پوستر فیلم سیره

گناه گذشته همچون کابوسی در زندگی اکنون

سیره
Seire
محصول ۲۰۲۱ – کره‌ی جنوبی
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

ابتدا با عنوان فیلم آغاز می‌کنیم. در گفتمان سنتی مردمان کره‌ی جنوبی چنین رایج است که یک نوزاد تا ۲۱ روز پس از تولد پتانسیل بالایی برای نفرین شدن، تسخیر توسط ارواح شیطانی و بدیمنی را دارد. همان‌طور که در ابتدای فیلم نوشته می‌شود مادر باید برای دور نگه داشتن غریبه‌ها یک طناب روی سر در ببندد و در ضمن هیچ تابویی نباید شکسته شود. یکی از این تابوها حاضر شدن در مراسم خاکسپاری است. «کانگ پارک» در اولین تجربه‌ی فیلمسازی خود وارد دنیایی می‌شود که قرار است یک دلهره‌ی فولکلور را آن‌قدر رقیق کند تا تبدیل به کابوس گذشته شود.

کاراکتر اصلی فیلم مردی با نام «ووجین» است. پس از نوشته‌های ابتدای فیلم با کابوس دوگانه‌ی ووجین وارد فیلم می‌شویم. او در کابوس خود دوست‌دختر سابق‌اش را می‌بیند که حامله است و ویار سیب دارد. ووجین به درون شهر می‌رود تا برای او سیب بگیرد و هنگام بازگشت و زمانی که سیب‌ها را با چاقو قاچ می‌کند چیزی جز گندیدگی به رنگ خون نمی‌بیند. مخاطب پس از اولین تصویر از همسر کنونی ووجین به کابوس بودن آنچه دیده است می‌رسد. آقای پارک مخاطب را تا انتهای فیلم روی همین مرز واقعیت و کابوس پیش می‌برد.

آنچه باعث می‌شود این فیلم از یک دلهره‌ی محض بیرون بیاید و کمی مخاطب را در دنیای ووجین عمیق‌تر کند موتیف‌هایی است که کارگردان استفاده کرده است. به‌سیب‌های قاچ‌شده توجه کنید که گویی همچون رحم خونین مادری می‌مانند که پس از سقط همه‌اش را خون گرفته است. این سیب‌ها سکانس‌به‌سکانس در فیلم تبدیل به نشانه‌هایی از گذشته‌ی ووجین می‌شوند. مخاطب در پرده‌ی دوم فیلم گاهی مرز بین واقعیت و کابوس را گم می‌کند و شاید در برخی سکانس‌ها مجبور باشد آنچه در فیلم گذشته را بار دیگر مرور کند. کارگردان جوان کره‌ای این آشوب را به ساده‌ترین شیوه و بدون استفاده‌ی حتی یک نما فرم کلیشه در سینمای دلهره تصویر می‌کند.

دلهره در این فیلم انتزاعی خفته در پسایای ذهن سرگردان ووجین است. مخاطب سنتی دلهره شاید حتی یکی از آن سکوت‌ها و تعلیق‌های رایج در این آثار را در این فیلم نبیند و در عوض با ذهنی آشفته مواجه شود که گذشته گریبان او را گرفته است. اینکه کارگردان سعی دارد دلهره‌ی فولکلور را دچار ساختارشکنی کند بر کسی پوشیده نیست. اما این تلاش در برخی نقاط روایت دچار تزلزل می‌شود و گویی نگاه‌های خیره‌ی آن خواهر دوقلو قرار بوده دروازه‌ای برای ورود به بازی انتقام شود. اما این اتفاق رخ نمی‌دهد و دوباره به درون ذهن آشفته‌ی ووجین بازمی‌گردیم. شاید اگر کارگردان همان انتزاع ابتدایی را پیش می‌گرفت، شخصیت‌پردازی خواهر دوقلو نیز تبدیل به بازنمایی زنده‌ی گذشته در نظر ووجین می‌شد.

این اثر اولین فیلم بلند کارگردان‌اش است و باید گفت گام محکمی در ابتدای مسیر فیلم‌سازی او محسوب می‌شود. سینمای دلهره‌ی کره معمولاً همین‌قدر ضربآهنگ ملایمی دارد و روند رخدادها در آن مخاطب را گام‌به‌گام در بطن روایت قرار می‌دهد. همین رازآلودگی یکی از امضاهای دلهره‌های کره‌ای محسوب می‌شود و آقای پارک نیز در اولین تجربه‌ی خود در سینمای دلهره‌ی مستقل سعی دارد این امضاهای فرمی دلهره‌های کره‌ای را ادامه دهد و از طریق آن‌ها انتزاع خود را خلق کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟