پوستر فیلم زانوکس

سفر در زمان با زانوکس در محیطی غیر از هالیوود، اما با همان ساختار

زانوکس
Zanox
محصول ۲۰۲۲ – مجارستان
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

در سینمای اروپای شرقی و به‌خصوص مجارستان خیلی کم آثاری با ضربآهنگ بالا شاهد بوده‌ایم. حال اگر این ضربآهنگ با درون‌مایه‌های هالیوودی ترکیب شود اتفاقی‌ست که طی یک دهه‌ی اخیر شاهد آن بوده‌ایم. آقای «گبور بنو بارانی» در اولین تجربه‌ی بلند سینمایی خود سعی دارد درون‌مایه‌ی لوپ زمانی را به زندگی روزمره‌ی یک نوجوان وارد کند.
کاراکتر اصلی داستان نوجوانی با نام «میشی» است که روزمرگی بی‌هیاهو، بدون چالش و بدون حتی یک‌ذره ریسک را می‌گذراند. کارگردان از همان ابتدا و سر میز صبحانه بسته‌ی قرص زانوکس را نشان می‌دهد. میشی دچار اضطراب است و به‌همین سبب زانوکس مصرف می‌کند. او برای اینکار در یک آزمایش میدانی پزشکی شرکت کرده که زانوکس تولیدی یک شرکت داروسازی را به‌صورت داوطلبانه مصرف می‌کند. کارگردان مجار کل این روز را تا شب با جزئیات در اختیار مخاطب قرار می‌دهد و درست در زمانی که میشی درگیر سوگواری برای دختر همکلاسی‌اش است به‌یک‌باره و پس از مصرف نوعی نوشیدنی الکلی دوباره به ابتدای صبح باز می‌گردد.
لوپ زمانی کارگردان در همین یک روز رخ می‌دهد و میشی مانند بسیاری دیگر از کاراکترهای هالیوودی ابتدا با تعجب و ترس به ماجرا می‌نگرد و سپس از آن استفاده می‌کند و لذت می‌برد و در انتها با یک اشتباه کودکانه همه‌چیز را به‌‌هم می‌ریزد. همه‌ی ارکان این اثر چیزی جدا از نمونه‌های لوپ زمانی هالیوودی نیست. کارگردان هم قصد ندارد از این ساختار جدا شود. اما آنچه این اثر را کمی متمایز از آثار هالیوودی می‌کند همان ۲۰ دقیقه‌ی ابتدایی فیلم است؛ این مورد هم مربوط به جغرافیای مجارستان و معماری شهری آن است.
این فیلم ارزش افزوده‌ای کخ بخواهیم به‌لحاظ فرمی یا روایی در باب آن صحبت کنیم ندارد. آنچه مشخص است عدم تلاش کارگردان جوان در پذیرش ریسک است. او جوان است و اولین اثر بلند سینمایی خود را روی پرده می‌برد. به‌همین دلیل سعی دارد در همان دنیای کلیشه‌ها گام بردارد و خطر چندانی برای ساختارشکنی نکند. در نتیجه آقای بارانی حتی سعی می‌کند میشی را از این مسیر باریک نجات دهد.
آنچه این کلیشه‌ی بسیار دیده‌شده را کمی قابل تماشا می‌کند بازی خوب بازیگر نقش میشی است که به‌خوبی کاراکتر این فرد مونوتون را درک کرده است. کارگردان جوان مجار در پرده‌ی آخر فیلم بیشتر و بیشتر از رازآلودگی اثر جدا می‌شود. در طول اثر آن مرد قاتل جز چند نمای کوتاه و افتتاحیه‌ی فیلم به‌کلی گم می‌شود و به‌عنوان نقطه‌ی تأثیرگذار روی میشی قوت چندانی نمی‌يابد. این به‌معنای سرگردانی کارگردان در پیشبرد روایت است. در نتیجه پایان فیلم چیزی حز زندگی رنگی و تخیل‌وار بسیاری از مخاطبان نیست؛ مردی با استفاده از این معجون زمان به گذشته بازمی‌گردد و ثروتمند می‌شود و در نهایت میشی را نیز نجات می‌دهد. کارگردان جوانی چون بنو بارانی باید بسیار بیشتر ریسک‌پذیر باشد. این اثر برای او به‌عنوان یک کارگردان فیلم‌اولی چندان موفقتی محسوب نمی‌شود. در هر حال کشورهایی مانند مجارستان پیشینه‌ی سینمایی قابل تأملی دارند و انتظار می‌رود هر درون‌مایه‌ای پس از ورود به این ساختار سینمایی متناسب با آن دچار تغییرات فرمی و روایی شود. در هر حال چیزی که طی چند سال اخیر می‌بینیم، سینمای تجاری مجارستان در همین راستا پیش می‌رود و باید دید نسل جدید سینماگران این کشور آیا همانند بنو بارانی این‌قدر ترسو به درون‌مایه‌های وارداتی می‌نگرند یا همچون باتجربه‌ها سعی در ساختاربندی دوباره‌ی آن‌ها می‌کنند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟