پوستر فیلم قفس درونی

نرم و لطیف و زیبا در باب انسان

قفس درونی
The Inner Cage
محصول ۲۰۲۲ – ایتالیا، سوئیس
ژانر درام
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

ناپل سینمایی‌ترین شخصیت شهری میان شهرهای ایتالیاست. زمانی که فیلم‌سازان ایتالیایی به‌سراغ ناپل می‌روند گویی قرار است با قاب‌هایی در باب رنج، خشونت، خیانت، عشق و جنایت روبه‌رو‌ شویم. آنچه ناپل را جدا از رم، میلان، ونیز و فلورانس نگاه می‌دارد همین عریانی مشهود مفاهیم انسانی در آن است. «لئوناردو دی کوستانزو» ‌یکی دیگر از فیلم‌سازان ایتالیایی‌ست که در سینمای خود بار دیگر ناپل را شخصیت‌پردازی کرده است. او برخلاف سایرین در ملایم‌ترین ضربآهنگ‌ها به‌سراغ مردمان ناپل می‌رود؛ گاه از طریق دختری ۱۶ ساله که گرفتار مافیاست و گاه از طریق زنی که قرار است برای زنی دیگر سرپناهی بیابد. او در آثار خود گویی به‌دنبال وصل کردن فضیلت و اخلاق انسانی درون کوچه‌های باریک ناپل است. کوستانزو در جدیدترین اثر خود قرار است ما را از درون حصار زندان با این فضیلت‌ها مواجه کند و این‌بار ناپل را در انتزاعی‌ترین تصویر ممکن و درون این حصارها نمایش دهد(اشاره به خاطره‌ی گتانو در باب پدر که به‌سبب خارج شدن از ناپل دق کرد).

«تونی سرویلو» شاید مشهورترین بازیگر ایتالیایی‌ معاصر است که گویی نام «مارچلو ماسترویانی» ‌را در ذهن مخاطب سینما زنده نگاه می‌دارد. سرویلو خود خود بازیگری همچون هنر است. او کاراکتر را از فیلم‌ساز تحویل می‌گیرد و آن را همچون شخصیتی حقیقی در دنیای واقعی مقابل چشم مخاطب قرار می‌دهد. سرویلو در فیلم جدید دی کوستانزو یکی از زندان‌بان‌های زندانی فرسوده است. شروع فیلم با او و دیگر زندان‌بان‌ها که به شکار رفته‌اند آغاز می‌‌شود. «گتانو» در این جمع از خاطره‌ای می‌گوید که هنگام کودکی همراه برادر بزرگ به شکار می‌رفته و پس از آسیب دیدن یک پرنده دچار عذاب وجدان شده است. بی‌شک گزاره‌ی اصلی فیلم همین خاطره است و آنچه مخاطب در ادامه مشاهده می‌کند چیزی جز تفسیر این گزاره نیست.

بیشتر این فیلم در فضای داخلی زندانی متروکه فیلم‌برداری شده است و به‌همین سبب است که مخاطب در برخی سکانس‌ها خودش نیز احساس زندانی بودن می‌کند. اما دی کوستانزو با چند نمای عریض و اکستریم‌لانگ‌شات در ابتدای فیلم خود باعث ایجاد این تناقض می‌شود. به نماهایی که از صخره‌های سنگی، کوهستان مه‌آلود و دشت مرطوب هنگام خاطره‌ی گتانو نمایش داده می‌شوند توجه کنید. پس از این نماها به درون دیوارهای فرسوده‌ی این زندان می‌رویم که طی یک ابلاغیه قرار است خالی شود. اما ۱۲ زندانی همچنان در این زندان در بند هستند و گتانو و چند زندان‌بان دیگر تا رسیدن دستور جدید باید همچنان در زندان باقی بمانند. فضاسازی دی کوستانزو در این اثر گویی مخاطب را ناخودآگاه به تأملی دوباره در باب برخی تعاریف اجتماعی و قانونی می‌اندازد. دی کوستانزو در این فیلم نه زامبی‌ها را به درون زندان می‌فرستد و نه قرار است هیولایی را از بند آزاد کند. او به‌سادگی همه‌چیز را از یک اعتصاب غذای ساده توسط زندانی‌ها آغاز می‌کند. «کارمین» به نمایندگی از دیگر زندانی‌ها اعلام می‌کند که دیگر غذای سرد نخواهند خورد. همین باعث می‌شود آشپزخانه‌ی زندان بار دیگر به راه بیفتد و کارمین سرآشپز جدید شود.

سرآشپز شدن کارمین و سرو کردن غذای یکسان برای زندان‌بان‌ها و زندانی‌ها اولین خط پررنگ از تفسیر گزاره‌ی ابتدایی فیلم است. در پرده‌ی دوم هم مخاطب و هم گتانو در برابر دوراهی‌های اخلاقی قرار می‌گیرند. کارگردان ایتالیایی با زیرکی برخی از جرم‌های زندانی‌های باقی‌مانده را فریاد می‌زند؛ ‌پسر جوانی که حین کیف‌قاپی پیرمردی را به کما برده و مردی که به‌سبب تجاوز و پدوفیلی دچار مالیخولیا شده است. دوربین همراه گتانو در برابر این جرم‌ها، انسان‌هایی که مرتکب آن‌ها شده‌اند و در نهایت وضعیت کنونی قرار می‌گیرد. پرسشی که در ذهن گتانو و مخاطب ایجاد می‌شود این است که نگاه‌امان نسبت به مردی که دیگر ذهنی ندارد و عذاب وجدان او را دچار فروپاشی کرده چگونه باید باشد؟ حتی اگر این مرد یک متجاوز بی‌رحم بوده باشد. از آن‌سو نقطه‌‌ی مقابل این مرد پسر جوانی است که ناخواسته مرد سالخورده‌ای را به کما فرستاده است و می‌خواهد جان خود را بگیرد. پرده‌ی دوم بدون آنکه تغییر ضربآهنگی داشته باشد دائم ما را در برابر این پرسش‌ها قرار می‌دهد.

دی کوستانزو در اثر جدید خود خیلی ساده‌تر از دو اثر قبلی گزاره‌اش را مطرح می‌کند و در ادامه مخاطب را در برابر تفاسیر انسانی از آن گزاره قرار می‌دهد. او در کل روایت نتیجه نمی‌گیرد، بلکه فقط کاراکترها را در برابر دوراهی‌های اخلاقی قرار می‌دهد و آن‌ها را در ادامه به جست‌و‌جوی فضیلت و معنای آن در زندگی می‌فرستد؛ ‌حتی اگر این کاوش فضیلت به‌اندازه‌ی باز کردن در بطری شراب از سوی یک زندانی برای زندان‌بان خود باشد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟