آلبرت سرا و روایتی به وسعت اقیانوس
آثار کارنامهی فیلمسازی آلبرت سرا نوعی مکاشفه را در خود دارند؛ گاه این مکاشفه زاهدانه است و گاه عریان. حال این کارگردان کاتالونیایی در گذری با تاهیتی سعی دارد دندان تیز استعمار، مردمان سادهی تحت استعمار و در نهایت وهم یک وحشت مضاعف را تصویر کند.
ابتدا و پایان این فیلم در یک مکان با اعمالی برعکس است؛ در ابتدا گروهی از خدمهی زیردریایی به جزیره میآیند و در پایان همین خدمه از آن خارج میشوند. آنها خود مسئول پیش آمدن تمام رخدادهایی هستند که در کل فیلم شاهد هستیم. قبل از اینکه بخواهیم به داستان ورود کنیم باید کمی در مورد پلینزی فرانسوی بدانیم. دولت فرانسه در اواخر قرن نوزدهم این جزایر را اشغال کرد و پس از آن نام آنها را پلینزی فرانسوی گذاشت. تا همین اکنون که در حال نوشتن این مرور هستیم دولت فرانسه همچنان این جزایر را آزاد نکرده است. این جزایر در جایی در جنوب اقیانوس آرام قرار دارند. دولت فرانسه طی چندین سال آزمایشهای هستهای خود را در این منطقه انجام میداد. اما در سال ۱۹۹۵ و پس از اعتراض مداوم مردم فرانسه این آزمایشهای خطرناک متوقف شدند. حال در فیلم سرا ورود این خدمه به اتفاق کاپیتان زیردریایی گویی آتشی به جان ساکنان جزیره انداخته است.
کاراکتر اصلی این فیلم یکی از کمیسیونرهای دولت فرانسه در این مستعمره است که بهنوعی نمایندهی دولت در رفعورجوع مشکلات ساکنان جزایر محسوب میشود. بههمین سبب دوربین سرا همراه این کاراکتر به اینسو و آنسو سر میزند. آنچه از ابتدا چشم مخاطب را محو خودش میکند وسیع بودن قابهاست. دوربین سرا نه همچون یک فرد ذوقزده بلکه همچون نگاه آرام «دو رول» به جزیره خیره میشود و گویی با هر نگاه انرژی مضاعفی به او و مخاطب داده میشود؛ آبی بیکران اقیانوس، بارانهایی نرم، جنگلی که بوی آن از پشت پردهی سینما و صفحهی نمایش به مشام مخاطب میرسد و در نهایت گامهای نرم کاراکترهای فیلم برای پیش بردن روایت.
آلبرت سرا برای عوض کردن سکانسها سعی دارد از تلاقی نگاه کاراکترها و خیرگیهایاشان به گوشهای از قاب استفاده کند. او قبل از ورود به سکانس بعدی مخاطب را درگیر این خیرگیها میکند. پس از گذشت حدود یک ساعت از فیلم این نگاهها و خیرگیها تبدیل به موتیفی معنادار میشوند. به نحوهی ورود کاراکتر آمریکایی و مرد پرتغالی توجه کنید. از سویی دیگر سرا تمام آن هیجان کاراکترهای آثار جنایی، جاسوسی و سیاسی را از شخصیت اول فیلم خود گرفته است. بههمین سبب است که انتخاب اول و آخر او بازیگری چون «بنوآ مژیمل» بوده است. مژیمل چنان دستورالعمل سرا را بینقص پیاده میکند که کاراکتر «دو رول» همچون سیاستمداری آرام که هیچگاه قرار نیست رخدادی او را برآشفته کند تصویر میشود. اما کار اصلی سرا در نیمهی دوم ساعت دوم فیلم آغاز میشود؛ زمانی که «دو رول» به پوچی حاصل از سیاست استعماری و رابطهی ارباب و نوکری میرسد. در این بخش از داستان باز هم قرار نیست ضربآهنگ فیلم دچار نوسان شود، بلکه همان موج آرام ادامه خواهد داشت و قدمبهقدم تا محو شدن روی شنهای ساحل ادامه پیدا میکند.
در فیلم «ستارهها هنگام ظهر»، اثر کلر دنی، شاهد جنگ بریتانیا و ایالات متحده در آمریکای جنوبی بودیم. کلر دنی از طریق یک وادادگی عاشقانه سعی داشت این گلاویز شدن سیاسی را تصویر کند. حال سرا در اثری بسیطتر روی دیگری از این ماجرا را بهتصویر میکشد. در اثر سرا مردمان جزیره حتی مفهوم استقلال را درک نمیکنند. او ترس فرانسه را در چهرهی دو رول تصویر میکند. فرانسه در این فیلم گویی از نزدیک شدن روسیه، چین یا آمریکا به این جزایر و از دست رفتن تسلطاش وحشت دارد. سرا این ترس و چنگانداختن و دندان نشاندادن قدرتها را در تقابلها و واگویههای دو رول به مخاطب نشان میدهد؛ حکایت تلخ استعمار، استثمار و استحمار که در هزارهی سوم همچنان وجود دارد. سرا در این اثر با تصاویری عریض از جزیرههای مرجانی، مردمان آرام، و طبیعت بکر طعنهای معنادار به استعمار نوین میزند. در اثر جدید او گویی جز عنوان خودساخته و مرکب فیلم نمیتوان توصیفی در باب این سرزمین داشت.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.