پوستر فیلم دختری که پرواز کرد

نیمه‌ای که روایت را سوزاند

دختری که پرواز کرد
The Girl Has Flown
محصول ۲۰۲۱ – ایتالیا، اسلوونی
ژانر درام
امتیاز ۱.۵
نویسنده سارا

«نادیا» احساس تنهایی می‌کند. او مدام در کوچه‌و‌پس‌کوچه‌های شهر راه می‌رود. یک شب پسری نوجوان، هم‌سن‌وسال نادیا، او را به خانه‌ی عموی‌اش دعوت می‌کند تا تفنگی واقعی را نشان‌اش دهد. او هم بی‌حرف به دنبال پسر می‌رود. نادیا که هنوز هفده سال هم ندارد بدون داشتن هیچ تصوری وارد خانه‌ی غریبه‌ای می‌‌شود و خیلی زود مورد هجوم این پسر نوجوان قرار می‌گیرد.
شاید بهتر باشد برای شرح درست فیلم «دختری که پرواز کرد» در ابتدا اشاره‌ای به فیلم «هرگز، به‌ندرت، گاهی، همیشه» داشته باشیم. در این فیلم، محصول ۲۰۲۰، دختری نوجوان که مورد تجاوز قرار گرفته سعی دارد جنین نوپای خود را سقط کند. او با یکی از دوستان‌اش به نزدیک‌ترین مکانی که سقط جنین در آن قانونی است سفر می‌کند و در این سفر ما را هم با خود به همراه می‌برد. سفری که از یک سو به خوبی توانسته اثرات این اتفاق ناگوار را به تصویر کشد و از سوی دیگر به فواید سقط جنین قانونی اشاره‌ای داشته باشد. در این فیلم «آتوم» در تلاش است خود را بازیابد. روایت هرگز چگونگی تجاوز و زمان آن را تصویر نمی‌کند، اما در تمام طول مدت خود توانسته هم به اشکال متفاوت تجاوز اشاره کند و هم نشان دهد زمان و چگونگی این عمل اهمیت ندارد، مهم اثری است که بر جای گذاشته است.
فیلم «دختری که پرواز کرد» هم سعی دارد با دنبال کردن شخصیت اصلی روایت خود مخاطب را با او همراه کند و از وجهی دیگر به این مقوله نگاه کند. تصاویر ابتدایی دوربین از نادیا و دنبال کردن‌اش از این جا به آنجا توانسته ما را به راحتی وارد زندگی او کند. حتی زمانی که نادیا با آن پسر همراه می‌شود هم ما می‌توانیم علت این اتفاق را علی‌رغم زمان اندک گذشته از فیلم درک کنیم. در این فیلم سکانس تجاوز هم برخلاف بسیاری دیگر از روایت‌‌های در این باب به طور کامل نشان داده می‌شود. از اینجا نادیا دچار بهت، اضطراب، نگرانی و پشیمانی می‌شود. هر لحظه برای باور اتفاقی که رخ داده در خود فرو می‌رود و دوربین هم با کلوزآپ‌های خود اتفاقات چهره‌ی نادیا را به زیبایی تصویر می‌کند. تا نیمه‌های فیلم همه‌چیز کامل است. بازیگر نقش نادیا به خوبی از پس ابراز احساسات خود برآمده و دوربین هم با همراهی او توانسته درک اتفاقات را برای ما آسان کند.
از نیمه‌ی دوم اما سرآشیبی سقوط روایت شروع می‌شود. زمانی که مادر و پدر نادیا از او می‌خواهند جنین را سقط کند و نادیا با چشمان‌اش مخالفت خود را ابراز می‌دارد دیگر هیچ چیز در جای خود قرار نگرفته است. مشخص نمی‌شود چرا نادیا این جنین را می‌خواهد. پدر و مادر او چرا با این اتفاق موافقت می‌کنند. نقش خواهر نادیا در این میان جز وارد شدن در چند سکانس کوتاه چیست؟ در واقع مشکل اساسی این روایت عدم پرداخت درست به شخصیت‌ها است. شخصیت نادیا که در ابتدا به خوبی توصیف شده به یکباره دچار آشفتگی می‌شود و تغییر این آشفتگی‌ها تا ثبات کامل این شخصیت هرگز در داستان تصویر نمی‌شود. او به یکباره تبدیل به مادری می‌شود که به تنهایی به بیمارستان می‌رود و سپس در محل کاری دیده می‌شود. نقش پدر و مادر و خواهر او در این میان چیست؟ چرا هرگز تصویری درست از ارتباط این سه نفر با فرزندشان نشان داده نمی‌شود و چه اتفاقاتی رخ می‌دهد تا آشفتگی خانواده آرام گردد؟ «ویلما لاباتا»، کارگردان باسابقه‌ی این فیلم، با میزانسنی که قابلیت تصویر کردن روایتی اثرگذار و ماندگار را داشت با عدم پرداخت درست شخصیت‌ها همه‌چیز را سوزاند و حرام کرد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟