پوستر فیلم وقتی نجات دادن دنیا رو تموم کردی

به دنبال خانواده‌ای بهتر

وقتی نجات دادن دنیا رو تموم کردی
When You Finish Saving the World
محصول ۲۰۲۲ – ایالات متحده
ژانر درام
امتیاز ۲
نویسنده سارا

«اِولین» دارای مؤسسه‌‌ای برای کمک به زنان و خانواده‌های در معرض خشونت است. او با همسر و پسرش، «زیگی»، زندگی می‌کند اما به‌نظر می‌رسد مدت‌هاست آنها از یکدیگر دور شده‌اند و نمی‌توانند به‌مانند گذشته با هم ارتباط برقرار کنند. حضور پسری هم‌سن زیگی با نام «کایل» در مؤسسه‌ی اولین و عشقی که زیگی به یکی از دختران هم‌کلاسی‌اش با نام «لیلا» دارد، باعث می‌شود رابطه‌ی اعضای این خانواده پیچیده‌تر شود.

کتاب صوتی «وقتی نجات دادن دنیا رو تموم کردی» در سال ۲۰۲۱ توسط «جسی آیزنبرگ» در پلتفرم‌های مخصوص کتاب‌های صوتی ایالات متحده منتشر شد. این کتاب طی چند دهه روابط میان سه شخصیت اصلی خود را که متشکل از یک مادر، یک پدر و فرزند پسرشان است، شرح می‌دهد. آیزنبرگ در سال ۲۰۲۲ بعد از سال‌ها بازیگری در بیش از پنجاه فیلم اولین تجربه‌ی کارگردانی‌اش را با اقتباس از این کتاب آغاز می‌کند. اولین کتابی که خود نوشته و حالا برای ساخت یک فیلم از آن بهره برده است. او تلاش کرده به کتاب وفادار باشد و در این راه هم تا حدودی موفق بوده است. آیزنبرگ تنها بخش‌های زمان حال کتاب خود را پوشش می‌دهد و به داستان گذشته‌ی شخصیت‌ها نقبی نمی‌زند. اتفاقی که در مسیر داستان به ایراد تبدیل می‌شود، زیرا نمی‌تواند رابطه‌ی میان شخصیت‌ها را به‌خوبی شرح دهد. رابطه‌ی پدر با مادر و فرزند به کل فراموش شده و داستان به آن توجهی نمی‌کند.

قصد آیزنبرگ در فیلم «وقتی نجات دادن دنیا رو تموم کردی» آن است که به رابطه‌ی میان مادر و پسر توجهی عمده داشته باشد و برای نزدیک کردن این دو شخصیت از دو شخصیت فرعی و خرده‌روایت‌هایی دیگر هم بهره برده است. اما آیزنبرگ بیشتر زمان فیلم خود را به روابط فرعی و خرده‌روایت‌ها اختصاص داده است. توجهی که او به خرده‌روایت‌ها دارد نقطه‌ی قوت فیلم‌اش است و می‌تواند روایت اصلی را به‌خوبی پوشش دهد. ایراد در عدم توجه به روایت اصلی است. شاید زمان اندک فیلم و عدم توجه آیزنبرگ به رابطه‌ی مادر و پسر و حتی مادر و پدر باعث شده این فیلم با پتانسیل بالا نتواند آن‌چنان که باید پیش رود و بیننده را مأیوس کند.

اولین در تلاش برای جبران کمبودهای زندگی خود به دنبال نجات جهان است. او کایل را به‌جای پسر خود می‌خواهد، پسری که می‌خواسته داشته باشد اما ندارد. او زنان بسیاری را از خشونت رهانده و فرزندان بسیاری را به آرامش رسانده است و اما آنقدر به دیگران توجه کرده که از خانواده‌ی خود و حتی خودش هم غافل مانده است. زیگی هم برای جبران عدم توجه مادر و پدرش مدام فالوورهای خود را می‌شمارد و تنهایی خود را با این فالوورها می‌خواهد پر کند. با این حال لیلا در نظرش با همه فرق می‌کند. شوق لیلا برای زندگی و تلاش‌اش برای تغییر دنیا زیگی را مشتاق به او می‌کند. چیزی که در مادر خود نمی‌بیند، علی‌رغم کارهایی که مادر می‌کند. آیزنبرگ در نشان دادن دنیای پیرامونی شخصیت‌های اصلی خود موفق بوده است، به همین دلیل هم مخاطب بعد از پایان فیلم به حیف شدن داستان او می‌اندیشد. فیلمی که با تمام داشته‌ها و نداشته‌های‌اش با بازی خوب بازیگران‌اش و انتخاب بازیگرانی که آیزنبرگ داشته از آینده‌ای روشن برای او می‌گوید.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟