پوستر فیلم جین غمگین

جین و سیاست تاچر تحت تأثیر کاراکترهای فرعی داستان

جین غمگین
Blue Jean
محصول ۲۰۲۳ – بریتانیا
ژانر درام
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

«جورجیا اوکلی» در فیلم کوتاه «پرنده‌‌ی کوچک» محصول ۲۰۱۷ و فیلم کنونی خود، «جین غمگین»، سعی دارد به دل تاریخ قرن بیستم بزند و از آن میان روایت‌هایی از زنان انگلیسی را روی پرده ببرد. او در این اثر به‌ سراغ زنی با نام «جین» رفته که در یک دبیرستان دبیر ورزش است و یکی از سیاست‌های فرهنگی مارگارت تاچر تأثیر زیادی روی زندگی شخصی و حرفه‌ای او می‌گذارد.
اوکلی فیلم را با جین تنها که در خانه مشغول رنگ کردن موهای خود است آغاز می‌کند. او هیچ اطلاعات اضافه‌ای از جین و زندگی خصوصی‌اش به ما نمی‌دهد و طی ۱۰ دقیقه روتین زندگی این زن را تصویر می‌کند. جین در انتهای این ۱۰ دقیقه تبدیل به کاراکتری با زندگی دوگانه می‌شود. او در طی روز همچون مردمان عادی به سر کار می‌رود و با دیگران زیست می‌کند و به‌محض غروب آفتاب به درون کلاب اقلیت‌های جنسی می‌رود و روی دیگر خود را در آن زیرزمین هویدا می‌کند. در طی ۲ سال گذشته آثاری را از سینمای آلمان و لهستان مرور کرده‌ایم که در آن‌ها نیز دهه‌های پس از جنگ جهانی دوم تصویر شده بودند و فیلم‌سازان روی اقلیت‌های جنسی و زندگی مخفیانه‌اشان در خلال سیاست‌های سختگیرانه‌ی دولت‌ها تمرکز کرده بودند. در این فیلم نیز برهه‌ای از تاریخ انگلستان در دهه‌ی ۱۹۸۰ روی پرده می‌رود که طی آن مارگارت تاچر سیاست حفظ ارزش‌های اخلاقی و خانواده را مطرح کرد. کارگردان برای تأکید روی این درون‌مایه بارها از طریق تلویزیون و رادیو سعی دارد این گزاره را مطرح کند و در کنار آن زندگی دوگانه‌ی چین را تحت تأثیر قرار دهد.
جین در این اثر همان کاراکتر معروف کلیشه‌های درون‌مایه‌ی جنسیتی است که پس از زندگی پنهان خود دچار نوعی جسارت می‌شود و در نهایت خود را فریاد می‌زند. روایت آن‌قدری هویدا و رو است که چندان نمی‌توان آن را همچون داستانی گیرا تصور کرد. به‌طور مثال در فیلم «آزادی بزرگ» با کاراکتر مردی روبه‌رو بودیم که در زندگی‌اش به‌لحاظ سیاست‌های محدودکننده و جبری درگیر نوعی جنگ بود. در اثر آلمانی «هانس هافمن» عصیانگر است و این شورش درونی و شخصیتی را به کل روایت تزریق می‌کند. اما در اثر بریتانیایی جین درست همان کاراکتر معصوم و ضعیف کلیشه‌ای بسیاری از آثار با درون‌مایه‌ی مشابه است و هیچ خلاقیتی در ترسیم تصویر سینمایی او صورت نمی‌گیرد.
آنچه این فیلم را از بند کلیشه‌ی روایی‌اش نجات داده جز فرم تصویری و کاراکترهای مکمل نیست. کارگردان بریتانیایی به‌خوبی توانسته قاب‌هایی درگیرکننده را در برابر مخاطب قرار دهد تا بلکه چیزی برای تماشا وجود داشته باشد. او به‌خوبی کاراکترهای پیرامون جین را پرورش می‌دهد و همین باعث زنده بودن زندگی در روایت می‌شود. شاید تنها نقظه‌ضعف روایت عدم جسارت کارگردان در بیرون زدن از کلیشه‌ی شخصیتی جین است. به‌ کاراکتر خواهر، دوست‌دختر جین، «لوئیس»، معلم‌های مدرسه، دانش‌آموزان و دیگران در این روایت توجه کنید. تک‌تک این کاراکترها آن‌قدر خوب در بطن روایت زیست می‌کنند که باعث عمق پیدا کردن زندگی جین می‌شوند. کم پیش می‌آید که در یک فیلم کاراکتر مرکزی تحت تأثیر کاراکترهای مکمل قرار بگیرد و آن‌ها باشند که روایت را در مسیر خود نگاه دارند. در این اثر نه جین و نه مارگارت تاچر، بلکه این کاراکترهای مکمل هستند که روایت را زنده نگاه می‌دارند و زندگی پر از درد اقلیت‌های جنسی در دهه‌ ۱۹۸۰ را به مخاطب سینما نشان می‌دهند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟