زمانی که زندگی به جریان میافتد
نزدیک به دو سال از پایان قرنطینههای سخت و شروع واکسیناسیون در جهان میگذرد. مشکلات همهگیری کووید-۱۹ بر هیچکس پوشیده نیست و همه میدانیم یکی از معدود رخدادهایی بود که باعث شد همهی مردمان جهان شاید بهاندازهی یک یا دو ماه تجربههایی مشترک داشته باشند. پس از این رخدادها تصور میشد سینما واکنشی پررنگ به این دوران داشته باشد. در سینمای تجاری جز چند اثر کاملاً متوسط و شاید ضعیف چیزی به چشم نمیخورد. اما سینمای مستقل حرف دیگری داشت و بهخوبی توانست انزوای اجباری مردمان را در میان دیوار خانهها تصویر کند. در این میان بریتانیا و کرهی جنوبی کشورهایی بودند که خیلی بیشتر از کشورهای دیگر درگیر این انزوا شدند. حال کارگردان جوان کرهای،«کواک مین-سئونگ»، در درامی مینیمالیستی سعی دارد بخشی از این دوران را از زاویهدید یک دختر جوان تصویر کند.
«جو-ری» دختری تنهاست که جدا از مادر در آپارتمانی که از او اجاره کرده زندگی میکند. کارگردان کرهای سعی دارد ابتدای فیلم را محدود به دیوارهای خانهی جو-ری کند. بیآنکه کلامی از جو-ری بشنویم و فقط با نشانههایی که کارگردان به ما میدهد متوجه میشویم که این دختر در دوران قرنطینه پشت درهای خانه باقی مانده است و روابط اجتماعی خود را به حداقل رسانده است. از سویی دیگر مادرش در این دوران رستورانی برپا کرده و از تنها دخترش انتظار کمک دارد. زمانی که یکی از مشاوران املاک برای اجارهی آپارتمان زنگ واحد را بهصدا در میآورد، جو-ری متوجه میشود که شرایط بیش از آن چیزی که او فکر میکند سخت است. بههمین سبب با بیمیلی حاصل از چندین ماه خانهنشینی و دور بودن از روابط اجتماعی به کمک مادر میرود. روایت درست از همین نقطه شروع به بال و پر گرفتن میکند. کارگردان کمکم کاراکترهای دیگری را پیرامون جو-ری قرار میدهد و تعامل او با هر کدام از این کاراکترها ادامهی روایت را میسازد.
آقای کواک در این فیلم سعی دارد دنیای دچار همهگیری و ترس و امید و در نهایت احتیاط را در چهرهی مردمان از زاویهدید جو-ری نظاره کند. بههمین سبب است که درام او گویی ضربآهنگی ندارد و دچار ابزوردیسم حاصل از انزوای اجباری است. کارگردان مانند بسیاری از ما تجربهی سخت قرنطینه را از سر گذرانده است و این درک مشترک بین او، مخاطب و بازیگران وجود دارد. شاید تا قبل از همهگیری کووید-۱۹ نگاهی غریب به استفادهی وسواسگونه از ماسک و لوازم بهداشتی داشتیم، اما پس از این رخداد رعایت تمام این موارد تبدیل به بخشی جداناپذیر از زندگی روزمرهی ما شد. در این درام نیز بدون روتوش و دراماتیزهکردنهای سینمای تجاری با کاراکتری مواجه میشویم که گویی یکی از میلیونها انسان در سرتاسر کرهی خاکی است. در درام آقای کواک محو شدن مرز بین کاراکتر داستانی و غلوشدگیها باعث سادگی و رول شدن آسان روایت میشود؛ همانطور که در عنوان مرور اشاره کردم در این روایت مادر دائم در حال آموزش پخت گیمباپ و رول کردن آن به دخترش است. بههمین سبب نام فیلم برگرفته از آموزش این غذا به جو-ری است.
رخدادهای این فیلم تقریباً واکنش بسیاری از ما به خارج شدن از دوران قرنطینه است و کارگردان از زاویهدید جو-ری بهخوبی آن را ارائه میدهد. اگر با شنیدن صدای محیط بدون هیچ جلوهای و قابهای زندهی این فیلم بهیاد فیلمسازی چون «هونگ سانگ-سو» افتادید، باید بگویم که حدس درستی زدهاید. هونگ سانگ-سو بهخوبی توانسته روی نسل جدید فیلمسازان مستقل کرهای تأثیر بگذارد و آثاری از این دست نتیجهی همین تأثیرپذیریها هستند.
واکنش تو به این نقد
بدون نوشتن نظر، با یک کلیک بگو چه فکر میکنی.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.