پوستر فیلم موسیقی

سوگواران مدام

موسیقی
Music
محصول ۲۰۲۳ – آلمان، فرانسه، صربستان
ژانر درام
امتیاز ۳.۵
نویسنده مصطفی ملکی

«آنگلا شَنِلِک» بی‌شک یکی از فیلم‌سازان زن تأثیرگذار در سه دهه‌ی اخیر است. سینمای او را می‌توان تلفیقی از آکرمن، آنتونیونی و برسون دانست. او زنانگی را همچون آکرمن، لانگ‌شات‌های ثابت را همچون آنتونیونی و قاب‌های منقطع را همچون برسون به‌تصویر می‌کشد. سینمای شنلک بی‌هیچ تردیدی سخت است و جان‌فرسا. برای تماشای اثر او باید آماده‌ی حل پازلی باشی که شاید در نهایت تصویری را که در ذهن تصور می‌کردی به تو نشان ندهد. حال با اثر جدید این فیلم‌ساز زن روبه‌رو هستیم.
فیلم از همان عنوان خود دچار ایهام است. نام موسیقی گویی ما را قرار است به درون یک موزیکال یا اثری در باب موسیقی ببرد. اما در کمال شگفتی تا نیم‌ساعت اول اثری از حتی یک نت ملودی موسیقیایی نیست و از آن‌سو دیالوگی وجود ندارد. روایت جدید شنلک درون فرمی مسحور‌کننده به صفر بی‌نهایت (درست همین‌قدر متناقض و غیر قابل باور) می‌رسد. اگر بخواهیم خط روایی را در این اثر ترسیم کنیم باید گفت که به اقتباسی آزاد و پست‌مدرن از ادیپ شهریار می‌رسیم؛ نوزادی رهاشده پیدا می‌شود، توسط زن و مردی غریب بزرگ می‌شود، جانی را می‌گیرد، با مادرش وصلت می‌کند و در نهایت نابینا می‌شود. این خط روایی اما قرار نیست این‌قدر آسان در برابر ما قرار بگیرد. قبل از ورود به فیلم باید فرم سینمایی شنلک را بپذیریم و سپس به درون اثر او برویم.
شنلک را به دوربین ثابت و کم‌تحرکش می‌شناسیم. دوربین او گاه همچون برسون تکه‌ای از بدن را در نزدیک‌ترین حالت ممکن تصویر می‌کند یا همچون قاب‌های آنتونیونی با نمایی متقارن و لانگ‌شات روبه‌رو هستیم. کاراکتر اول او در این فیلم پسری با نام «ایون»‌ است. قاب‌های ابتدایی فیلم جنگل‌های مه‌آلود ایونان را تصویر می‌کنند و پس از این گذر آرام ناله‌های مردی را که زنی را آغشته به خون در آغوش گرفته می‌بینیم. پس از این ناله‌ها روشنای روز را در همان مکان شاهد هستیم و آن مرد افتان و خیزان در حال بالا رفتن در جنگل است. شنلک تصویری ثابت و چند دقیقه‌ای را از این مرد به ما می‌دهد و در ادامه وارد داستان خلوت و در عین حال پر از همهمه‌‌ی خود می‌شود. او همهمه را در سکوت تصویر و ایون را در میان نماهای منقطع خود بزرگ می‌کند. تصویری که او در این فیلم از زمان دارد همچون اتساع زمانی در فضاست. مخاطب در این فیلم گویی در یک چشم‌به‌هم‌زدن یک دهه را سپری می‌کند. کارگردان نیز سعی ندارد زمان سپری‌شده را با تغییر ظاهر کاراکترها به ما نشان دهد و در عوض همه‌چیز همانند نمای اول فیلم ساکن و آرام است. به‌همین دلیل است که نه پدر و نه مادر ایون و نه حتی خود او تغییر ظاهری دارند و از طریق همین نشانه‌هاست که به ادیپ می‌رسیم.
فیلم جدید شنلک خود زیباشناسی فرمی در سینماست و مانند بسیاری از آثار سینمای مؤلف امضای پررنگ فیلم‌ساز را در خود دارد. شنلک در این اثر از سکوت آغاز می‌کند و با نت‌های موسیقی در باب سوگ و عشق داستان را خاتمه می‌دهد. شنلک به‌زبان خودش داستان می‌گوید و این فرم را برای خوش‌آمد کسی عوض نکرده است. این پافشاری او در شکل دادن به روایت‌هایی که از آن اوست باعث می‌شود هر کدام از آثارش قابل تماشا باشند. در آثار شنلک روایت از هم می‌پاشد و این فرم است که تنها راوی قصه است. ‌حتی اگر این قصه یکی از پرتکرارترین داستان‌های تاریخ باشد نیز در فرم شنلک در هم می‌شکند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟