پوستر فیلم پینوکیو

دیزنی نسخه‌ی قدیمی را می‌پسندد!

پینوکیو
Pinocchio
محصول ۲۰۲۲ - آمریکا، انگلیس
امتیاز ۰.۵
نویسنده رامتین امانی

«رابرت زمکیس» برنده‌ی جوایز متعدد سینمایی از جمله اسکار برای فیلم «فارست گامپ» و کارگردان بیش از ۳۰ اثر سینمایی از جمله «بازگشت به آینده»، «تماس» و «پرواز» در چهارمین همکاری‌اش با «تام هنکس» به سراغ داستان مشهور ایتالیایی، «پینوکیو»، رفته است. کمپانی «دیزنی» در ۱۹۴۰ و در دومین اثر بلند سینمایی خود به سراغ این داستان رفت و توانست موفقیت‌های بزرگی را کسب کند. دیزنی این‌بار این فرصت را به زمکیس داده تا با روایتی متفاوت دوباره موفقیت‌های‌ گذشته را تکرار کند، اما او نتوانسته دستاورد بیشتری برای دیزنی کسب کند.

داستان پینوکیو در طول تاریخ سینما، توسط کشورهای مختلف بارها اقتباس شده‌ و به نمایش درآمده است. معروف‌ترین مجموعه‌ای که در تلویزیون ایران به نمایش درآمد و احتمالاً مخاطبان زیادی با آن آشنایی و خاطره دارند، «مجموعه کارتونی پینوکیو»، محصول ۱۹۷۶، کشور ژاپن است. در این مجموعه پینوکیو در هر اپیزود توسط «روباه مکار» و «گربه نره» فریب می‌خورد و «جینا»، جوجه اردک همراه او، سعی می‌کرد نجات‌اش دهد. در اقتباس زمکیس، با شروع پینوکیو و همزمان با نمایش لوگوی دیزنی، «جیمینی» ظاهر می‌شود. جیمینی جیرجیرکی ول‌گرد است که راوی داستان پینوکیوست و به جای جوجه اردک قرار است در طول فیلم او را از خطرات دور نگه دارد. با ورود جیمینی به خانه‌ی «پدر ژپتو»، مخاطب نیز همراه با او وارد می‌شود. پدر ژپتو که «تام هنکس» نقش آن را برعهده دارد، مشغول ساختن آخرین تکه‌های پینوکیوست و مخاطب او را از همان ابتدا به عنوان پیرمردی دوست‌داشتنی و مهربان می‌شناسد. با حرکات دوربین در خانه‌ی پدر ژپتو، گربه‌ و ماهی‌ای به نام‌های «فیگارو» و «کلیو» نیز معرفی می‌شوند. آن‌ها در کنار هم و با عضو جدیدشان، پینوکیو، خانواده‌ی ژپتو را تشکیل می‌دهند. پدر ژپتو با ساختن این عروسک چوبی، به خاطر جنس آن از درخت پاین، او را پینوکیو می‌نامد. با آرزوی پدر ژپتو و تبدیل پینوکیو به یک پسرچوبی زنده، ماجراهای فیلم آغاز می‌گردد.

برای مخاطب آشنا با مجموعه داستان‌ پینوکیو و اقتباس‌های آن، آخرین محصول زمکیس قابل‌قبول و رضایت‌بخش نیست. او نتوانسته روایت تازه‌ای از پینوکیو ارائه دهد و چیزی به آن اضافه کند. حضور تام هنکس هرچند از لحاظ تبلیغاتی و فروش نکته‌ی مثبتی برای تهیه‌کنندگان آن محسوب می‌شود، اما اکت‌های بیش‌از حد و غیرمعمول هنکس در نقش ژپتو، مخاطب را از‌ او دور می‌کند. گویی هنکس سعی کرده ژپتو را پدری فوق‌العاده مهربان و دوست‌داشتنی نشان دهد. این تلاش او برای افزودن این ویژگی به ژپتو، کاراکتر را غلوآمیز نشان می‌دهد. پینوکیو به عنوان نقش محوری فیلم نیز در مواردی به‌شدت درگیر احساسات نشان داده می‌شود. این احساسات بی‌جا به‌جای برجسته کردن ویژگی‌های استقلال و کنجکاوی او، وابستگی، شکست‌‌ها و ضعف‌های او را بیشتر نمایش می‌دهد و از علاقه‌ی قلبی مخاطب به کاراکتر پینوکیو می‌کاهد. نقش‌های فرعی و مهمی نیز در «پینوکیو» وجود دارند. از جمله روباه مکار و گربه نره که حضور بسیار کوتاهی دارند. حتی نبودن این دو کاراکتر (به‌خصوص گربه نره) چیزی از کیفیت فعلی فیلم کم نمی‌کند. «سوفیا» در نقش عروسک چوبی و کسی که پینوکیو به او اعتماد می‌کند و علاقه‌مند می‌شود حضور کم‌رنگی دارد و مخاطب از حضور بیشتر او نیز بی‌بهره می‌ماند. در کنار‌ تمام شخصیت‌‌های متعدد، ضعیف و کم‌رنگ، روایت شلخته و سطحی زمکیس از اتفاقات پیرامون پینوکیو، ایجاد سریع و بی‌مقدمه‌ی گره‌ها و بازکردن بی‌زحمت و آسان آن‌ها تجربه‌ی تماشای یک ماجراجویی دیدنی همراه با پینوکیو را از مخاطب دریغ کرده است.

در نتیجه «پینوکیو»‌ی زمکیس هرچند از آواز و موسیقی‌های زیبا استفاده کرده و از لحاظ گرافیکی غنی و پر از جزییات ظاهر شده، با کاستی‌اش در پرداختن به روایت فیلمنامه و شخصیت‌پردازی، دست کمپانی دیزنی را در پوست گردو گذاشته است. دیزنی با یک شکست غیرمنتظره مواجه شده و یکی از بهترین آثار سینمایی ساخته‌شده درباره‌ی پینوکیو را در تالار افتخارات‌اش دارد و هم یکی از بی‌کیفیت‌ترین‌اشان را.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟