خیابانهای واقعی لسآنجلس زیر چرخ هیجان روایت
تنفس فضای شهری در یک اثر سینمایی یعنی نیمی از راه یک درام را رفتن. در آثاری که در جغرافیای ایالات متحده روی پرده میروند، بهدلیل بالا بودن هزینه در ساخت یک درام شهری، سازندگان مجبور به بازسازی این لوکیشنها در محیط استودیوهای فیلمسازی یا استفاده از پردهی سبز هستند. شاید این حربهها بیشتر در آثار دارای تعقیبوگریز، سکانسهای اکشن و غیره به کار بیایند. اما در بسیاری از ملودرامهای هالیوودی نیز شاهد این تصنع هستیم. در سینمای تجربی و مستقل ایالات متحده وضع به گونهای دیگر است. کارگردان ابتدا یک طرح کلی از محیطی که قرار است رخدادهای روایت در آن روی دهند در ذهن ترسیم میکند و با توجه به بودجهای که برای اثرش در نظر گرفته به بهترین شکل از این طرح استفاده میکند. «جاناتان سالمی» در جدیدترین اثر خود بهراحتی مخاطب را در رویارویی مستقیم با شهر لسآنجلس قرار میدهد.
برخی آثار از همان نمای اول همچون سیاهچالی مخاطب را بهدرون خود میکشند. این فیلم با یک کاراکتر مرکزی با نام «وینسنت» ما را به توری لذتبخش و پر از هیجان در دل شهر لسآنجلس میبرد. وینسنت در افتتاحیهی فیلم از روند زندگی خود بهعنوان یک فروشندهی ماریجوآنا میگوید. او از بازار داغ این گیاه قبل از قانونی شدن آن میگوید و زمانی ما را وارد روایت زمان حال خود میکند که دیگر کاروکاسبیاش در حال ورشکسته شدن است. در نماهای پیدرپی از این افتتاحیه کاراکترهای مکمل زندگی وینسنت نیز کمکم وارد ماجرا میشوند؛ همکار و شریک او و در نهایت دوستدخترش. کارگردان دیگر بیش از اینها کاراکتر فرعی وارد روایت نمیکند و سعی دارد با استفاده از همین سه ضلع روایت را پیش ببرد.
حال چرا این اثر به دل مینشیند؟ شاید در ابتدا با خود بگوییم که نماهای شهری را حتی میتوان در سریالهای استودیویی همچون «دوستان» نیز استفاده کرد و این کار در اتاق تدوین بهراحتی قابل انجام است. اما در این دسته از آثار وضع بهگونهای دیگر است. آن نماهای قلابی تبدیل به نماهای بالشی از جنس اوزو میشوند. کاراکترها در زندگی شهری خود غرق هستند و در میان هر برش با نمایی از شهر و دنیای صنعتی روبهرو هستیم. در این اثر هواپیماهای بر فراز شهر، دکلهای برق، خیابانها و تیغ آفتاب که روی بخشی از شهر افتاده است مخاطب را در فضای فیلم غرق میکنند.
این فیلم روایت یک دلال مواد اخلاقمدار و کاملاً اومانیست است. وینسنت از شیوهی کسب در آمد خود خبر دارد اما در همین سیستم غیرقانونی نیز غیراخلاقی رفتار نمیکند. کارگردان جوان کاراکتر خود را در تقابلی مستقیم با دنیای بیقانون دلالان مواد مخدر قرار میدهد و قصد دارد او را در یک هفتهی نفسگیر در برابر اتفاقات ناخواسته قرار دهد. سالمی بهخوبی توانسته فرمی را که در ذهن داشته ارائه دهد. به تنوع برشها و همگامی آنها با روایت توجه کنید. بهطور مثال زمانی که وینسنت توسط افراد یک نزولخوار به صندوقعقب ماشین پرتاب میشود، این برشها و تأمل کارگردان در فید-این و فید-اوت است که باعث درک فضای تنگ و تاریک صندوق عقب میشود. از سویی دیگر ضربآهنگ بالا باعث شده این روایت بهشدت خلوت مخاطب را از تکوتای هیجان نیندازد و تا انتها همراه او باشد. فیلم اول آقای سالمی ما را امیدوار به آیندهی سینمای شهری ایالات متحده میکند و نام او را در کنار نامهایی همچون شان بیکر قرار میدهد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.