پوستر فیلم فلش

از درون دنیای دلهره به‌سوی چاه بی‌عمق ابرقهرمان‌ها

فلش
The Flash
محصول ۲۰۲۳ – ایالات متحده
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

«اندی موسکیتی» تا پیش از این اثر با فیلم‌هایی چون «ماما» و دو فیلم «آن» در ژانر دلهره شناخته می‌شد. با توجه به موفقیت‌هایی که او طی این دهه و از طریق این سه اثر کسب کرده بود، همه منتظر بودند تا موسکیتی دنیای دیگری در ژانر دلهره خلق کند و این روند رو به پیشرفت را ادامه دهد. اما چشمک‌های وسوسه‌کننده‌ی دنیای ابرقهرمانی مانند بسیاری او را نیز به‌سوی خود کشاند. کریستوفر نولان با سه‌گانه‌ی کاملاً سیاهی که از گاتهام و بتمن ارائه داد خیلی از فیلم‌سازها را فریب داد. بسیاری تصور می‌کردند که می‌توانند دنیایی همانند او در دل بی‌چیزی و بی‌هویتی ابرقهرمان‌ها بسازند. اما این خیال باطل نزدیک به یک دهه است که در ذهن بسیاری می‌چرخد و موسکیتی جدیدترین قربانی آن شده است. دی‌سی قصد نداشت که از دنیای چندزمانی مارول در باب مرد عنکبوتی عقب بماند و فلش را وارد ماجرا کرد.

دنیای موسکیتی آن‌قدر مضحک و کودکانه است که طی زمان ۱۴۴ دقیقه‌ای آن دائم با خود می‌گوییم چرا باید داستان این‌قدر آب بسته شود. شاید او به‌راحتی می‌توانست این روایت را با همکاری یکی از یوتوبرهایی که فیلم کوتاه می‌سازند همچون کلیپی کوتاه بارگذاری کند. در دنیای ریسمانی موسکیتی «بری» قرار است به زمانی برود که مادرش به قتل رسید تا هم مادر را در کنار خود داشته باشد و هم دیگر پدر پشت میله‌های زندان نماند. در این نقطه موسکیتی مانند بسیاری از فرنچایزهای تهوع‌آور سینمای تجاری هالیوود به‌سراغ بازی با فیزیک کوانتوم می‌رود. یکی از مشکلات فیزیک کوانتوم این است که هر فردی در هر جایگاهی می‌تواند با آن دچار توهم شود. مشکل اینجاست که بسیاری از فیلم‌سازان ژانر علمی-تخیلی عصابه‌دست وارد مفاهیم کوانتومی می‌شوند تا مخاطب هم از تخیل آن‌ها لذت ببرد و هم از احتمالات علم شگفت‌زده شود. اما در دنیای مارول و دی‌سی همه‌چیز برعکس است. زمانی که این آثار را گذری در ذهن مرور می‌کنیم، گویی در هر کدام شاهد یکی از آن گزاره‌های مملو از توهم بسیاری از فرقه‌های کوچک و بزرگ در جهان امروزی هستیم. علم؟ اگر قرار بود کمی علم درون این کمیک‌ها جریان داشته باشد که اکنون در حسرت چند فریم سینما از میان خیل آثار تولیدی‌اشان نبودیم.

دی‌سی بالاخره تکلیف مخاطب را مشخص نمی‌کند. او به‌اندازه‌ی موهای سر یک انسان بتمن را خلق کرده و کشته و حال درست یک سال پس از اینکه بتمن را -به‌قول هواخواهان مارول و دی‌سی- قرار بود جانی دوباره دهد، در این اثر باز هم از مایکل کیتون و افلک و جورج کلونی استفاده کرده تا به‌ خیال خودش کمی خاطره‌بازی هم با بتمن‌های سابق داشته باشد. دی‌سی در این فیلم سعی دارد همه‌ی این درهم‌آمیزی بتمن‌ها را در نتیجه‌ی همان ابعاد ریسمانی تصویر کند که باید گفت، حتی اگر چنین قصدی هم داشت، آن‌قدر بتمن طی این سال‌ها عوض شده که چند نمونه از آن‌ها را پاک فراموش کرده است. فیلم «فلش» یک بازی کودکانه در سینماست که حتی در جلوه‌های ویژه، که یکی از ارکان اصلی این دست آثار است، هم کمیت‌اش لنگ است. در همین بازی مضحک جلوه‌های ویژه‌ی رنگارنگ بازی بسیار ضعیف همه‌ی کاراکترها، از «ازرا میلر» تا کیتون و افلک و مایکل شنن، بار دیگر نشان می‌دهد که مجموع این ستارگان مخاطب را به‌یاد هجرت بازیکن‌های شاخص فوتبال از اروپا به لیگ عربستان می‌اندازد؛ جایی که پول حرف اول و آخر را می‌زند. باید از لیگ عربستان و ریخت‌و‌پاش‌های‌اش تشکر کنیم که بالاخره توانست برابرنهادی خوب را برای قیاس سینما و دنیای مارول و دی‌سی در برابر ما قرار دهد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟