلط شیل در نقش خودش توجه کنید. در برابر او کاراکتر فیلمبردار پشت‌صحنه قرار دارد که فقط صدای او را می‌شنویم. لرزش دوربین، دیالوگ‌هایی که با کاراکترهای دیگر برقرار می‌کند، سر زدن‌های نابه‌هنگام‌اش به درون خلوت هر کدام از آن‌ها و در نهایت فوکوس‌ها و زوم‌های دستی او روی کاراکترها باعث می‌شود فرم تصویری و فرم روایی در راستای یکدیگر گام بردارند.

شیل در اولین تجربه‌ی بلند فیلم‌سازی خود نشان از کارگردانی دارد که هم دنیای زنانه را می‌شناسد و هم روی روابط انسانی وسواس دارد و به‌خوبی می‌تواند هر نوعی از آن را به مخاطب ارائه دهد. این فیلم آن‌قدر ساده و راحت‌الحلقوم است که حتی مخاطب سینمای سرگرمی را نیز می‌تواند با خود همراه کند؛ مخاطبی که از سوله‌های ابرقهرمانی به ستوه آمده و دوست دارد کمی ترنم زندگی را در قاب‌های سینما شاهد باشد. ایزابل شیل در این اثر داستان را در بطن اثرش بارها می‌شکند و دوباره شکل می‌دهد. او با ضربآهنگی نسبتاً بالا و بی‌آنکه غلوشدگی را به اثر خود اضافه کند عده‌ای جوان را به‌تصویر می‌کشد که جز ایزی همه‌اشان زندگی را در جایی به غیر از سینما جست‌و‌جو می‌کنند. شیل در حین همین ضربآهنگ بالا به‌خوبی به تنهایی جان می‌دهد و کاراکترها را در حباب‌های انزوا در برابر یکدیگر قرار می‌دهد. فیلم اول این کارگردان جوان هم رنگ دارد و هم زندگی.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟