سینمای دلهره به این گوناگونیهای روایی نیاز دارد
در مرور سری فیلمهای ویاچاس اشاره کردیم که اکثر کارگردانهایی که اپیزودهای مختلف این سری فیلمها را میسازند فیلمسازان جوانی هستند که سینمای دلهره را میشناسند و این اپیزودهای دروازهی ورود آنها به سینمای بلند داستانی در ژانر دلهره است. حال جوزف و ونسا وینتر بهعنوان یک زوج کارگردان، پس از ساخت تعدادی فیلم کوتاه و یک اپیزود از ویچیاس ۹۹، اولین اثر بلند داستانی خود را روی پرده بردهاند. اثر آنها مانند همان اپیزود فیلم ویاچاس مستندنما بهحساب میآید.
یک یوتوبر معروف با نام «شان رادی» پس از اینکه بهدلیلی محتواهای خطرناک و نژادپرستانه از سوی یوتوب و دیگر شبکههای اجتماعی بهمدت چند ماه ممنوعالفعالیت شده، حال با ماجراجویی جدیدی بازگشته است. افتتاحیهی فیلم با ضربآهنگی بهشدت بالا فعالیتهای چندسالهی شان را تصویر میکند. زاویهدید کارگردانها همانند مستندنماها فقط از طریق دوربین گوشی یا دوربین فیلمبرداری کاراکتر اصلی نیست و نماها بین دوربین اصلی و دوربینهای شان در گردش هستند. نقش شان را «جوزف وینتر» بر عهده دارد. در سینمای مستقل معمولاً برخی فیلمسازان خود نقش اصلی را بر عهده میگیرند تا بتوانند مخاطب را بدون واسطه با درونمایهی اثرشان مواجه کنند. این کار به آن دلیل در بین فیلمسازان جوان رایج است که فرد بهخوبی میتواند شخصیتپردازی ذهنی خود را در باب کاراکتر داستان به مخاطب انتقال دهد.
فیلم این دو کارگردان در ۳۰ دقیقهی ابتدایی به خودی خود دلهره دارد. لوکیشن خانهای تکافتاده در منطقهای دور از شهر است و فضای باریک راهپلهها و راهروهای خانه و اتاقهای کاملاً تاریک هر آن ممکن است مخاطب را با جامپاسکری دلهرهآور مواجه کنند؛ حتی اگر این جامپاسکرها صرفاً بسته شدن یک در یا برخورد کاراکتر به وسیلهای در خانه باشند. اما پس از این ۳۰ دقیقهی مملو از تعلیق وارد داستانی میشویم که دو کارگردان قصد دارند بهعنوان درونمایه تصویر کنند. آنچه مسلم است تلاش دو کارگردان برای غلوشدگی عمدی در سکانسهای بعدی است. کاراکتر مقابل شان در این خانه روحی یکصدساله است که باعث نفرینشدن این خانه شده است. در خلال این سکانسها با برخی فلشبکهای مونوکروم مواجه میشویم که آگاهی بصری خوبی به مخاطب این فیلم میدهند. این اثر در دستهی آثار سینمای مستقل جای میگیرد و بهخوبی بیان میکند که فیلمساز میتواند با کمترین هزینه بهترین عملکرد را داشته باشد. شاید برخی مخاطبان با عروسکهایی که در فیلم بهعنوان ارواح شیطانی مقابل کاراکتر شان قرار میگیرند ارتباط برقرار نکنند، اما این اقدام دو کارگردان نوعی هجو آثار میانه است. کل فیلم بهنوعی همین هجو را در خود دارد و سعی کرده از کاراکترهای شرور آثار مختلف سینمای میانه در قالب این عروسکها استفاده کند.
هر دو کارگردان سعی دارند اثری با ضربآهنگ بسیار بالا را در قالب یک هجو مقابل مخاطب قرار دهند. این اثر برای مخاطب سینمای دلهره مملو از تعلیق و جامپاسکر است و برای فیلمسازان تازهکاری که میخواهند در سینمای دلهره گام بردارند بهعنوان یک ورکشاپ ساده کارایی دارد. در آینده بسیار بیشتر از این زوج فیلمساز در سینمای دلهره خواهیم شنید. در هر حال باید منتظر بود و دید که آیا این دو در همین دنیای هجوگونه – چه هجو جهنم و جادوگران و چه هجو دلهرههای میانه- گام برخواهند داشت یا در آینده با دلهرهای پستمدرن مطابق با دیدگاه هر دو فیلمساز به مقولهی دلهره مواجه خواهیم شد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.