پوستر فیلم سایه‌ی مهتاب

بیا توقف نکنیم

سایه‌ی مهتاب
Moonlight Shadow
محصول ۲۰۲۱ – ژاپن
ژانر درام
امتیاز ۳
نویسنده سارا

«ساتسوکی» در کنار یک رودخانه، زمانی که با خود خلوت کرده، با «هیتوشی» آشنا می‌شود و خیلی زود رابطه‌ای عاشقانه میان آنها شکل پیدا می‌کند. هیتوشی یک برادر با نام «هیراگی» دارد که دچار بیماری نارکولوپسی (اختلال خواب ناگهانی) است. هیتوشی با آوردن ساتسوکی به خانه‌اشان او را با هیراگی و اخلاق‌های خاص‌اش آشنا می‌کند. هیراگی هم که سه سال کوچک‌تر از هیتوشی است، دوست‌دختری با نام «یومیکو» دارد. این چهار نفر در یک رابطه‌ی ساده و صمیمی روزها و البته شب‌های زیادی را با هم می‌گذرانند. تا اینکه یک تصادف همه‌چیز را تغییر می‌دهد.

شاید بهتر باشد در ابتدا و پیش از مرور فیلم «سایه‌ی مهتاب» کمی درباره‌ی پیشینه‌ی «ادموند یئو» کارگردان مالزیایی این فیلم سخن بگوییم. يئو را ما با فیلم «خجالتی» می‌شناسیم. يئو سال‌ها در سینما کار کرده است. فیلم‌های کوتاه متعدد و مستندهای بلندش بارها مورد توجه منتقدان و مخاطبان قرار گرفته‌اند. او اولین فیلم بلند داستانی خود را در سال ۲۰۲۰ با نام «خجالتی» ساخت. فیلمی که در آن به اندوه و غم فقدان نگاهی شاعرانه و کمی سوررئال داشت. در این فیلم يئو در بخش اول فیلم‌اش دو خواهر را با غم از دست‌دادن مادر در کنار هم قرار می‌داد و سپس در بخش دوم یکی از این خواهران بود که در غم فقدان خواهر دیگر رنج می‌کشید. يئو در این فیلم با حرکات خاص دوربین‌اش زمان‌ها را در هم تنیده بود و با روایتی غیرخطی توانسته بود مخاطب را با شخصیت‌های‌اش همراه کند. او در فیلم جدیدش اما پا را از زمان حال و گذشته هم فراتر گذاشته و سوررئالیسم را با آنها همراه کرده است. در فیلم جدید يئو «اورارا»، زنی سیاه‌پوش با موهای بلند، نماد گذر از غم و اندوه است. او قرار است با دو شخصیت داستان همراه شود و به آنها کمک کند تا با غم فقدان خود کنار بیایند.

فیلم «سایه‌ی مهتاب» نیز به مانند فیلم اول یئو دو بخش دارد. بخش اول زمان گذشته است. آن هنگام که ساتسوکی با هیتوشی و هیراگی با یومیکو در شادی و خوشحالی گذران زندگی می‌کنند. روایتی مملو از خنده و عشق. آنها مدام غذا می‌خورند و حرف‌های زیبا می‌زنند. بخش دوم به زمان حال می‌پردازد. وقتی که هیتوشی و یومیکو دیگر در کنار عاشقان‌اشان نیستند. ساتسوکی با دویدن و هیراگی با پوشیدن لباس‌های یومیکو در تکاپوی پذیرفتن این غم بزرگ هستند. یئو تمرکز داستان خود را بیشتر بر ساتسوکی قرار داده و او مرکز اتفاقات داستان به خوبی می‌تواند دیگر شخصیت‌ها را هم با خود همراه کند. یئو در این فیلم نیز به مانند فیلم اول‌اش نشانه‌های بسیاری را قرار داده تا مخاطب با دنبال کردن این نشانه‌ها بتواند ارتباط بهتری با آن برقرار کند. غذا در این فیلم یک نشانه است. نشانه برای گذر از لحظات تلخ و امید به آینده. شخصیت‌ها در بخش اول مدام در حال خوردن غذا هستند، اما در بخش دوم ساتسوکی از خوردن امتناع می‌کند تا لحظه‌ای که دیگر می‌پذیرد که هیتوشی رفته است.

یئو این بار از یک افسانه‌ی قدیمی کمک گرفته تا بتواند به راحتی روایت خود را وارد دنیای سوررئال کند. سایه‌ی مهتاب معجزه‌ای است که قرار است باعث شود ساتسوکی و هیراگی بار دیگر عشق‌های خود را ببینند. سکانس پایانی اثرگذارترین سکانس فیلم و نشانه‌ی دقت و هوش یئو است. سکانسی که در آن شخصیت‌ها بدون هیچ کلامی با عشق‌های خود خداحافظی می‌کنند و راه زندگی جدیدی را برای خود باز می‌بینند. ادموند یئو با دوربین ثابت و حرکات نرم آن و البته با کمک بازی بسیار خوب بازیگران‌اش به‌ویژه بازیگر نقش ساتسوکی، «نانا کوماتسو»، توانسته نه تنها در این سکانس که در تمام مسیر فیلم مخاطب را میخکوب خود کند. دوربین با کلوزآپ‌هایی که از شخصیت‌ها گرفته بیننده را مدام در معرض احساسات آنها قرار می‌دهد. نگاه و موتیف رفتاری کوماتسو در سکانس پایانی کافی است که یئو ترجیح دهد هیچ کلمه‌ای میان عاشق و معشوق ردوبدل نکند و همه‌چیز در تصاویر دیده شود. موسیقی همراه لحظات فیلم را هم نباید فراموش کرد که توانسته همسو با روایت مخاطب را جذب کند. یئو فیلم دوم‌اش را کاملاً تحت‌تأثیر فیلم اول‌اش ساخته است. اگر در فیلم «خجالتی» شخصیت اصلی داستان با کشتن دیگری و با در آغوش گرفتن مرگ حس نجات را در خود پیدا می‌کند، در فیلم دوم اما این پذیرش خود مرگ و گذشتن از آن است که حس آزادی و نجات را به ساتسوکی می‌دهد. ساتسوکی در فیلم دوم بر خلاف فیلم اول یئو قرار نیست در زمان گم شود. او به زندگی با نگاه‌اش به گذشته ادامه می‌دهد و متوقف نمی‌شود.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟